تنها خداست که می ماند…ن والقلم وما یسطرون… وهذا ذکر

سپتامبر 4, 2011

دست نوشته هاي بهار صبا(آليس در سرزمين عجايب2)

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 11:22 ق.ظ.

بنام حق..

 اينها نوشته هاي من بهار صبا (فاطمه فضايي ) متولد 1352 از تهران است.

نه قصد رسوا كردن كسي رو نه نه چيزي .. درد دلهاي مانده بر دل از گذشته به حال و آينده

وقتي بچه اي نميدوني چرا متولد ميشي… بايد بزرگ شي.. وقتي بزرگ ميشي بايد ادامه بدي.. و زمانش كه رسيد بايد بري … و هرگز نميدوني چرا «بايد»

خدا عمر طولاني بده به اونهايي كه به موندن بچه هاشون دل ميبندن.. و اونهايي كه به موندن خودشون دل ميبندن.

ظاهرا ما هم مثل بچه هاي ديگه بزرگ شديم.. نه به كام دل نه بنام  كسي…

خلاصه كه فكر كني هيچي ارزش نداره ازش بگي.. ولي شايد در دنياي واقعيت كه نشد در دنياي مجازي يادي از ما بمونه…

ادمهاي دنياي واقعي همه نقاب زدن… ظاهرا هم به «دنياي غرب » با همون نقاب سفر خواهند كرد..

ما مونديم با خود واقعيمون كه از مورچه و مورچه خوار و فيل… به همه بايد يه باجي.. يه ماچي بديم تا رد شيم….

اين افتخار زندگي ميشه.. اول شرمساريه و بعد ميشه افتخار.

افتخار از موندن به حقيقت ولو با به نابود شدن جسم و روح.

حقير چون بهره هوشي زيادي مثل دوستان نداشتم دوران تحصيل رو با تجديد و سلام و صلوات و كمك از وعاظ تمام كردم وشدم يه ادم نصفه مومن نصفه كافر…

ظاهرا مقدر نبود درست تحصيل كنيم بذا ت خودمون… مونديم از اونچه مي خواستيم…. شديم يه بازرگان بي پيشه درس اموخته مفتخر از دانشگاه ملي.. بي توشه بي فايده بي اثر.و بعدها…..

بعدها.. شديم اليس در سرزمين عجايب….

اتفاقاتي كه همه در رويا افتاد نه در بيداري..

ولي جالبه.. در رويا اتفا ميافتاد و به شوخي….. و من جدي جدي زمينگير ميشدم….

عجب است اين دنياي رويا و مزاح و واقعيت….

حتي المكان از بردن اسامي دوستان سرافراز صرفنظر مي كنم بنا به ستار العيوبي .. غير از عزيران همچنان در ركاب خدمت…

بزرگ شديم.. رفتيم دنياي عجايب.. همراه اليس.. اونجا به هر دري زديم بسته بود… به هر راهي رفتيم به چاه بود… خود اليس هم شاهده كارهايي كرديم كه به عقل جن نميرسيد… ولي نميدونم.. چرا… نميشه؟

همون كارهايي كه بقيه مي كنن ما مي كنيم ها….. ولي نميشه….

خواستيم رو پاي خودمون وايستيم نشد… خواستيم به بقيه تكيه كنيم .نشد… خواستيم زندگي كنيم .. نشد..خواستيم بميريم….؟نميدونم .. شايد شد..

اين دنياي عجايب من است با اليس.

در سرزمين عجايب…

واين خاطرات . روزنوشته هاي بهار همراه اليس در سرزمين عجايب…..

كه نسخه هاي معتبرترش هم نزد دوستان هست در صورت كفاف ندادن امكانات به حقير… از خاطرات اونها استفاده كنيد.

.

 

 

 

ژانویه 22, 2010

كافه للناس

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 1:11 ب.ظ.

واگذارى امر دين به پيغمبر * كافه للناس

 بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ فِي أَمْرِ الدِّينِ

 پس امر رسولخدا صلى اللّه عليه و آله با امر خداى عزوجل و نهى او با نهيش موافق و برابر است ، بر بندگان لازمست تسليم او باشند همچنانكه تسليم خداى تبارك و تعالى هستند.

 • حنيفا مسلما) يعنى (خالصا مخلصا) كه چيزى از پرستش بتها در آن نباشد.

• انفاق كن و از فقر مترس ، و سلام را در جهان منتشر كن و بحث و جدل را رها كن.

 • خوشا حال كسى كه عبادت و دعايش را براى خدا خالص كند و دلش را بآنچه چشمش مى بيند مشغول ندارد و بدانچه گوش مى شنود، ياد خدا را فراموش نكند، و براى آنچه بديگرى داده شده اندوهگين نشود.

 • پايدارى بر عمل تا خالص ماند، سخت تر از خود عمل است و عمل خالص آنست كه : نخواهى هيچكس ‍ جز خداى عزّوجلّ ترا بر آن بستايد،

• دل سالم كسى دارد كه پروردگارش را ملاقات كند، در حالى كه جز خدا احدى در دلش نباشد، و هر دلى كه در آن شركى يا شكى باشد، ساقط است و (انبياء و اولياء خدا) زهد دنيا را اختيار كردند تا دلشان براى آخرت فارغ باشد.

 • استعداد و قابليت اشخاص در پذيرش ايمان مختلف است و خدا هر كس را باندازه استعدادش تكليف كرده و بازخواست مى نمايد، شما هم در علوم و اعمال و اخلاق دينى ، از هر كس بقدر وسع و طاقت و استعداد و قابليتش متوقع باشيد كه تحميل بيش از استعداد و طاقت او را سنگين با رو خسته و وامانده كند.

 • لباس اسلام حيا و زينتش وقار و سنگينى است و مردانگيش عمل صالح و ستون و پايه اش پرهيزكارى است ، و هر چيزى را اساس و پايه اى است و پايه اسلام محبت خدا است.

• پس به سبب ايمان بر اعمال صالح استدلال شود و با اعمال صالح فقه و دانش رونق گيرد و فقه و دانش موجب ترس از مرگ شود، و با مرگ دنيا خاتمه پذيرد و با دنيا قيامت بگذرد (با اعمال شايسته در دنيا گرفتاريهاى قيامت بگذرد) و با قيامت بهشت نزديك شود و بهشت مايه حسرت و افسوس اهل دوزخ و دوزخ مايه پند پرهيزگاران و پرهيزگارى پايه ايمانست .

• ايمان چند پايه دارد: توكل بر خدا…تلاش…. واگذار كردن امر بخدا، ….راضى بودن بقضاى خداى ، …تسليم بودن بامر خداى عزّوجلّ. • مؤ من را سزاوار است كه داراى چند خصلت باشد: هنگام شدائد باوقار باشد، هنگام بلا شكيبا باشد، در فراوانى نعمت سپاسگزار باشد، بآنچه خدا روزيش كرده قانع و خرسند باشد، بدشمنانش ستم نكند، بارش را بر دوستانش نيفكند ، بدنش از او در رنج و مشقت باشد (از بسيارى عبادت و قضاء حوائج مردم )، مردم از ناحيه او در آسايش باشند، همانا علم دوست مؤ من است و بردبارى و زيرش و عقل امير سپاهش (يعنى اعضاء و جوارحش بفرمان عقلش رفتار كنند) و مدارا برادرش و احسان پدرش ‍ باشد.

 • ميدان اسلام قرآن است و نورش حكمت و حصارش نيكى و ياورانش ‍ نيكان.

• همواره كوشش كن ، مبادا خود را در عبادت و طاعت خداى عزوجل بى تقصير دانى ، زيرا خدا چنانكه شايسته است ، پرستش نشود.

 • غلو كننده كدامست ؟ درباره ما گويند آنچه درباره خود نگوئيم .

 • بر امتم از سه چيز ميترسم : گمراهى بعد از معرفت و فتنه هاى گمراه كننده و شهوت .

 • هر كه بداند خداى عزوجل او را ميبيند و هر چه ميگويد و ميكند از خيرو شر ميشنود ،آگاهست و همين دانش ‍ او را از كارهاى زشت باز دارد، كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و خود را از هوس باز داشته است .

 • سخن خدا:اى آدمى زاد! تنها بعبارت من پرداز تا دلت را از بى نياز پركنم و نسبت بخواستت ترا بخودت وانگذار، و بر من است كه نياز را از تو بردارم و دلت را از ترس خود پركنم ، و اگر براى عبادتم خود را فارغ نسازى : دلت را از گرفتارى دنيا پركنم ، سپس در نياز را برويت نبندم و ترا با خواستت واگذارم.

 • عبادت كنندگان چند دسته اند: گروهى كه خداى عزوجل را از ترس عبادت كنند ، …. مردميكه خداى تبارك و تعالى را بطمع ثواب عبادت كنند ، …. دسته اى كه خداى عزوجل را براى دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادتست.

• صبر نسبت به ايمان مانند سر نسبت به تن و هر كه صبر ندارد ايمان ندارد.

• سپاسگزارى افزايش در پى دارد.

 • خلق نيكو گناه را آب كند، چنانكه خورشيد يخ را آب ميكند.

• هر كه زبانش راست باشد كردارش پاك است .

• گناهان را بحسنات تبديل كند: راستگوئى و حيا و خوشخلقى و سپاسگزارى .

• گذشتن از كسى است كه بتوستم كرده و پيوستن با كسيكه از تو بريده و نيكى باكسيكه بتو بدى كرده و بخشيدن بكسيكه ترا محروم ساخته .

 • انسان با تفكر بهر خيرى ميرسد.

 • از محكمترين دست آويزهاى ايمان اينستكه : براى خدا دوست بدارى و براى خدا دشمن بدارى و براى خدا عطا كنى و براى خدا دريغ دارى .

 • نزديكترين مردم بخدا متواضعانند، دورترين مردم از خدا هم متكبرانند.

 • خدا ملايم است و ملايمت را دوست دارد و از ملايمتش نسبت بشما، بيرون بردن كينه ها و مخالفت دلهاى شماست.

 • همانا ايمان برتر از اسلام و يقين برتر از ايمانست و چيزى گرامتر از يقين نيست .

• عبادت بنماز و روزه بسيار نيست ، همانا عبادت انديشيدن در امر خداى عزوجل است .

 • با تفكر دل خود را بيدار ساز.

 • هر مؤ منى در دلش دو نور است : نور ترس و نور اميد.

• عابدترين مردم كسى است كه نسبت بهمه خير خواه و پاكدل باشد.

• حق مسلمان بر مسلمان اينستكه او سير نباشد و بردارش گرسنه و او سيراب و برادرش تشنه و او پوشيده و برادرش برهنه ، پس چه بزرگست حق مسلمان بر برادر مسلمانش.

• اصحاب خود را بزرگ داريد و احترام كنيد و بيكديگر رو ترش نكنيد. زيان نزنيد و رشك نبريد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان مخلص خدا باشيد.

• با يكديگر پيوستگى و خوشرفتارى و مهرورزى و عطوفت داشته باشيد.

• سلامتى دين و صحت بدن بهتر از مالست و مال يكى از زينتهاى دنياست .

• لبخند شخص در روى برادر مؤ منش حسنه باشد.

• همانا اين دين محكم و متين است ، پس با ملايمت در آن در آئيد و عبادت خدا به بندگان خدا با كراهت تحميل نكنيد تا مانند سوار درمانده ئى باشيد كه نه مسافت را پيموده و نه مركبى بجا گذاشته.

• ازكاملترين مردم از لحاظ ايمان، خوشخلقترين آنهاست .

 • روز خود را بكار خير آغاز كنيد، و در اول و آخر روز برفرشتگان گماشته خود نيكى املا كنيد (تا در اول و آخر روزنامه عمل شما نيكى نوشته شود) و در آن ميان براى شما آمرزش باشد.

 • چون اراده كار خيرى كردى بشتاب ، زيرا نميدانى چه پيش ميآيد.

 • خوشا حال كسى كه خلقش طيب و طبعش طاهر و باطنش شايسته و آشكارش نيكو باشد، و زيادى مالش را بدهد ،از خود انصاف دهد.

 • از بهترين اعمال ، انصاف دادن مردم از خود و مواسات با برادر دينى و ياد خداى عزوجل در هر حال است .

 • هرگونه دوست دارى مردم با تو رفتار كنند، تو با آنها رفتار كن ، و هر چه را ناخوش دارى مردم را با تو كنند، با آنها مكن.

• آنچه از آن خداست ، اينستكه اورا عبادت كنى و چيزى را شريكش نسازى ، و اما آنچه از آن توست اينستكه پاداش عمل ترا بدهد زمانيكه از همه وقت بدان نيازمندترى . و اما آنچه ميان خدا و تواست دعا كردن تو و اجابت او است . و اما آنچه ميان تو و مردم است ، اينستكه براى مردم بپسندى آنچه براى خود ميپسندى و براى آنها نخواهى آنچه براى خود نخواهى .

 • روا ساختن حاجت مردم از افضل عباداتست.

• تقيه هنگام اضطراراست. و تقيه كننده خود داناتر بآنست زمانيكه برايش پيش ‍ ميآيد.

 • چيزى بيشتر از گناه قلب را فاسد نكند، قلب مرتكب گناهى ميشود و بر آن اصرار ميورزد تا بالايش بپائين ميگرايد سرنگون و وارونه ميشود و سخن حق و موعظه در آن نميگنجد و تاءثير نميكند

 • واى بر كسانيكه دين را دام بدست آوردن دنيا كنند، واى بر كسانيكه مردمى را كه بعدالت دستور دهند بكشند، واى بر كسانيكه مؤ من در ميان آنها با خوف و تقيه بسر برد.

 • از مجادله و ستيزه بپرهيزيد كه دلهاى دوستان و برادران را بيمار كنند و نفاق رويانند.

• هر كس مالك غضب خود نباشد، مالك عقل خود نخواهد بود.

 • حسد ايمان را ميخورد، چنانكه آتش ‍ هيزم را ميخورد.

• مؤ من غبطه برد و حسد نبرد.

• كسى كه تعصب برد ،رشته ايمانرا از گردن خويش باز كرده است .

 • از بزرگترين تكبرها خوار شمردن مخلوق است.

• دشنام دادن و بدزبانى و هرزه گوئى از (نشانه هاى ) نفاق و دوروئى است .

• ستم بر سه گونه است : ستميكه خدا بيامرزد، و ستميكه خدا از آن صرفنظر كند، اما آنستميكه خداوند نيامرزد شرك است ، و اما آنستميكه خدا بيامرزد ستمى است كه انسانى بخويشتن كند ميان خود و خداى خود، و اما ستميكه خدا صرفنظر نكند حقوقى استكه مردم بيكديگر دارند.

 • از هواهاى (نفسانى ) خود بر حذر باشيد و بترسيد چنانچه از دشمنان حذر ميكنيد.

 • دروغ ويران كننده ايمان است .

• لغزشهاى مردم را جستجو نكنيد.

 • ازدورترين بنده ها از خدا آن است كه با مردى برادرى كند و لغزشهاى او را بر او نگهدارى كند كه روزى بر آنها سرزنشش كند.

 • از خداوند طلب آمرزش كن براى آنكه غيبتش كردى هر زمان بيادش افتادى .

• از غيبت ، تهمت ، بدانديشي، سخن چيني بپرهيزيد.

• سزاوار نيست كه با فاجر (هرزه ، تباهكار، نافرمان ) و نه با احمق و نه با دروغگو رفاقت كند.

 • چون بنده توبه نصوح كند خداوند او را دوست دارد، و در دنيا و آخرت بر او پرده پوشى كند،

 • آنكس ‍ كه بيايدش اندرزى از جانب پروردگارش پس باز ايستد، از آن اوست آنچه در پيش گذشته است.

• دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است.

• ترش روئى بمردم دشمنى ببار آرد.

• دوستى كردن با مردم نيمى از خرد است .

 • پس هرگاه شخصي بشما سلام كرد باو بگوئيد: سلام

• از درون مردم كاوش و جستجو مكن كه بى رفيق و دوست بمانى .

• احترام كنيد كسى كه موى خود را مومن سفيد كرده.

• شوخى از خوش خلقى است ، و تو بدان وسيله برادرت را خوشحال و مسرور كنى. صورتيكه صورتيكه فحشى نباشد.(در جايي كه نبايد،شوخى مكن كه روى مردم بتو باز شود و بر تو دلير شوند.)

• ستيزه مكن كه شخصيت تو را ببرد.

 • با كسى كه همراهي كنى اگر بتوانى دست خيرت را بر سر او نهى و باو سود رسانى و نيكى كنى ،بكن .

• همسايه اش از ازار او آسوده باشد. • براى هر كارى ، ((ان شاء الله ))

• دوست هر انسانى عقل او است و دشمن او جهلش.

 • تنها صاحبان خرد اندرز مى‏گيرند.

 • با مردم به اندازه عقل خودشان سخن گو.

• هيچ تهيدستى سخت‏تر از نادانى و هيچ مالى سود بخش‏تر از عقل نيست.

 • طلب علم بر هر مسلمانى(تسليم) واجب است . آموخت براى خدا، عمل كرد براى خدا، تعليم داد براى خدا.

• گفتگوى با عالم در خاكروبه بهتر از گفتگوى با جاهل است روى تشكها.

• زكاة علم اين است كه آن را به بندگان خدا بياموزى.

 • هفتاد گناه جاهل آمرزيده شود پيش از آنكه يك گناه عالم آمرزيده شود. تشديد الامر

• دانا، سرش تواضع است، چشمش بى‏رشكى، گوشش فهميدن، زبانش راست گفتن حافظه‏اش كنجكاوى، دلش حسن نيت، خردش شناختن اشياء و امور، دستش رحمت، پايش ديدار علماء همتش سلامت، حكمتش پرهيزگارى قرارگاهش رستگارى، جلودارش عافيت و مركبش وفا، اسلحه‏اش نرم زبانى، شمشيرش رضا، كمانش مدارا، لشكرش گفتگوى با علماء، ثروتش ادب، پسندازش دورى از گناه، توشه‏اش نيكى، آشاميدنش سازگارى، رهبرش هدايت، رفيقش دوستى نيكان.

• آنچه پيغمبران آورده‏اند و آنچه بر بندگان نازل شده، كافى است كه بر خردمندان راهنماى پروردگار باشد.

 • همانا پايان و سرانجام سوى پروردگارت باشد. پس چون سخن به خدا رسيد باز ايستيد.

 • اى پسر آدم: اگر دل ترا پرنده‏اى بخورد سيرش نكند و اگر بر چشمت سوراخ سوزنى نهند آنرا بپوشانيد، تو خواهى با اين دو (عضو كوچك) سلطه آسمانها و زمين را بشناسى، اگر راست مى‏گوئى اين خورشيد است كه مخلوقى از مخلوقات خداست، اگر توانستى چشمت را به آن بدوزى چنانست كه تو مى‏گويي… والاست خدا ، والاست خدا ، هر كه به آنچه آنجاست دست درازى كند هلاك گردد.

• هيچ قبض و بسطى (تنگى و فراخى، بستن و گشودنى) نباشد جز آنكه براى خدا نسبت به آن خواست و حكم و آزمايش است. و در حال تلاش واجب است.

• بر دنيا شكيبا باشيد كه آن ساعتى است ، زيرا آنچه كه از دنياى گذشته (اكنون ) نه دردى از آن احساس كنى و نه شادى ، و آنچه نيامده كه ندانى چيست . همانا دنياى تو آن ساعتى است كه در آنى پس در آن يكساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانى خداوند شكيبا باش.

 • ازامت من برداشته شده : خطا، فراموشى ، آنچه بزور بآن وادار شوند، آنچه تاب آنرا ندارند،.

• دعا و درخواست از خدا، سلاح انسان است . هر گاه دعا كردى به دل توجه كن. و كار خود بخدا واگذار.

• اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد،گرامي است.

• خداى عزوجل به موسى فرمود: در شب و روز مرا بسيار ياد كن ، و به هنگام بلايم شكيبا باش ، و پيش ذكر من آسوده باش چون با ذكر من دل آسوده شود و مرا بپرست و چيزى را شريك من قرار مده. • أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ إِلَهاً وَاحِداً أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً.

ژانویه 14, 2010

عقيده به اصول دين

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:28 ب.ظ.

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين،

1.       عقيده  به اصول دين بايد از روى دليل باشد،

2.       به دست آوردن فتوى:

           شنيدن از خود مجتهد

         ديدن در رساله مجتهد در صورتى كه انسان به درستى آن رساله اطمينان داشته باشد.

          شنيدن از كسى كه مورد اطمينان و راستگوست

3.      انسان يقين نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است، مى‏تواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نمايد.

4.      اگر براى انسان مساله‏اى پيش آيد كه حكم آن را نمى‏داند، مى‏تواند صبر كند تا فتواى مجتهد اعلم را به دست آورد چنانچه از انجام عمل، محذورى لازم نيايد، مى‏تواند عمل را به جا آورد. پس اگر معلوم شد كه مخالف واقع يا گفتار مجتهد بوده دوباره بايد انجام دهد.

5.      نجاسات: بول. غائط. مردار. خون.

6.      آب چيز نجس را پاك مى‏كند.

7.      اگر كسي شهادتين بگويد، يعنى بگويد: “اشهد ان لا اله الا الله مسلمان (تسليم )مى‏شود.

8.      در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها را مسح كنند.

9.      غسلهاى واجب:: غسل جنابت.: غسل حيض.: غسل ميت.: غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مى‏شود.

10. جنب حرام است:: رساندن جايى از بدن به خط قرآن يا به اسم خدا: رفتن در مسجدبراي نماز.

11. در غسل ترتيبى بايد به نيت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست،بعد طرف چپ بدن را بشويد.

12. نماز خواندن بر ميت مسلمان، اگر چه بچه باشد، واجب است.

13. تيمم. تهيه آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد يا ضرر. خاك يا چيز ديگرى كه تيمم به آن صحيح است،

14. در تيمم: اول: نيت. دوم: زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمم به آن صحيح است. سوم: كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى كه موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى، چهارم: كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ.

15. نمازهاى واجب: اول: نماز يوميه. دوم: نماز آيات. سوم: نماز ميت. چهارم: نماز طواف واجب خانه كعبه. پنجم:. نمازى كه به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود.

16.   نمازهاى واجب يوميه پنج است: ظهر و عصر هر كدام چهار ركعت، مغرب سه ركعت، عشا چهار ركعت، صبح دو ركعت.

ناسخ: نمازهاى واجب يوميه .. است: ظهر چهار ركعت، …………الصلواه الوسطي

17. خانه كعبه قبله است، و بايد روبروى آن، نماز خواند.

18. كسى كه يقين به قبله ندارد، به هر طرف كه انجام دهد، صحيح است.

19. واجبات نماز يازده چيز است: اول: نيت. دوم: قيام يعنى ايستادن. سوم:تكبيرة الاحرام يعنى گفتن “الله اكبر” در اول نماز. چهارم: ركوع. پنجم: سجود. ششم:قرائت. هفتم: ذكر. هشتم: تشهد. نهم: سلام. دهم: ترتيب. يازدهم: موالات يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز.

20. در هر يك از سوره كه: يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد بعد از تمام شدن آن آيه بايد فورا سجده كند و اگر فراموش كرد هر وقت‏يادش آمد بايد سجده نمايد. لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله ايمانا و تصديقا لا اله الا الله عبودية و رقا سجدت لك يا رب تعبدا و رقا لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير».

21. تشهد: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له .

22. بعد از تشهد ركعت آخر نماز مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بگويد: «السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته‏» و بعد از آن بايد بگويد: «السلام عليكم‏» و احوط استحبابى آن است كه «و رحمة الله و بركاته‏» را اضافه نمايد يا بگويد: «السلام علينا و على عباد الله الصالحين‏».

23. در قنوت هر ذكرى بگويد اگر چه يك «سبحان الله‏» باشد كافى است.

24. روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مى‏كند ، خوددارى نمايد.

25. روزه را باطل مى‏كند: اول: خوردن و آشاميدن. دوم: جماع. سوم:استمنا،: دروغ بستن به خدا .باقى ماندن بر جنابت و حيض تا اذان صبح. و احكام اينها در مسايل آينده گفته مى‏شود.

26.   به واسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال مى‏شود و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين نشود، و زنى را كه به‏اين قسم عقد مى‏كنند دائمه گويند. و عقد غير دائم آن است كه مدت زناشويى در آن معين شود، مثلا به مدت يك ساعت‏يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند، متعه .

27. در زناشويى چه دائم چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود.

28. دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است‏يعنى مصلحت‏خود را تشخيص مى‏دهد اگر بخواهد شوهر كند، اجازه لازم نيست.

29. كسى كه به واسطه نداشتن ازدواج به حرام ميافتد، واجب است .

30. اگر زن و شوهر يكديگر را نخواهند آن طلاق را گويند.( اگر مصلحت باشد)

31. غصب آن است كه انسان از روى ظلم بر مال يا حق كسى مسلط شود و اين يكى از گناهان بزرگ است.

32. نذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجاآورد،

33. براى امر به معروف و نهى از منكر مراتبى است. و جايز نيست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پايين، به مراتب ديگر عمل شود.

34. زكات در صورتى واجب مى‏شود كه مال به مقدار نصاب برسد و مالك آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف كند.

 35 .زكات نه چيز واجب است: اول: گندم. دوم: جو. سوم: خرما. چهارم:كشمش. پنجم: طلا. ششم: نقره. هفتم: شتر. هشتم: گاو. نهم: گوسفند. و اگر كسى مالك يكى ازاين نه چيز باشد……… دارايي ثابت

36. در هفت چيز خمس واجب مى‏شود: اول: منفعت كسب. دوم: معدن. سوم: گنج.چهارم: مال حلال مخلوط به حرام. پنجم: جواهرى كه به واسطه غواصى، يعنى فرو رفتن در دريا به دست مى‏آيد. ششم: غنيمت جنگى. ….دارايي غنيمتي

 37 .  خمس  و زكات  را بايد به امام يا به مصرفى كه او اجازه مى‏دهد برسانند.

38.كسى كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك گرفتار آزاد كند يا ، دو ماه روزه بگيرد يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام، يك مد كه تقريبا ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلا يك مرتبه بگويد: «استغفرالله»، و هر وقت بتواند، كفاره را بدهد.

ناسخ:

كسى كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك گرفتار آزاد كند يا ، براي هر روز، 3  روز روزه بگيرد يا 10 فقير را سير كند يا بپوشاند ، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد، هر چند مد كه مى‏تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد بايد استغفار كند، اگر چه مثلا يك مرتبه بگويد: «استغفرالله»، و هر وقت بتواند، كفاره را بدهد.

39 .كسى كه به واسطه پيرى(مريضي ، علت موجه )نمى‏تواند روزه بگيرد، يا براى او مشقت دارد،روزه بر او واجب نيست،

40. اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، بنابر بايد قضاى روزهايى را كه نگرفته بجا آورد.

41. مسافرى معمولي نبايد روزه بگيرد. ولي نمازش را تمام بخواند…..

ژانویه 11, 2010

The message

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:35 ب.ظ.

بسم الله الرحمن الرحيم.

  • ·         « اى پروردگار ، ما ميان ما و قوم ما بحق راهى بگشا كه تو بهترين راهگشايان هستى.
  • ·         به قرآن پاسخ داديم و حکمش را پذيرفتيم و به آن تن در داديم .

 

  • ·         آنكه به اكراه همراه تو به نبرد مى ‏آيد ، غيبت او بهتر از حضور اوست و در خانه نشستنش ، بهتر است از به يارى برخاستنش
  • ·         حوزه فرمانرواييت طعمه تو نيست ، بلكه امانتى است بر گردن تو .
  • ·         شما را نرسد كه خود هر چه خواهى رعيت را فرمان دهىد . يا خود را درگير كارى بزرگ كنىد ، مگر آنكه ، دستورى به شما رسيده باشد . در دستان شما مالى است از اموال خداوند ، عزّ و جلّ ، و شما خزانه ‏دار هستىد.
  • ·         خداوند به شما پاداش نيكو دهد ، همان پاداش كه به فرمانبران و سپاسگويان نعمتش مى ‏دهد . شما شنيديد و اطاعت كرديد ، فراخوانده شديد و پاسخ داديد.
  • ·         اگر جنگ را اختيار كرد ، همانند خودش عمل كن و اعلان جنگ نماى و اگر صلح را اختيار كرد ، از آنهابيعت بستان .
     
  • ·         سلام بر آنكه شايسته سلام باشد
  • ·         و تو را بر حذر مى‏دارم از اينكه ، همچنان ، مفتون آرزوهاى خويش باشى و نهانت چون آشكارت نباشد
  • ·         از خدايى كه بناچار ، روزى با او ديدار خواهى كرد و جز درگاه او پايانى ندارى ، بترس . جنگ مكن مگر با آنكه با تو بجنگد .. كينه آنان تو را وادار نكند كه پيش از آنكه به اطاعتشان فراخوانى و حجّت را بر آنان تمام كنى ، جنگ را بياغازى.
  • ·         با آنان مجنگيد تا آنان جنگ را بياغازند . سپاس خدا را ، كه حجت با شماست . و اگر واگذاريد تا آنان جنگ را آغاز كنند ، اين هم حجتى ديگر است به سود شما و زيان ايشان . هرگاه ، به اذن خدا ، روى به هزيمت نهادند ، كسى را كه پشت كرده و مى ‏گريزد ، مكشيد و آن را كه از پاى افتاده است ، آسيب مرسانيد و مجروح را زخم مزنيد و زنان را ميازاريد . 
  • ·         من چيزى را كه ديروز از تو منع مى ‏كرده ‏ام امروز به تو نخواهم داد .
  • ·         اگر به من خبر رسد كه در حقوق مردم اندك يا بسيار خيانت كرده‏ اى ، بر تو سخت گيرم حقير و خوار شوى
  • ·         بدان انسان با آنچه از پيش فرستاده پاداش داده مي شود و به آنچه قبلا براي خود نزد خدا ذخيره کرده وارد مي گردد .
  • ·         انسان گاهي مسرور مي شود به خاطر رسيدن به چيزيکه هرگز از دستش نمي رفت . و گاهي ناراحت مي شود به خاطر از دست دادن چيزيکه هرگز به آن نمي رسيد . خوشحالي تو بايد از چيزي باشد که در طريق آخرت نائل شده اي و تاسف تو بايد از اموري باشد که مربوط به آخرت است و از دست داده اي. به آنچه از دنيا مي رسي آنقدر خوشحال مباش  و آنچه را که از دنيا از دست مي دهي بر آن تاسف مخور و جزع مکن همتت در آن باشد که پس از مرگ به آن خواهي رسيد .
  • ·         وصيت من به شما اين است که بخدا شرک نورزيد و سنت پيامبران را ضايع مگردانيد اين دو ستون دين را استوار برپا داريد و اين دو چراغ را روشن نگهداريد و ديگر از هيچ ملامت و مذمتي نترسيد . من ديروز همچون شما بودم امروز باعث عبرت شما و فردا از شما جدا خواهم شد  . اگر عفو کنم عفو براي من موجب تقرب به خدا است  و براي شما نيکي و حسنه است بنا براين عفو کنيد آيا دوست نداريد خدا شما را مشمول عفو و آمرزش خويش قرار دهد ؟. و آنچه نزد خدا است براي نيکان بهتر است.
  • ·         عملي را آشکارا از اطاعت هاي خدا انجام ندهد که در پنهاني خلاف آنرا انجام ميدهد  [ و بايد بداند ] آن کس که پنهاني و آشکارش ، کردار و گفتارش با هم مخالفت نداشته باشد امانت الهي را ادا کرده و عبارت را خالصانه انجام داده است . و به او فرمان داده که با مردم با چهره عبوس روبرو نشود آنها را بهتان نزند و به آنها به حساب برتري جوئي به خاطر اينکه رئيس است بي اعتنائي نکند  چه اينکه آنها برادران ديني هستند و کمک کاران در استخراج حقوق [ بدان ] براي تو در اين زکات نصيب مشخص و حق معيني است  و شريکاني از مستمندان و ضعيفان بينوا داري بايد نسبت به حقوق آنها وفادار باشي اگر چنين نکني از مردمي خواهي بود که در رستاخيز بيش از همه دشمن و شکايت کننده داري بدا به حال آنکه در پيشگاه خداوند فقرا و مساکين و سائلان و آنها که از حقشان محروم مانده اند و بدهکاران و ورشکستگان و در راه ماندگان خصم و شاکي او باشند  کسيکه امانت را خوار شمارد و دست به خيانت آلايد  و خويشتن و دينش را از آن منزه نسازد درهاي ذلت و رسوائي را در دنيا به روي خود گشوده  و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود و بزرگترين خيانت خيانت به ملت است و رسواترين تقلب تقلب به پيشوايان

بالهاي محبتت را براي آنها بگستر و پهلوي نرمش و ملايمت را بر زمين بگذار چهره خويش را براي آنها گشاده دار  و تساوي در بين آنها حتي در نگاههايت را مراعات کن تا بزرگان کشور در حمايت بي دليل تو طمع نورزند  وضعفاء در انجام عدالت از تو مايوس نشوند  که خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ و آشکار و پنهان بازخواست خواهد کرد  اگر کيفرتان کند شما استحقاق بيش از آن را داريد و اگر عفوتان کند او کريمتر است  ] اگر مي توانيد خوفتان از خداوند شديد باشد و در عين حال به خداوند حسن ظن داشته باشيد چنين کنيد و بين آندو جمع نمائيد  زيرا بنده راستين حسن ظنش بخداوند به اندازه خوفش از او است  و آن کس که بخدا حسن ظن دارد بايد بيش از همه از مجازات او ترسان باشد . [ تا تعادل بين خوف و رجا برقرار گردد ] . و هرگز خداوند را به خاطر رضايت احدي از مخلوقش بخشم نياوريچرا که خداوند جاي همه کس را مي گيرد و کسي نمي تواند جاي خداوند را بگيرد  نماز را در اوقات خودش بجاي آر .امام هدايت و امام گمراهي و پستي هيچگاه مساوي نيستند همچنين دوستدار پيامبر و دشمن او با هم برابر نخواهند بود . من بر امتم نه از مؤمن مي ترسم و نه از مشرک . چرا که مؤمن ايمانش او را بازمي دارد  و مشرک را خداوند به وسيله شرکش نابود مي سازد . تنها کسانيکه از شر آنها بر شما مي ترسم  آنها هستند که در دل منافقند و در زبان دانا سخناني مي گويند دل پسند ولي اعمالي دارند زشت و ناپسند.

  • ·         هرگز به خاطر متهمي به شخص خوبي تجاوز روا نمي دارم و هيچگاه پيمان وفادار را نقض نخواهم کرد .

 

  • ·         ازخداوند در مورد آنچه دراختيار داري بترس و در حقوق خداوند بر خود نظر کن
  • ·         منزلگاه آينده خود را اصلاح کن آخرتت را به دنيايت مفروش و در موردآنچه نمي داني سخن مگو را مخاطب نساز چه امر به معروف کن تا خود اهل معروف باشي با دست و زبانت منکرات را انکار نما و از کسيکه عمل بد انجام مي دهد دوريگزين  و در راه خدا تا سرحد توان تلاش کن و هرگز سرزنش سرزنش گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد  در درياي شدائد و مشکلات در راه حق هر جا که باشد فرو رو خويشتن را بر استقامت در برابر مشکلات عادت ده که شکيبائي در راه حق از اخلاق نيک به شمار مي رود  در تمام کارها خويشتن را بخدا بسپار که خود را به پناهگاهي مطمئن و نيرومند سپرده اي. بهنگام دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان که بخشش و حرمان بدست او است  همواره از خدا بخواه که آنچه خير و نيک است برايت پيش آورد .بهترين گفته آنست که سودمند باشد  تا با تصميم جدي به استقبال اموري بشتابي که انديشمندان و اهل تجربه زحمت آزمون آنرا کشيده اند .خداوندي هست يکتا همانگونه که خويش را توصيف کرده است هيچکس در ملک و مملکتش قادر به ضديت با او نيست هرگز از بين نخواهد رفت . و همواره بوده است  او سرسلسله هستي است بدون اينکه آغازي داشته باشد و آخرين آنها است بدون اينکه پاياني برايش تصور شود  بزرگ مرتبه تر از آن است که ربوبيتش در احاطه فکر قرار گيرد . حال که اين حقيقت را شناختي در عمل بکوش آنچنان که سزاوار مانند توئي در کوچکي قدر منزلت  و کمي قدرت و فزوني عجز و نياز شديد به پروردگار است . در راه طاعتش کوشش نما  از عقوبتش ترسان باش و از خشمش بيمناک  خويشتن را معيار و مقياس قضاوت بين خود و ديگران بگير پس آنچه را که برايخود دوست مي داري براي ديگران دوست دار و آنچه را که براي خود نمي پسندي بر ديگران نيز مپسند ستم مکن همانگونه که دوست نداري به تو ستم شود . نيکي کن همانطور که دوست داري نسبت به تو نيکي کنند براي خويشتن چيزي را زشت بدان که همان را براي ديگري قبيح مي شماري به همان چيز براي مردم راضي باش که براي خود مي پسندي آنچه نمي داني مگو اگر چه آنچه مي داني بسيار اندک است و آنچه را که دوست نداري به تو بگويند به ديگران نيز مگو . بدان که عجب و غرور ضد صواب و راستي و آفت عقل است . نهايت کوشش و تلاش را در زندگي داشته باش [ و از آنچه به دست آورده اي انفاق کن ] و آن گاه که در راه راست هدايت يافتيدر برابر پروردگارت سخت خاضع و خاشع باش . هنگامي که بي نياز هستي اگر کسي قرض بخواهد غنيمت بشمار تا در روز سختي و تنگدستي ات ادا نمايد  بدان که پيش روي تو گردنه هائي صعب العبور وجود دارد [ که براي عبور از آنها ] سبکباران حالشان به مراتب بهتر از سنگين باران است . بدان همان کسيکه گنجهاي آسمانها و زمين را در اختيار دارد به تو اجازه دعا و درخواست را داده است  و اجابت آن را نيز تضمين نموده به تو امر کرده که از او بخواهي تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمائي تا رحمتش را بر تو فروفرستد . خداوند بين تو و خودش را کسي قرار نداده که حجاب و فاصله باشد و تو را مجبور نساخته که به شفيع و واسطه ايپناه ببري. و مانعت نشده که اگر کار خلافي نمودي توبه کنيدر کيفر تو تعجيل ننموده و در انابه و بازگشت بر تو عيب نگرفته است . در آنجا که فضاحت و رسوائي سزاوار تو است تو را رسوا نساخته  و براي بازگشت و قبول توبه شرائط سنگيني قائل نشده است در جريمه با تو به مناقشه نپرداخته و تو را از رحمتش مايوس نساخته است بلکه بازگشت تو را از گناه حسنه و نيکي قرار داده  گناه و بديت را يک و نيکيت را ده به حساب آورده است و در توبه و بازگشت و عذرخواهي را به رويت گشوده است  پس آنگاه که ندايش کني بشنود و آن زمان که با او نجوا نمائي سخنت را مي داند  پس حاجتت را به سوي او مي بري و آن چنانکه هستي در پيشگاه او خود را نشان مي دهي. هرگاه بخواهي با او درد دل مي کني و ناراحتي و مشکلاتت را در برابر او قرار مي دهي از او در کارهايت استعانت مي جوئي  و از خزائن رحمتش چيزهائي را مي خواهي که جز او کسي قادر به اعطاء آن نيست خداوند کليدهاي خزائنش را در دست تو قرار داده زيرا به تو اجازه داده که از او درخواست کني بنابراين هرگاه خواستي مي تواني به وسيله دعا درهاي نعمت خدا را بگشائي و باران رحمت خدا را فرود آوري. اما هرگز نبايد از تاخير در اجابت دعا مايوس گردي زيرا بخشش به اندازه نيت است  گاه مي شود که اجابت به تاخير مي افتد تا اجر و پاداش و عطاي درخواست کننده بيشتر گردد  و گاه مي شود که درخواست مي کني اما اجابت نمي گردد در حاليکه بهتر از آن بزودي و يا در موعد مقرري به تو عنايت خواهد شد  و يا اينکه به خاطر چيز بهتري اين خواسته ات برآورده نمي شود  زيرا چه بسا چيزيرا مي خواهي که اگر به تو داده شود موجب هلاکت تو مي شود در تلاش براي دنيا اندازه نگهدار . بزرگوارتر از آن باش که به پستي تن در دهي هر چند تو را به مقصودت برساند زيرا تو نمي توانيدر برابر آنچه از آبرو و شخصيتت در اين راه از دست مي دهي بهائي به دست آوري  بنده ديگري مباش چرا که خداوند تو را آزاد آفريده آن نيکي که جز با شر و بديبه دست نيايد نيکي نيست و نه آن آسايش و راحتي که با مشقت زياد . نکند مرکبهاي طمع با سرعت حرکت کنند و تو را به مهلکه بيندازند . اگر توانستيکه بين تو و خداوند صاحب نعمت واسطه اي نباشد انجام ده  زيرا تو قسمت خود را دريافت خواهي کرد و سهمت را خواهي گرفت و مقدار کمي که از ناحيه خدا برسد محترمانه تر است از مقدار زيادي که از ناحيه يکي از مخلوقاتش باشد هر چند همه نعمتها از ناحيه او است . تدارک و جبران آنچه براثر سکوتت از دست داده اي آسانتر است از جبران آنچه در اثر سخنت از دست رفته چرا که نگهداري آنچه در ظرف هست با محکم بستن دهانه آن امکان پذير است و نگهداري آنچه در دست داري نزد من محبوبتر است از درخواست چيزي که در دست ديگري است . هر کس انديشه کند ،بينائي خواهد يافت . به نيکوکاران نزديک شو که از آنان خواهي شد . از اهل شر و بدي دور شو تا از آنها برکنار باشي. عقل نگهداري تجربه ها است . بهترين تجربه هايت آن است که به تو پند دهد . هر کاري سرانجامي دارد به زودي آنچه برايت مقدر شده بتو خواهد رسيد . [هيچگاه نعمتيرا به خاطر اينکه بيشتر به دست آوري بخطر مينداز . از سوارشدن بر مرکب سرکش لجاجت برحذر باش . وظيفه تو در برابر دوستان . به هنگام قطع رابطه از ناحيه او تو پيوند نما وهنگام قهر و دوريش لطف و نزديکي . در برابر بخلش بذل و بخشش . و در زمان دوريش نزديکي به هنگام سخت گيريش نرمش به هنگام جرمش قبول عذر  برحذر باش از اينکه آنچه گفته شد در غير محلش قرار دهي يا درباره کسيکه اهليت ندارد به انجام رساني. نصيحت خالصانه خود را براي برادرت مهيا ساز  خواه نيک باشد يا بد .خشم را فرو خور که من جرعه اي شيرين تر و خوش سرانجام تر و لذت بخش تر از آن نديدم . با کسيکه با تو به خشونت رفتار کند نرمي پيش گير که به زودي او در برابر تو نرم خواهد شد . با دشمن خود با فضل و کرم رفتار کن . اگر خواستي پيوند برادري و رفاقت را ببري جاي دستي برايش باقي بگذار که اگر روزي خواست بازگردد و بار ديگر با تو دوست شود بتواند . کسيکه به تو گمان نيکي برد با [ عملت ] گمانش را تصديق کن هيچگاه به اعتماد رفاقت و يگانگي که بين تو و برادرت هست حق او را ضايع مکن زيرا آنکه حقش را ضايع مي کني با تو برادر نخواهد بود . بدان که روزي بر دو گونه است : يک نوع روزي است که به جستجوي آن بر مي خيزي و روزي ديگرياست که به سراغ تو خواهد آمد  يعني اگر تو هم به سويش نروي بسويت مي ايد. چه زشت است خضوع به هنگام نياز و جفا و ستم به هنگام بي نيازي. هم و غمها را با نيروي صبر و حسن يقين از خود دور ساز کسيکه ميانه روي را ترک کند از راه حق منحرف شده  يار و همنشين در حکم خويشاوند است . دوست آن است که در نبود انسان حق دوستي را رعايت کند هوا و هوس شريک کوري است . چه بسا دورافتادگاني که از خويشاوندان نزديکترند و خويشاونداني که از هرکس دورتر مي باشند  غريب کسي است که دوست نداشته باشد . کسيکه از حق تجاوز کند در تنگنا قرار مي گيرد . آن کس که به ارزش خود اکتفا کند برايش پاينده تر خواهد بود . مطمئن ترين وسيله ايکه ميتواني به آن چنگ بزني وسيله اي است که بين تو و خدايت ايجاد رابطه کند . گاه مي شود که بينا به خطا مي رود و نابينا به مقصد مي رسد  شر و بدي را تاخير افکن زيرا هر وقت بخواهي مي تواني انجام دهي بريدن از جاهل معادل پيوند با عاقل و هوشيار است .چنين نيست که هر تيراندازي به هدف بزند . از گفتن سخنان بي محتوا بر حذر باش گرچه آن را از ديگري نقل کني. به زن بيش از حد خود تحميل مکن زيرا زن همچون شاخه گل است دين و دنيايت را نزد خداوند به امانت گذار و از او بهترين مقدرات را هم اکنون و در آينده در دنيا و آخرت مسئلت نما .

 

  • ·         بدان که حساب خداوند از حساب مردم سخت تر است .
  • ·         توصيه مي شويد به اصلاح بين مردم ،در مورد يتيمان ،نکند آنها گاهي سير و گاهي گرسنه بمانند نکند آنها در حضور شما در اثر عدم رسيدگي از بين بروند .در مورد همسايگان، خود خوش رفتاري کنيد چرا که آنان مورد توصيه و سفارش پيامبر شما هستند . در توجه به قرآن، نکند ديگران در عمل به آن از شما پيشي گيرند . در مورد نماز، چرا که ستون دين شما است . در مورد خانه پروردگارتان . در مورد جهاد با اموال جانها و زبانهاي خويش در راه خدا [ که بايد همه اينها را در اين راه به کار گيريد ] و بر شما لازم است پيوندهاي دوستي و محبت را محکم داريد و بذل و بخشش را فراموش نکنيد و از پشت کردن به هم و قطع رابطه برحذر باشيد . امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد که اشرار بر شما مسلط مي شوند  سپس هر چه دعا کنيد مستجاب نمي گردد . از مثله کردن بپرهيزيد گر چه نسبت به سگ گزنده باشد .
  • ·         کسيکه به دنيا برسد هرگز به آنچه دارد قانع نيست . و به دنبال آن فراق و جدائي و پنبه کردن بافته ها است و اگر از آنچه گذشته است عبرت گيري آنچه را باقي است حفظ خواهي کرد .
  • ·         حق شما بر من اين است که جز اسرار جنگي هيچ سري را از شما پنهان نسازم .و در اموري که پيش مي آيد جز حکم الهي کاري بدون مشورت شما انجام ندهم . هيچ حقيرا از شما به تاخير نيندازم  بلکه آنرا در وقت و سررسيدن آن پرداخت کنم . و نيز حق شما بر من اين است که  همه شما در پيشگاه من مساوي باشيد . آنگاه که اين وظائف را انجام دادم و نعمت خداوند بر شما مسلم و حق اطاعت من بر شما لازم گرديد موظفيد که از فرمان من سرپيچي نکنيد در کارهائي که انجام آنها به صلاح و مصلحت است سستي و تفريط روا مداريد .
  • ·         بر هيچکس بخاطر نيازمنديش بخاطر موقعيت خود خشم نگيريد . هيچ کس را از خواسته هاي مشروعش باز مداريد  کسي را تازيانه نزنيد . از نصيحت و اندرز به خويشتن و از خوشرفتاري با سپاهيان و کمک به رعايا و تقويت دين خداوند خودداري مکنيد . در راه خداوند آنچه بر شما واجب است انجام دهيد زيرا که خداوند از ما و شما خواسته است که با کوششهاي خود از او سپاسگزاري کنيم و به مقدار قدرت خود ياريش نمائيم  در حاليکه هيچ قدرت و نيروئي جز از ناحيه خداوند بزرگ وجود ندارد : و لا قوه الا بالله العلي العظيم
  • ·         هرگز فتنه گر مباشيد.
  • ·         خداوند متکفل ياري کسي شده که او را ياري نمايد و عزت کسيکه او را عزيز دارد . نفس اماره همواره انسان را به بدي وادار مي کند مگر آنکه رحمت الهي شامل حال او شود . مردم به کارهاي تو همانگونه نظر مي کنند که تو در امور زمامداران پيش از خود و همان را درباره تو خواهند گفت که تو درباره آنها مي گفتي . بدان افراد شايسته را با آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاري مي سازد مي توان شناخت بنابراين بايد محبوبترين ذخيره در پيش تو عمل صالح باشد زمام هوا و هوس را در دست گير . و آنچه برايت حلال نيست نسبت به خود بخل روا دار زيرا بخل نسبت به خويشتن اين است که راه انصاف را در آنچه محبوب و مکروه تو است پيش گيري  قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن  و همچون حيوان درنده اي نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماري زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران ديني تواند و يا انسانهائي همچون تو . گاه از آنها لغزش و خطا سرمي زند . ناراحتيهائي به آنان عارض مي گردد به دست آنان عمدا يا بطور اشتباه کارهائي انجام مي شود  [ در اين موارد ] از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست داري خداوند از عفوش به تو عنايت کند . زيرا تو مافوق آنها و پيشوايت مافوق تو و خداوند مافوق کسي است که تو را زمامدار قرار داده است امور آنان را به تو واگذار کرده و به وسيله آنها تو را آزمايش نموده است . هرگز خود را در مقام نبرد با خدا قرار مده چرا که تو تاب کيفر او را نداري. و از عفو و رحمت او بي نياز نيستي  هرگز از عفو و بخششي که نموده اي پشيمان مباش . و هيچگاه از کيفري که نموده اي به خود مبال . شد. بايد معاملات با شرائط آسان صورت گيرد .
  • ·         از خدابترس و با شيطان که در رام کردنت مي کوشد ستيزه کن .
  • هوا و هوسها تو را به زيانهاي فراواني خواهند رساند . نفس خويش شکننده و غالب باش

 

  • ·         از جمله حقوقي که بر تو فرض و واجب است کنترل هوسهاي خويش مواظبت رعايا و رسيدگي توام با تلاش به کارهاي آنهاست .
  • ·         من خود پشت سر شما در حرکتم . شکايات خود را پيش من آوريد در آن مواردي که آنها بر شما چيره شده اند  و شما قدرت دفع آن را جز با کمک خداوند و من نداريد به من مراجعه کنيد . که من به کمک خداوند آنرا تغيير مي دهم و دگرگون مي سازم انشاءالله .
  • ·         برادر جنگجو هميشه بيدار است و آن کس که بخوابد دشمن از تعقيب او نخواهد خفت .
  • ·         انديشه خود را به کارگير و مالک کار خويش باش و بهره و نصيبت را درياب. اگر تو خواب باشي ديگران وظيفه ات را انجام خواهند داد.
  • ·         سلام به آنها که لياقت دارند.

 

  • ·         نام خدا را بزرگ شمار و جز به حق از او نام مبر . بسيار به ياد مرگ و عالم بعد از آن باش . هرگز آرزوي مرگ مکن . از هر کاريکه پنهاني انجام مي شود و در ظاهر از آن شرم داري پرهيز کن  از اعمالي که اگر از کننده اش پرسش شود انکار مي کند و يا پوزش مي طلبد اجتناب نما  آبروي خود را هدف تيرهاي سخنان مردم قرار مده و تمام آنچه را مي شنوي براي مردم بازگو مکن  چرا که راست و دروغ با هم مخلوط است .تمام آنچه را براي تو نقل مي کنند تکذيب منما زيرا اين براي ناداني تو بس است .خشمت را فرو خور به هنگام قدرت گذشت پيشه کن و هنگام خشم بردبار . آنگاه که حکومت در دست تو است عفو و مدارا کن تا عاقبت خوب براي تو باشد . هر نعمتي که به تو داد نيکو دار و هيچ نعمتي از نعمتها را ضايع و تباه مساز و بايد اثر نعمتهائي که خدا به تو داده در تو ديده شود . بدان برترين مؤمنان کساني هستند که خود خاندان و اموالشان را در راه خدا تقديم کنند و از همه در اين راه پيشگام تر باشند .. [2] از ياراني که در فکر و نظر ضعيفند و عمل آنها ناشايسته است برحذر باش زيرا مقياس سنجش شخصيت هر کس را يارانش تشکيل مي دهند  فکرت را به چيزي مشغول دار که از آن بهره مي بري به افراد پائين تر از خود توجه داشته باش که اين خود شکر برتري تو بر آنها است . در تمام اعمالت مطيع فرمان خدا باش زيرا اطاعت فرمان خدا از هر کاري بهتر است . در انجام عبادت با خود مدارا کن و خويشتن را بر آن مجبور منما بلکه بکوش آن را توام با نشاط و در وقت فراغت انجام دهي مگر فرائضي که بر تو حتم است و بهر حال بايد آنها را به انجام رساني تعهد خود را به موقع اداء کني و بترس از آنکه مرگ گريبانت را بگيرد و تو از خدايت فرار کرده و در طلب دنيا باشي از همنشيني بدان بپرهيز که بدي بدي آرد.  خدايرا محترم شمار و دوستان خدا را دوست بدار . و از خشم برحذر باش که آن از لشکريان ابليس است .

 

 

ژانویه 8, 2010

The words

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 10:16 ق.ظ.

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِي وَلْیُؤْمِنُواْ بِي 

لَعَلَّھُمْ یَرْشُدُونَ

  • ·         حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر چه كوشند، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند. خداوندى ، كه انديشه هاى دور پرواز او را درك نكنند و زيركان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند. خداوندى كه فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، كه در زمان نگنجد و مدت نپذيرد. آفريدگان را به قدرت خويش ‍ بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره هاى كوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت .
    اساس دين ، شناخت خداوند است و كمال شناخت او، تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به وجود او، يكتا و يگانه دانستن اوست و كمال اعتقاد به يكتايى و يگانگى او، پرستش اوست . دور از هر شايبه و آميزه اى و، پرستش او زمانى از هر شايبه و آميزه اى پاك باشد كه از ذات او، نفى هر صفت شود زيرا هر صفتى گواه بر اين است كه غير از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر اين است كه غير از صفت خود است .
    خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت كه هر چه را كه به آنها وحى مى شود، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند، به هنگامى كه بيشتر مردم ، پيمانى را كه با خدا بسته بودند، شكسته بودند و حق پرستش او ادا نكرده بودند و براى او در عبادت شريكانى قرار داده بودند…
     
  • ·         خداوند، حج خانه خود را بر شما واجب گردانيد و خانه خود را قبله گاه مردم ساخت . مردم با شوق تمام ، آنسان كه ستوران به آبشخور روى نهند و كبوتران به آشيانه پناه برند، بدان درآيند. خداى سبحان حج را مقرر فرمود تا مردم در برابر عظمت او فروتنى نشان دهند و به عزت و جبروت او اعتراف كنند. و از ميان بندگان خود كسانى را برگزيد تا صلاى دعوت او شنيدند و اجابت كردند و سخن حق تصديق نمودند و در آنجا پاى نهادند كه پيامبرانش نهاده بودند و به آن فرشتگان همانند شدند كه گرد عرشش طواف مى كنند و در اين سودا كه سرمايه شان عبادت اوست ، سود فراوان حاصل كردند و تا به ميعاد آمرزش او دست يابند بر يكديگر پيشى جستند. خداوند، سبحانه و تعالى ، حج را نشانه و علامت اسلام قرار داد و كعبه را پناهگاه پناهندگان و حج را فريضتى واجب ساخت و حقش را واجب گردانيد و حج را بر شما مقرر فرمود و گفت : ((براى خدا حج آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن داشته باشند، واجب است و هر كه راه كفر پيش گيرد بداند كه خدا از جهانيان بى نياز است )).
  • ·         آگاه باشيد كه شيطان حزب خود را گرد آورده و سواران و پيادگانش را بسيج كرده است .

 

  • ·         اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان . دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاريت به خداوند بسپار و پايها، چونان ميخ در زمين استوار كن و تا دورترين كرانه هاى ميدان نبرد را زير نظر گير و صحنه هاى وحشت خيز را ناديده بگير و بدان كه پيروزى وعده خداوند سبحان است .
  • ·         آنچه مى گويم بر عهده من است و من خود ضامن آن هستم .

 

  • ·        
    دشمنترين مردم …… يكى آنكه خداوند او را به حال خود رها كرده ، پس ، از راه راست منحرف گشته است ، به سخنان بدعت آميز دلبسته و مردم را به ضلالت فرا مى خواند. فريبى است براى كسى كه بدو فريفته شود. از راه هدايتى كه پيشينيانش به پيش پاى گشانده اند، رخ بر مى تابد و كسانى را كه در ايام حياتش يا پس از مرگش ‍ به او اقتدا مى كنند، گمراه مى سازد. بار خطاهاى ديگران بر دوش كشد و در گرو خطاى خود باشد. ديگرى ، كسى است كه كوله بار نادانى بر پشت گرفته و در ميان جماعت نادانان امت در تكاپوست . در ظلمت فتنه و فساد جولان دهد و، همانند كوران ، راه اصلاح و آشتى را نمى بيند.

 

 

  • ·         …. سبکبار شويد تا به قافله برسيد

 

 

  • ·         اي مردم مرا بر شما و شما را بر من حقي است اما حق شما بر من آن است که  از خيرخواهي شما دريغ نورزم و شما را تعليم دهم تا از جهل و ناداني نجات يابيد ….. و تربيتتان کنم تا فراگيريد …. و اما حق من بر شما اين است که در بيعت خويش با من وفادار باشيد] و در آشکارا و نهان خيرخواهي را از دست ندهيد . هر وقت شما را بخوانم اجابت نمائيد و هر گاه فرمان دادم اطاعت کنيد ….

 

 

  • نهي از غيبت مردم…. سزاواراست کساني که از عيوبي پاکند و از آلودگي به گناهان سالمند .. به گنهکاران و اهل معصيت ترحم کنند همواره در سپاس و شکر خداوند باشند … و اين سپاس آنان را از پرداختن به عيبجوئي ديگران مانع گردد .چرا و چگونه آن عيبجو عيب برادر خويش را مي گيرد و او را به بلائي که گرفتار شده است سرزنش مي کند …. مگر به ياد ستر و پوششي که خداوند بر گناهان او افکنده نيفتاده ؟ و توجه ندارد که خداوند بر بزرگتر از گناهي که بر ديگران عيب مي گيرد در مورد او پوشش افکنده است ….. چگونه ديگري را بر گناهي مذمت مي کند که خود همانند آن را مرتکب شده ؟ و اگر به آن آلوده نشده .. [ شايد ] معصيت ديگري کرده که از آن بزرگتر است .. به خدا سوگند حتي اگر خداوند را در گناهان بزرگ عصيان نکرده و تنها گناه صغيره انجام داده همين جراتش بر عيبجوئي مردم گناه بزرگتري است …اي بنده خدا در عيب و مذمت هيچکس بر گناهش عجله مکن شايد خداوند او را آمرزيده باشد . … و نيز بر گناه کوچکي که خود انجام داده اي ايمن مباش شايد به خاطر آن کيفر بيني بنابراين هر کدام از شما که از عيب ديگران آگاه است …. به خاطر آنچه از عيب خود مي داند بايد از عيبجوئي ديگران خودداري کند و شکر و سپاس اين موهبت که او از اين عيوب پاک است وي را مشغول دارد

 

 

  • باطل آن است که بگوئي شنيدم و حق آن است که بگوئي ديدم

 

  • خداوند کتابي هدايت کننده و راهنما [ براي انسانها ] فرستاده نيکي و بدي را آشکار در آن بيان فرمود  بنابراين راه خير و نيکي را در پيش گيريد که هدايت مي شويد و از شر و بدي اعراض کنيد تا در جاده مستقيم قرار گيريد …فرائض فرائض در انجام آنها کوتاهي نکنيد که شما را به سوي بهشت مي برند …. خداوند محرماتي قرار داده که بر کسي پوشيده نيست و آنچه را حلال فرموده در آن عيبي ديده نمي شود …. مسلمان کسي است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند مگر آنجا که حق اقتضاء کند … و آزاررساندن به هيچ مسلماني جز در مواردي که موجبي [ به حکم خدا ] داشته باشد روا نيست . …. به سوي امر همگاني يعني مرگ که مخصوص يکايک شما است مبادرت ورزيد . مردم ديگر پيشاپيش شما مي روند …. و قيامت از پشت سر شما بانک مي زند [ و به پيش مي راند ] سبکبار گرديد تا به قافله محلق شويد ….که پيشينيان در انتظار بازماندگانند [ تا همه از دنيا کوچ کنند و در قيامت مبعوث گردند ] . …. از خدا بترسيد و تقوا پيشه کنيد که شما در پيشگاه خداوند مسک ول بندگان و شهرها و آباديها هستيد زيرا [ از همه چيز ] حتي از خانه ها و حيوانات بازپرسي خواهيد شد . …. خداي را اطاعت کنيد و او را عصيان منمائيد . هر نيکي مشاهده کرديد آنرا انتخاب کنيد… و اگر شر و بدي يافتيد از آن اعراض نمائيد

 

 

 

 

  • من شاهد و گواه اعمال شما هستم و از جانب شما در قيامت اقامه حجت و دليل مي کنم . …. آگاه باشيد مقدرات سابق به وقوع پيوست و قضاء گذشته  انجام يافت .. و من به اتکاء وعده هاي خدا و دليل او سخن مي گويم خداوند مي فرمايد : کساني که گفتند : پروردگار ما خداست سپس استقامت به خرج دادند فرشتگان بر آنها نازل مي گردند [ و به آنها مي گويند ] نترسيد و محزون مباشيد … و بشارت باد بر شما بهشتي که موعود است شما گفته ايد پروردگار ما خدا است … پس بر انجام دستورات کتاب او و در راهي که فرمان داده است و در طريق نيکي که همان پرستش اوست استقامت و ايستادگي ورزيد … و از دائره فرمانش خارج نشويد و در آن بدعتي مگذاريد و از آن منحرف نگرديد … چه اينکه آنها که خارج شوند در رستاخيز از رحمت خداوند بريده خواهند شد .. سپس مواظب باشيد اخلاق نيک را در هم نشکنيد و آن را به خوي بد مبدل نسازيد . يک زبان باشيد … مرد بايد زبانش را حفظ کند زيرا اين زبان سرکش صاحبش را به هلاکت مي اندازد . … به خدا سوگند باور نمي کنم بنده اي زبانش را حفظ نکند تقوائي سودمند به دست آورد . … زبان مؤمن پشت قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبانش قرار دارد يعني مؤمن هرگاه بخواهد سخني گويد نخست مي انديشد ..اگر نيک بود اظهار مي کند و چنانکه ناپسند و بد بود پنهانش مي دارد . …ولي شخص دورو و منافق آنچه بر زبانش آمد مي گويد و پيش از آن نمي انديشد که کدام به سود و کدام به زيان اوست ؟  ….ايمان بنده اي درست و کامل نخواهد شد تا قلبش درست نشود و قلبش درست نمي شود تا زبانش درست شود … هر کس از شما توانائي داشته باشد که خدا را در حالي ملاقات کند که دستش از خون و اموال مسلمانان پاک و زبانش از عرض و آبروي آنان سالم بماند بايد چنين کند . …… …

 

 

  • آيا پروردگارت را ديده اي ؟ …… چشمها هرگز او را آشکارا نمي بينند اما قلبها با نيروي حقيقت ايمان وي را درک مي کنند ….. به همه چيز نزديک است اما نه آنطور که به آنها چسبيده باشد از همه چيز دور است اما نه آنچنان که از آنها بيگانه باشد سخن مي گويد اما نه اينکه قبلا نياز به انديشه داشته باشد ….. اراده مي کند اما نه اينکه پيش از آن نيازمند به فکر و تصميم باشد صانع و سازنده است اما نه با اعضاء و جوارح لطيف است اما نه اينکه مخفي باشد …بزرگ و قدرتمند است اما نه اينکه جفاکار باشد . بينا است ولي نه با حس باصره ….. و رحيم است اما نه به اين معني که نازکدل باشد چهره ها در برابر عظمتش خاضع … و قلبها از هيبتش مضطربند..

 

  • من در ميان شما همچون چراغ در تاريکي هستم که هر کس به سوي آن روي آورد و کنارش نشيند از نورش بهره مند گردد ….. اي مردم بشنويد و سخنانم را حفظ کنيد گوش هاي قلب خويش را باز کنيد و گفته هايم را بفهميد

 

  • …. ايمان و وجوب هجرت اقسام ايمان …. ايمان بر دو گونه است يکي ثابت و استوار در دلها و قلوب و ديگري موقت وعاريتي بين قلبها و سينه ها تا سرآمدي معلوم ……..نام هجرت را بر کسي نمي توان گذارد جز آن کس که حجت خدا را بر روي زمين بشناسد ..بنابراين آنکس که حجت خدايرا شناخت و به آن اقرار نمود او مهاجر است . …. و نام مستضعف بر کسي که حجت برايش اقامه شده گوشش آن را شنيده و قلبش آن را حفظ کرده صدق نمي کند …. امر مشکل معرفت …. شناسائي امر ما کاري است بس دشوار که جز بنده مؤمني که خداوند قلبش را با ايمان آزموده آن را نپذيرد …. و احاديث و سخنان ما را جز سينه ها و حافظه هاي امانت پذير و عقلهاي سالم نگاه نخواهد داشت . آنچه مي خواهيد بپرسيد که من به راههاي آسمان از طرق زمين آشناترم  [ بپرسيد ] پيش از آنکه فتنه و فساد سرزمين شما را پايمال کند سايه شوم خود را بر آن بگستراند و عقلهاي شما را دگرگون سازد

 

 

 

  • صفات منافقان…. از منافقان بر حذر مي دارم … زيرا آنها گمراه و گمراه کننده اند . خطاکار و خطااندازند به رنگهاي گوناگون بيرون مي آيند … و به قيافه ها و زبانهاي متعدد خودنمائي مي کنند از هر وسيله اي براي فريفتن و در هم شکستن شما استفاده مي کنند و در کمينگاهي به کمين شما مي نشينند …. بدباطن و خوش ظاهرند … و در نهان براي فريب مردم گام برمي دارند . از بيراهه ها حرکت مي کنند … و گفتارشان به ظاهر شفابخش اما کردارشان دردي است درمان ناپذير بر رفاه و آسايش مردم حسد مي ورزند …و [ اگر بر کسي ] بلائي وارد شود خوشحالند و اميدواران را مايوس مي کنند آنها در هر راهي کشته اي دارند …و در هر دلي راهي و در هر مصيبتي اشک ساختگي مي ريزند . مدح و تمجيد را به يکديگر قرض مي دهند …. و انتظار پاداش و جزا مي کشند اگر چيزي بخواهند اصرار مي ورزند و اگر ملامت کنند پرده دري مي نمايند . …. و اگر سرپرستي به عهده شان گذارده شود از حد تجاوز مي کنند در برابر هر حقي باطلي در برابر هر دليلي قطعي شبهه اي  براي هر زنده اي قاتلي براي هر دري کليدي و براي هر شبي چراغي تهيه کرده اند …. با اظهار ياس و بي رغبتي مي خواهند به مطامع خويش برسند تا بازار خود را گرم سازند و کالاي خويش را به فروش برسانند ….سخن مي گويند ولي باطل خود را شبيه حق جلوه مي دهند . توصيف مي کنند ولي با آراستن ظاهر راه فريب پيش مي گيرند راه ورود به خواسته خود را آسان … و طريق خروج از دام خويش را تنگ و پر پيچ و خم جلوه مي دهند آنها دار و دسته شيطانند و شراره هاي آتش دوزخ … [ خداوند مي فرمايد ] آنان حزب شيطانند و بدانيد حزب شيطان در زيانند

  • بندگان خدا آگاه باشيد خداوند شما را بيهوده نيافريده و مهمل و بدون سرپرست نگذاشته . از مقدار و اندازه نعمتش بر شما آگاه و احسان و نيکي خود را بر شما احصاء فرموده است بنابراين از او درخواست پيروزي بر دشمن و رستگاري کنيد . دست نياز را به سوي او دراز و عطا و بخشش را تنها از او بخواهيد قطعا ميان شما و او حجابي نيست. و دري بين او و شما بسته نشده است . او در همه جا در هر لحظه و هر ساعت … و با هر کس هست . عطا و بخشش از قدرت و دارائيش نمي کاهد … و سائلان نعمتش را تمام نمي کنند و عطاشدگان از خزائنش کم نمي کنند توجه به يک شخص وي را از ديگري غافل نمي سازد… و شنيدن صدائي او را از شنيدن صداي ديگري بازنمي دارد عطا و بخشش وي به کسي مانع از سلب نعمت از ديگري نمي شود … غضبش او را از رحمت بازنمي دارد و رحمتش او را از کيفر و عذاب غافل نمي سازد … پنهان بودنش [ از چشمها ] مانع از آشکاربودنش [ در پيشگاه عقل به خاطر آثارش ] نيست و ظاهربودنش [ در نزد خرد ] وي را از پنهان بودن [ از چشمها ] جدا نمي سازد …نزديک است و در عين حال دور ،بلندمرتبه است و در همين حال نزديک ،آشکار است و پنهان ، پنهان است و آشکار… از همه حساب مي کشد و کسي از او حساب نتواند خواست . موجودات را با [ نياز ] به فکر و انديشه نيافريده و از آنان به خاطر خستگي و تعب کمک نخواسته است . … اي بندگان خدا شما را به تقوا سفارش مي کنم که زمام عبادات و قوام زندگي پر سعادت به تقوا است … پس به وسيله هاي مطمئن متمسک شويد و به تقواي حقيقي چنگ زنيد که شما را به سرمنزل آرامش  و منزلگاههاي پر وسعت و قلعه هاي محکم و سراهاي عزت مي رساند 000  

 

  • قرآن کريم،  دستگيره آن مطمئن ، پناهگاهي است که قله بلند آن مانع دشمنان ، نيرو و قدرتي است براي کسي که به آن چنگ زند، محل امني است براي هرکس که به آن وارد شود.راهنمائي است براي آنکه به آن اقتدا کند، انجام وظيفه اي است براي آنکس که مذهب خويش گرداند، برهاني است براي کسي که به گفته هايش استدلال کند، شاهد و گواهي است براي آنکه از آن سخن بگويد، پيروزي و غلبه است براي افرادي که با آن استدلال نمايند. نجات دهنده اي است براي کسي که حامل آن باشد و به آن عمل کند، مرکب راهواري است براي کسي که آن را بکار گيرد، نشانه اي است براي کسي که با آن علامت گذاري کند، سپري است براي آنکس که لباس رزم بپوشد،دانشي است براي کسي که حفظ کند، گفتار پرارزشي است براي آنکه روايت کند و حکم و فرماني است براي کسي که قضاوت و به عهده گيرد

 

  • نماز را به پا داريد محافظت آن را بر عهده گيريد زياد به آن توجه کنيد و فراوان نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرب جوئيد … زيرا نماز به عنوان فريضه واجب در اوقات مختلف شبانه روز بر مؤمنان مقرر شده است 000 نماز گناهان را همچون برگهاي پائيزي مي ريزد و غل و زنجيرهاي معاصي را از گردنها مي گشايد .. زکات [ و بدانيد که ] زکات همراه نماز مايه تقرب مسلمانان به خداوند است بنابراين کسي که زکات را با طيب خاطر عطا کند کفاره [ گناهان ] او محسوب مي شود و مانع و حاجبي از آتش براي او خواهد بود پس نبايد کسي چشم به دنبال آنچه پرداخته بدوزد و در اداي آن براي خويش مشتقت ببيند يا بخاطر آن حسرت خورد …. زيرا آن کس که بدون طيب نفس براي دريافت مزد بيشتري آن را بپردازد نسبت به سنت پيامبر جاهل است …. اداي امانت  سپس [وظيفه الهي هر کس ] اداء امانت است چه اينکه آن کس که اهل امانت نباشد هرگز به مقصد نمي رسد ……علم خداوند ، آنچه را که بندگان در شب و روز انجام مي دهند بر خداوند متعال پوشيده نيست به طور دقيق از اعمال آنها آگاه است و با علم بي پايانش به آنها احاطه دارد، اعضاي شما گواه او و اندام شما سپاهيان او ضمير و وجدانتان جاسوسان وي و خلوتهاي شما در برابر او آشکار و عيان است …..

 

  • هر نيرنگي گناه است و هر گناهي يک نوع کفر است…

 

 

  • اي مردم در طريق هدايت از کمي نفرات وحشت نکنيد  ….اي مردم آن کس که از راه آشکار و جاده واضح برود به آب مي رسد اما آن کس که مخالفت کند و از اين طريق منحرف گردد در حيرت و سرگرداني قرار خواهد گرفت  و تشنه کام جان مي دهد

 

  • اي مردم دنيا سراي گذر است و آخرت خانه قرار و هميشگي پس از گذرگاه خويش براي سرمنزل قرار خود توشه تهيه کنيد  و پرده خويش را در پيش کسي که از اسرارتان آگاه است ندريد . پيش از اينکه بدنتان از جهان خارج گردد قلبتان را از آن خارج سازيد در دنيا آزمايش مي شويد و براي غير از آن آفريده شده ايد . آن دم که کسي بميرد مردم مي گويند : چه باقي گذاشت ؟ ولي فرشتگان مي گويند چه چيز پيش فرستاده … خدا پدرتان را رحمت کند مقداري از ثروت خويش را از پيش بفرستيد تا به عنوان قرض [ در پيشگاه خدا ] برايتان باقي بماند  و همه را مگذاريد که فريضه سنگيني برايتان خواهد داشت و آن پاسخگوئي روز قيامت است

 

 

  • من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشيد اما اگر کردارشان را يادآور مي شديد  و گمراهيها و کارهاي ناشايسته آنان را برمي شمرديد به راست نزديکتر و معذورتر بود شما بايد به جاي دشنام به آنها مي گفتيد : بار پروردگارا خون ما و آنها را حفظ کن بين ما و آنها را اصلاح نماو آنان را از گمراهي به راه راست هدايت فرما تا آنان که جاهلند حق را بشناسند و کساني که ستيزگي و دشمني با حق مي کنند دست بردارند و بازگردند
  • … نمي توانم شما را به راهي که دوست نداريد مجبور سازم

 

 

 

  • من و شما بندگان و مملوک خداوندي هستيم که جز او خدائي نيست او آنچنان در وجود ما تصرف دارد که ما بدانگونه قدرت تصرف در خويش را نداريم. خداوند ما را از آنچه بوديم خارج ساخت و به صلاح و رستگاري آورد. به جاي ضلالت هدايت بخشيد و پس از نابينائي و کوردلي بصيرت و بينائي عطا کرد.

 

  

  • توصيف پوينده راه خدا است …… عقلش رازنده ساخته و شهواتش را ميرانده است تا آنجا که جسمش به لاغري گرائيده . و خشونت و غلظت اخلاقش به لطافت تبديل شده برقي پر نور در وجودش درخشيده و راه هدايت را برايش روشن ساخته . و در طريق الهي او را به راه انداخته همواره در مسير تکامل از بابي به باب ديگر منتقل شده تا به باب سلامت و سراي زندگي جاوداني راه يافته . و در قرار امن و راحت با آرامش و اعتماد قرار گرفته است . [ اينها همه به خاطر آن است که عقل و قلبش را به کار واداشته و پروردگارش را راضي ساخته است .

 

 

 پروردگارا آبرويم را با بي نيازي نگهدار و شخصيتم را در اثر فقر ساقط مگردان . که از روزي خواران تو درخواست روزي کنم و از اشخاص پست خواستار عطوفت و بخشش باشم . به ستودن آن کس که کمکم مي کند مبتلا گردم و به مذمت و بدگوئي از آنکه به من نمي بخشد آزمايش شوم.. و تو در ماوراي همه اينها سرپرست مني که ببخشي و يا منع نمائي و تو بر همه چيز قادري انک علي کل شي قدير

 

  • پروردگارا با عفو و بخشش خود با من رفتار کن نه با عدل و دادگريت

 

  • خداوندبه او خير دهد که کژيها را راست کرد و بيماريها را مداوا نمود .

 

 

  • تقوا و ترس از خداکليد گشايش هر دري است و ذخيره رستاخيز و سبب آزادي از هر گونه بردگي [ شيطان ] و نجات از هر گونه هلاکت در پرتو تقوا طالبان پيروز و فرارگنندگان رهائي مي يابند و با آن به هر هدف و آرزوئي مي توان ر] ارزش عمل يد عمل کنيد [ تا هنگامي ] عمل [ شما به پيشگاه خدا ] بالا مي رود و توبه نفع مي بخشد و به دعاهاي شما ترتيب اثر داده مي شود [ عمل کنيد تا زماني که ] احوال آرام و قلمهاي [ فرشتگان براي نوشتن اعمال ] در جريان است به انجام اعمال صالح مبادرت ورزيد پيش از آنکه عمرتان پايان يابد يا بيماري مانع گردد و يا تير مرگ شما را هدف قرار دهد چه اينکه مرگ از بين برنده لذات است  و مکدرکننده تمايلات و فاصله افکن ميان شما ،  اينها يا دوستان خاصي هستند که نمي توانند به هنگام مرگ به شما نفعي ببخشند و يا نزديکان غمزده اي که نمي توانند جلوي مرگ را بگيرند و يا مسروران و شماتت کنندگاني که از مرگ شما غم به خاطر راه نمي دهند .

 

   

  • هر انساني بايد براي خويش از خويشتن و از حياتش براي پس از مرگش از جهان فاني براي جهان باقي و از اين سفرش براي اقامتگاه آخرتش توشه برگيرد . و نيز انسان بايد در تمام طول عمر از خدا بترسد زيرا به او مهلت عمل داده است  و همچنين انسان بايد نفس سرکش را زمام کند و آن را از طغيان نگاه دارد و از همين راه او را از نافرماني به اطاعت خداوند بکشاند.

 

 

  • خداوند از شما اداي شکر و سپاس خويش را مي طلبد و فرمان خويش را به دست شما مي سپارد و در اين سراي آزمايش و تمرين به شما فرصت مي دهد …………………………..

ژانویه 2, 2010

بسم الله الرحمن الرحیم

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:27 ق.ظ.

نساء

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ .

أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ….

دسامبر 31, 2009

يكي هست و ديگر هيچ

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 6:29 ب.ظ.

اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 6:22 ب.ظ.

بسم الله الرحمن الرحيم اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ، وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَىُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ، یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ. اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ الاَْعْظَمِ الاَْعَزِّ الاَْجَلِّ الاَْكْرَمِ الَّذى اِذا دُعيتَ بِهِ عَلى مَغالِقِ اَبْوابِ السَّمآءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ وَ اِذا دُعيتَ بِهِ عَلى مَضآئِقِ اَبْوابِ الاَْرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ وَ اِذا دُعيتَ بِهِ عَلَى الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ وَ اِذا دُعيتَ بِهِ عَلَى الاَْمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ وَ اِذا دُعيتَ بِهِ عَلى كَشْفِ بَأسآءِ وَ الضَّرّآءِ انْكَشَفَتْ وَ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ اَكْرَمِ الْوُجُوهِ وَ اَعَزِّ الْوُجُوهِ الَّذى عَنَتْ لَهُ الْوُجُوهُ وَ خَضَعَتْ لَهُ الرِّقابُ وَ خَشَعَتْ لْهُ الاَْصْواتُ وَ وَجِلَتْ لَهُ الْقُلُوبُ مِنْ مَخافَتِكَ وَ بِقُوَّتِكَ الَّتى بِها تُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِكَ وَ تُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الاَْرْضَ اَنْ تَزُولا وَ بِمَشِيَّتِكَ الَّتى دانَ لَهَا الْعالَمُونَ وَ بِكَلِمَتِكَ الَّتى خَلَقْتَ بِهَا السَّماواتُ وَ الاَْرَضَ وَ بِحِكْمَتِكَ الَّتى صَنَعْتَ بِهَا الْعَجآئِبَ وَ خَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَةَ وَ جَعَلْتَها لَيْلا وَ جَعَلْتَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَ خَلَقْتَ بِهَا النُّورَ وَ جَعَلْتَهُ نَهارًا وَ جَعَلْتَ النَّهارَ نُشُورًا مُبْصِرًا وَ خَلَقْتَ بِهَا الشَّمْسَ وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ ضِيآءً وَ خَلَقْتَ بِهَا الْقَمَرَ وَ جَعَلْتَ الْقَمَرَ نُورًا وَ خَلَقْتَ بِهَا الْكَواكِبَ وَ جَعَلْتَها نُجُومًا وَ بُرُوجًا وَ مَصابيحَ وَ زينَةً وَ رُجُومًا وَ جَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَ مَغارِبَ وَ جَعَلْتَ لَها مَطالِعَ وَ مَجارِىَ وَ جَعَلْتَ لَها فَلَكًا وَ مَسابِحَ وَ قَدَّرْتَها فِى السَّمآءِ مَنازِلَ فَاَحْسَنْتَ تَقْديرَها وَ صَوَّرْتَها فَاَحْسَنْتَ تَصْويرَها وَ اَحْصَيْتَها بِاَسْمآئِكَ اِحْصآءً وَ دَبَّرْتَها بِحِكْمَتِكَ تَدْبيرًا وَ اَحْسَنْتَ تَدْبيرَها وَ سَخَّرْتَها بِسُلْطانِ اللَّيْلِ وَ سُلْطانِ النَّهارِ وَ السّاعاتِ وَ عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابِ وَ جَعَلْتَ رُؤيَتَها لِجَميعِ النّاسِ مَرْىءً واحِدًا وَ اَسْئَلُكَ اللّهُمَّ بِمَجْدِكَ الَّذى كَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَكَ وَ رَسُولَكَ مُوسَى بْنَ عِمْرانَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الْمُقَدَّسينَ فَوقَ اِحْساسِ الْكَرُوبينَ فَوقَ غَمآئِمِ النُّورِ فَوقَ تابُوتِ الشَّهادَةِ فى عَمُودِ النّارِ وَ فى طُورِ سَيْنآءَ وَ فى جَبَلِ حُوريثَ فِى الْوادِ الْمُقَدَّسِ فِى الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الاَْيْمَنِ مِنَ الشَّجَرَةِ وَ فى اَرْضِ مِصْرَ بِتِسْعِ ايات بَيِّنات وَ يَومَ فَرَقْتَ لِبَنى اِسْرآئيلَ الْبَحْرَ وَ فِى الْمُنْبَجِساتِ الَّتى صَنَعْتَ بِهَا الْعَجآئِبَ فى بَحْرِ سُوف وَ عَقَدْتَ مآءَ الْبَحْرِ فى قَلْبِ الْغَمْرِ كَالْحِجارَةِ وَ جاوَزْتَ بِبَنى اِسْرآئيلَ الْبَحْرَ وَ تَمَّتْ كَلِمَتُكَ الْحُسْنى عَلَيْهِمْ بِما صَبَرُوا وَ اَورَثْتَهُمْ مَشارِقَ الاَْرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتى بارَكْتَ فيها لِلعالَمينَ وَ اَغْرَقْتَ فِرعَونَ وَ جُنُودَهُ وَ مَراكِبَهُ فِى الْيَمِّ وَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ الاَْعْظَمِ الاَْعَزِّ الاَْجَلِّ الاَْكْرَمِ وَ بِمَجْدِكَ الَّذى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِمُوسى كَليمِكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى طُورِ سَيْنآءِ وَ لاِِبْراهيمَ عَلَيْهِ السَّلامُ خَليلِكَ مِنْ قَبْلُ فى مَسْجِدِ الْخَيْفِ وَ لاِِسْحاقَ صَفِيِّكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى بِئْرِ شِيَع وَ لِيَعْقُوبَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى بَيْتِ اِيل وَ اَوفَيْتَ لاِِبْراهيمَ عَلَيْهِ السَّلامُ بِميثاقِكَ و لاِِسْحاقَ بِحَلْفِكَ وَ لِيَعْقُوبَ بِشَهادَتِكَ وَ لِلْمُؤمِنينَ بِوَعْدِكَ وَ لِلدّاعينَ بِاَسْمآئِكَ فَاَجَبْتَ وَ بِمَجْدِكَ الَّذى ظَهَرَ لِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلى قُبَّةِ الرُّمّانِ وَ بِاياتِكَ الَّتى وَقَعَتْ عَلَى اَرْضِ مِصْرَ بِمَجْدِ الْعِزَّةِ وَ الْغَلَبَةِ بِايات عَزيزَة وَ بِسُلْطانِ الْقُوَّةِ وَ بِعِزِّةِ الْقُدْرَةِ وَ بِشَأنِ الْكَلِمَةِ التّامَّةِ وَ بِكَلِماتِكَ الَّتى تَفَضَّلْتَ بِها عَلى اَهْلِ السَّماواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اَهْلِ الدُّنْيا وَ اَهْلِ الاْخِرَةِ وَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى مَنَنْتَ بِها عَلى جَميعِ خَلْقِكَ وَ بِاسْتِطاعَتِكَ الَّتى اَقَمْتَ بِها عَلى الْعالَمينَ وَ بِنُورِكَ الَّذى قَدْ خَرَّ مِنْ فَزَعِهِ طُورُ سَيْنآءَ وَ بِعِلْمِكَ وَ جَلالِكَ وَ كِبْرِيآئِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ جَبَرُوتِكَ الَّتى لَمْ تَسْتَقِلَّهَا الاَْرْضُ وَ انْخَفَضَتْ لَهَا السَّماواتُ وَ انْزَجَرَ لَهَا الْعُمْقُ الاَْكْبَرُ وَ رَكَدَتْ لَهَا الْبِحارُ وَ الاَْنْهارُ وَ خَضَعَتْ لَهَا الْجِبالُ وَ سَكَنَتْ لَهَا الاَْرْضُ بِمَناكِبِها وَ اسْتَسْلَمَتْ لَهَا الْخَلائِقُ كُلُّها وَ خَفَقَتْ لَهَا الرِّياحُ فى جَرَيانِها وَ خَمَدَتْ لَهَا النِّيرانُ فى اَوطانِها وَ بِسُلْطانِكَ الَّذى عُرِفَتْ لَكَ بِهِ الْغَلَبَةُ دَهْرَ الدُّهُورِ وَ حُمِدْتَ بِهِ فِى السِّماواتِ وَ الاَْرَضينَ وَ بِكَلِمَتِكَ كَلِمَةِ الصِّدْقِ الَّتى سَبَقَتْ لاَِبينا ادَمَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ ذُرِّيَّتِهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَسْئَلُكَ بِكَلِمَتِكَ الَّتى غَلَبَتْ كُلَّ شَىْء وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقًا وَ بِمَجْدِكَ الَّذى ظَهَرَ عَلى طُورِ سَيْنآءِ فَكَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَكَ وَ رَسُولَكَ مُوسَى بْنَ عِمْرانَ وَ بِطَلْعَتِكَ فى ساعيرَ وَ ظُهُورِكَ فى جَبَلِ فارانَ بِرَبَواتِ الْمُقَدَّسينَ وَ جُنُودِ الْمَلائِكَةِ الصّافّينَ وَ خُشُوعِ الْمَلائِكَةِ الْمُسَبِّحينَ وَ بِبَرَكاتِكَ الَّتى بارَكْتَ فيها عَلى اِبْراهيمَ خَليلِكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى اُمَّةِ مُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَ بارَكْتَ لاِِسْحاقَ صَفِيِّكَ فى اُمَّةِ عِيسى عَلَيْهِمَا السَّلامُ وَ بارَكْتَ لِيَعْقُوبَ اِسْرآئيلِكَ فى اُمَّةِ مُوسى عَلَيْهِمَاالسَّلامُ وَ بارَكْتَ لِحَبيبِكَ مُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ فى عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ اُمَّتِهِ اَللّهُمَّ وَ كَما غِبْنا عَنْ ذلِكَ وَ لَمْ نَشْهَدْهُ وَ امَنّا بِهِ وَ لَمْ نَرَهُ صِدْقًا وَ عَدْلا َ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِبِحَقِّ هذِهِ الاَْسْمآءِ الَّتى لا يَعْلَمُ تَفْسيرَها وَ لا يَعْلَمُ باطِنَها غَيْرُكَ صَلِّ عَلىجميع الانبيا اوَ افْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ لا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ وَ اغْفِرْ لى مِنْ ذُنُوبى ما تَقَدَّمَ مِنْها وَ ما تَأخَّرَ وَ وَسِّعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ وَ اكْفِنى مَؤُونَةَ اِنْسانِ سَوْء وَ جارِ سَوْء وَ قَرينِ سَوْء وَ سُلْطانِ سَوْء اِنَّكَ عَلى ما تَشآءُ قَديرٌ وَ بِكُلِّ شَىْء عَليمٌ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ يا اَللّهُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا بَديعَ السَّماواتِ وَ الاَْرْضِ يا ذَا الْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ َ وَ اغْفِرْ لى مِنْ ذُنُوبى ما تَقَدَّمَ مِنْها وَ ما تَاَخَّرَ وَ لِوالِدَىَّ وَ لِجَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ وَسِّعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ وَ اكْفِنى مَؤُنَةَ اِنْسانِ سَوْء وَ جارِ سَوْء وَ سُلْطانِ سَوْء وَ قَرينِ سَوْء وَ يَومِ سَوْء وَ ساعَةِ سَوْء وَ انْتَقِمْ لى مِمَّنْ يَكيدُنى وَ مِمَّنْ يَبْغى عَلَىَّ وَ يُريدُبى وَ بِاَهْلى وَ اَولادى وَ اِخْوانى وَ جيرانى وَ قَراباتى مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ظُلْمًا اِنَّكَ عَلى ما تَشآءُ قَدير ٌ وَ بِكُلِّ شَىْء عَليمٌ امينَ رَبَّ الْعالَمين اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَرآءِ الْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ بِالْغَنى وَ الثَّرْوَةِ وَ عَلى مَرْضَى الْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ بِالشِّفآءِ وَ الصِّحَةِ وَ عَلى اَحْيآءِ الْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ بِاللُّطْفِ وَ الْكَرامَةِ وَ عَلى اَمْواتِ الْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ عَلى مُسافِرِى الْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوطانِهِمْ سالِمينَ غانِمينَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ ‏اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُكَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْكَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُوَ لَمْ أَعْصِكَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْكَ وَ هُوَ الْكُفْرُ فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَایَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی آمِنِّی مِمَّا فَزِعْتُ مِنْهُ إِلَیْكَ‏اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْكَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیكَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِكَ‏یَا عُدَّتِی دُونَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدَ وَ یَا كَهْفِی وَ السَّنَدَ وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُیَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَداًأَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِالْوَحْدَانِیَّهِ الْكُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّهِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّهِ الْعُلْیَا (الْعَلْیَاءِ)وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِكَ وَ بِالاِسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِكَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْكَ إِلاَّ إِلَیْكَ‏صَلِّ عَلَىجميع الانبيا وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجاً وَ مَخْرَجاًوَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لاَ أَحْتَسِبُ إِنَّكَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب……..امين يا رب العالمين

Happy New Year

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:11 ب.ظ.

In the name of God

With best 12 months, happiness, 52 weeks laughter, health, 365 days, 8760 hours love, 525600 minutes, blessing, 3153000 seconds of friendship

Happy New YEAR

دسامبر 27, 2009

A Greeting from God

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 7:36 ق.ظ.

A  Greeting  from  God

A.chiristian  A.jewish  A. Moslem ….

For all people in the world

Accepted  friendly  happiness.

Light  of  God  attendant  in thy  way.

Of an Enlightened  Mind.

Merry happidays

دسامبر 26, 2009

4—-

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:47 ب.ظ.

شَارِكُوا الَّذِى قَدْ أَقْبَلَ عَلَيْهِ الرِّزْقُ فَإِنَّهُ أَخْلَقُ لِلْغِنَى وَ أَجْدَرُ بِإِقْبَالِ الْحَظِّ عَلَيْهِ . : با آن كس كه روزى به او روى آورده شراكت كنيد كه او توانگرى را سزاوار تر، و روى آمدن روزگار خويش را شايسته تر است. إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ . : عدل ، همان انصاف ، و احسان، همان بخشش است. مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ الْقَصِيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ الطَّوِيلَةِ . و درود خدا بر او ، فرمود: آن كس كه با دست كوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گيرد. لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَةٍ وَ إِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ فَإِنَّ الدَّاعِيَ إِلَيْهَا بَاغٍ وَ الْبَاغِيَ مَصْرُوعٌ. كسى را به پيكار دعوت نكن ، اما اگر تو را دعوت به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيكار تجاوزكار شكست خورده است. َ الْعَاقِلَ : هُوَ الَّذِى يَضَعُ الشَّيْ‏ءَ مَوَاضِعَهُ فَقِيلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ . عاقل : خردمند آن است كه هر چيزى را در جاى خود مى نهد. با معرفى خردمند، جاهل را نيز شناساندم . وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِى عَيْنِى مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِى يَدِ مَجْذُومٍ . اين دنياى شما كه به انواع حرام آلوده است ، در ديدة من از استخوان خوكى كه در دست بيمارى جذامى باشد، پست تر است إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ . : گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش كردند، كه اين پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت كردند كه اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگذارى پرستيندند و اين پرستش آزادگان است. مَنْ أَطَاعَ التَّوَانِيَ ضَيَّعَ الْحُقُوقَ وَ مَنْ أَطَاعَ الْوَاشِيَ ضَيَّعَ الصَّدِيقَ . : هر كس تن به سستى دهد ، حقوق را پايمال كند ، و هر كس سخن چين را پيروى كند دوستى را به نابودى كشاند. يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظَّالِمِ عَلَى الْمَظْلُومِ . : روزى كه ستمديده از ستمكار انتقام كشد، سخت تر از روزى است كه ستمكار بر او ستم روا مى داشت. اتَّقِ اللَّهَ بَعْضَ التُّقَى وَ إِنْ قَلَّ وَ اجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ سِتْراً وَ إِنْ رَقَّ . : از خدا بترس هر چند اندك ؛ و ميان خود و خدا پرده اى قرار ده هر چند نازك!. إِذَا ازْدَحَمَ الْجَوَابُ خَفِيَ الصَّوَابُ . : هر گاه پاسخ ها همانند و زياد شد ، پاسخ درست پنهان گردد. إِنَّ لِلَّهِ فِى كُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَ مَنْ قَصَّرَ فِيهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ . : خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر كس آن را بپردازد ، فزونى يابد، و آن كس كه نپردازد و كوتاهى كند، در خطر نابودى قرار گيرد. إِذَا كَثُرَتِ الْمَقْدِرَةُ قَلَّتِ الشَّهْوَةُ . : هنگامى كه توانايى فزونى يابد، شهوت كاستى گيرد. احْذَرُوا نِفَارَ النِّعَمِ فَمَا كُلُّ شَارِدٍ بِمَرْدُودٍ . : از فرار نعمت ها بپرهيزيد ، زيرا هر گريخته اى باز نمى گردد. الْكَرَمُ أَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ . : بخشش بيش از خويشاوندى محبت مى آورد. مَنْ ظَنَّ بِكَ خَيْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ . : چون كسى به تو گمان نيك بْرد ، خوشبينى او را تصديق كن. عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ . : خدا را از سْست شدن اراده هاى قوى ، گشوده شدن گره هاى دشوار ، و درهم شكسته شدن تصميم ها ، شناختم. مَرَارَةُ الدُّنْيَا حَلَاوَةُ الْآخِرَةِ وَ حَلَاوَةُ الدُّنْيَا مَرَارَةُ الْآخِرَةِ . : تلخكامى دنيا، شيرينى آخرت، و شيرينى دنياى حرام، تلخى آخرت است. فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكَاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ وَ الصِّيَامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ وَ الْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدِّينِ وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ مَنْمَاةً لِلْعَدَدِ وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ وَ إِقَامَةَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ وَ تَرْكَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِيناً لِلْعَقْلِ وَ مُجَانَبَةَ السَّرِقَةِ إِيجَاباً لِلْعِفَّةِ وَ تَرْكَ الزِّنَى تَحْصِيناً لِلنَّسَبِ وَ تَرْكَ اللِّوَاطِ تَكْثِيراً لِلنَّسْلِ وَ الشَّهَادَاتِ اسْتِظْهَاراً عَلَى الْمُجَاحَدَاتِ وَ تَرْكَ الْكَذِبِ تَشْرِيفاً لِلصِّدْقِ وَ السَّلَامَ أَمَاناً مِنَ الْمَخَاوِفِ وَ الْأَمَانَةَ نِظَاماً لِلْأُمَّةِ وَ الطَّاعَةَ تَعْظِيماً لِلْإِمَامَةِ . : خدا «ايمان» را براى پاكسازى دل از شرك ، و «نماز» را براى پاك بودن از كبر و خودپسندى و «زكات» را عامل فزونى روزي، و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان ، و «حج» را براى نزديكى و همبستگى مسلمانان ، و «جهاد» را براى عزت اسلام، و «امر به معروف» را براى اصلاح توده هاى ناآگاه ، و «نهى از منكر» را براى بازداشتن بى خردان از زشتى ها ، «صلة رحم» را براى فراوانى خويشاوندان ، و «قصاص» را براى پاسدارى از خون ها، و اجراى «حدود» را براى تحقق عفّت ، و ترك «زنا» را براى سلامت نسل آدمى ، و ترك «لواط» را براى فزونى فرزندان ، و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انكار شده ، و ترك «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى ، و «سلام» كردن را براى امنيت از ترس ها، و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امت، و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبري، واجب كرد. يَا ابْنَ آدَمَ كُنْ وَصِيَّ نَفْسِكَ فِى مَالِكَ وَ اعْمَلْ فِيهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ يُعْمَلَ فِيهِ مِنْ بَعْدِكَ . : اى فرزند آدم ! خودت وصى مال خويش باش، امروز به گونه اى عمل كن كه دوست دارى پس از مرگت عمل كنند. صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ . : سلامت تن در دورى از حسادت است. مُرْ أَهْلَكَ أَنْ يَرُوحُوا فِى كَسْبِ الْمَكَارِمِ وَ يُدْلِجُوا فِى حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ فَوَالَّذِى وَسِعَ سَمْعُهُ الْأَصْوَاتَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ لُطْفاً فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَيْهَا كَالْمَاءِ فِى انْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الْإِبِلِ . : خانواده ات را فرمان ده كه روزها در به دست آوردن بزرگوارى ، و شب ها در رفع نياز خفتگان بكوشند . سوگند به خدايى كه تمام صداها را مى شنود، هر كس دلى را شاد كند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد كه به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان كه شتر غريبه را از چراگاه دورسازند. إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ . : هرگاه تهيدست شديد ، با صدقه دادن ، با خدا تجارت كنيد. الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ . : وفادارى با خيانتكاران نزد خدا نوعى خيانت ، و خيانت به خيانتكاران نزد خدا وفادارى است. كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ . قال الرضى و قد مضى هذا الكلام فيما تقدم إلا أن فيه هاهنا زيادة جيدة مفيدة : بسا احسان پياپى خدا، گناهكار را گرفتار كند و پرده پوشى خدا او را مغرور سازد ، و با ستايش مردم فريب خورد و خدا هيچ كس را همانند مهلت دادن ، مورد آزمايش قرار نداد. صَاحِبُ السُّلْطَانِ كَرَاكِبِ الْأَسَدِ يُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ . : همنشين پادشاه، شيرسوارى را ماند كه ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولى خود مى داند كه در جاى خطرناكى قرار گرفته است. أَحْسِنُوا فِى عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِى عَقِبِكُمْ . : به بازماندگان ديگران نيكى كنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه دارند. إِنَّ كَلَامَ الْحُكَمَاءِ إِذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً وَ إِذَا كَانَ خَطَأً كَانَ دَاءً . : گفتار حكيمان اگر درست باشد درمان ، و اگر نادرست باشد، درد جان است. يَا ابْنَ آدَمَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِى لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِى قَدْ أَتَاكَ فَإِنَّهُ إِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأْتِ اللَّهُ فِيهِ بِرِزْقِكَ . : اى فرزند آدم اندوه روز نيامده را بر اِمروزت ميفزا ، زيرا اگر روزِ نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزى تو را خواهد رساند. أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ بَغِيضَكَ يَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِيضَكَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ حَبِيبَكَ يَوْماً مَا . : در دوستى با دوست مدارا كن، شايد روزى دشمن تو گردد، و در دشمنى با دشمن نيز مدارا كن ، زيرا شايد روزى دوست تو گردد. النَّاسُ فِى الدُّنْيَا عَامِلَانِ عَامِلٌ عَمِلَ فِى الدُّنْيَا لِلدُّنْيَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْيَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ يَخْشَى عَلَى مَنْ يَخْلُفُهُ الْفَقْرَ وَ يَأْمَنُهُ عَلَى نَفْسِهِ فَيُفْنِى عُمُرَهُ فِى مَنْفَعَةِ غَيْرِهِ وَ عَامِلٌ عَمِلَ فِى الدُّنْيَا لِمَا بَعْدَهَا فَجَاءَهُ الَّذِى لَهُ مِنَ الدُّنْيَا بِغَيْرِ عَمَلٍ فَأَحْرَزَ الْحَظَّيْنِ مَعاً وَ مَلَكَ الدَّارَيْنِ جَمِيعاً فَأَصْبَحَ وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ لَا يَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَةً فَيَمْنَعُهُ . : مردم در دنيا دو دسته اند: يك دسته براى كسانى كه در دنيا براى دنيا كار كرد، و دنيا او را از آخرتش باز داشت، بر بازماندگان خويش از تهيدستى هراسان ، و از تهيدستى خويش در امان است، پس زندگانى خود را در راه سود ديگران از دست مى دهد. و ديگرى آن كه در نيا براى آخرت كار مى كند، و نعمت هاى دنيا نيز بدون تلاش به او روى مى آورد، پس بهرة هر دو جهان را چشيده، و مالك هر دو جهان مى گردد، و با آبرومندى در پيشگاه خدا صبح مى كند، و حاجتى را از خدا در خواست نمى كند جز آن كه روا مى گردد. لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا وَ إِذَا تَيَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا . : علم خود را نادانى ، و يقين خود را شك و ترديد مپنداريد، پس هر گاه دانستيد عمل كنيد، و چون به يقين رسيديد اقدام كنيد. إِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِرٍ وَ ضَامِنٌ غَيْرُ وَفِيٍّ وَ رُبَّمَا شَرِقَ شَارِبُ الْمَاءِ قَبْلَ رِيِّهِ وَ كُلَّمَا عَظُمَ قَدْرُ الشَّيْ‏ءِ الْمُتَنَافَسِ فِيهِ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ لِفَقْدِهِ وَ الْأَمَانِيُّ تُعْمِى أَعْيُنَ الْبَصَائِرِ وَ الْحَظُّ يَأْتِى مَنْ لَا يَأْتِيهِ . : طمع انسان را به هلاكت مى كشاند و نجات نمى دهد، و به آنچه ضمانت كند، وفادار نيست، و بسا نوشندة آبى كه پيش از سيراب شدن گلو گيرش شد؛ و ارزش آنچه كه بر سر آن رقابت مى كنند، هر چه بيشتر باشد، مصيبت از دست دادنش اندوهبارتر خواهد بود، و آرزوها چشم بصيرت را كور مى كند، و آنچه روزى هر كسى است بى جستجو خواهد رسيد. اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِى لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِى وَ تُقَبِّحَ فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِى مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِى بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّى فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِى وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِى تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِكَ . : خدايا به تو پناه مى برم كه ظاهر من در برابر ديده ها نيكو و درونم در آنچه كه از تو پنهان مى دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتارى كه تو از آن آگاهى ، توجه مردم را به خود جلب نمايم، و چهرة ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال نادرستى كه درونم را زشت كرده به سوى تو ايم، تا به بندگانت ، نزديك ، و از خشنودى تو دور گردم. قَلِيلٌ تَدُومُ عَلَيْهِ أَرْجَى مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ . : كار اندكى كه ادامه يابد، از كار بسيارى كه از آن به ستوه آيى اميدوار كننده تر است. إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا . : هر گاه مستحابت به واجبات زيان رساند آن را ترك كنيد. وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ . : كسى كه به ياد سفر طولانى آخرت باشد خود را آماده مى سازد. لَيْسَتِ الرَّوِيَّةُ كَالْمُعَايَنَةِ مَعَ الْإِبْصَارِ فَقَدْ تَكْذِبُ الْعُيُونُ أَهْلَهَا وَ لَا يَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ . : انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهى چشم ها دروغ مى نماياند ، اما آن كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نمى كند. بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ . : ميان شما و پندپذيرى ، پرده اى از غرور و خود خواهى وجود دارد. قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلِينَ . : دانش، راه عذر تراشى را بر بهانه جويان بسته است. كُلُّ مُعَاجَلٍ يَسْأَلُ الْإِنْظَارَ وَ كُلُّ مُؤَجَّلٍ يَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِيفِ . : آنان كه وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند ، و آنان كه مهلت دارند كوتاهى مى ورزند!. وَ سُئِلَ عَنِ الْقَدَرِ: طَرِيقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُكُوهُ وَ بَحْرٌ عَمِيقٌ فَلَا تَلِجُوهُ وَ سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَتَكَلَّفُوهُ . قَدُر: راهى است تاريك ، آن را مى پيمائيد ، و دريايى است ژرف ، وارد آن نشويد ، و رازى است خدايى ، خود را به زحمت نيندازيد. لَوْ لَمْ يَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلَى مَعْصِيَتِهِ لَكَانَ يَجِبُ أَلَّا يُعْصَى شُكْراً لِنِعَمِهِ . : اگر خدا بر گناهان وعدة عذاب هم نمى داد ، لازم بود به خاطر سپاسگزارى از نعمت هايش نافرمانى نشود. لَا تَصْحَبِ الْمَائِقَ فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ فِعْلَهُ وَ يَوَدُّ أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ : همنشين بى خرد مباش، كه كار زشت را زيبا جلوه داده ، دوست دارد تو همانند او باشي. أَصْدِقَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ وَ أَعْدَاؤُكَ ثَلَاثَةٌ فَأَصْدِقَاؤُكَ صَدِيقُكَ وَ صَدِيقُ صَدِيقِكَ وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ وَ أَعْدَاؤُكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّ صَدِيقِكَ وَ صَدِيقُ عَدُوِّكَ . : دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نيز سه دسته اند؛ اما دوستانت : دوست تو و دوستِ دوست تو ، و دشمنِ دشمن تو است، و اما دشمنانت : دشمن تو ، و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو است. مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ . : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندك رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ . : فرستاده تو بيانگر ميزان عقل تو ، و نامه تو گوياترين سخنگوى تو است. إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ . : نيازمندى كه به تو روى آورده فرستادة خداست ، كسى كه از يارى او دريغ كند، از خدا دريغ كرده، و آن كس كه به او بخشش كند، به خدا بخشيده است. لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِى يَدِ اللَّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِى يَدِهِ . : ايمان بنده اى درست نباشد جز آن كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست. فِى الْقُرْآنِ نَبَأُ مَا قَبْلَكُمْ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ مَا بَيْنَكُمْ . : در قرآن اخبار گذشتگاه ، و آيندگان ، و احكام مورد نياز زندگى تان وجود دارد. رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ . : سنگ را از همان جايى كه دشمن پرت كرده ، باز گردانيد ، كه شر را جز شر پاسخى نيست. إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ . من از تهيدستى بر شما هراسناكم ، از فقر به خدا پناه ببر ، كه همانا فقر ، دين انسان را ناقص ، و عقل را سرگردان ، و عامل دشمنى است. سَلْ تَفَقُّهاً وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً فَإِنَّ الْجَاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبِيهٌ بِالْعَالِمِ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْمُتَعَسِّفَ شَبِيهٌ بِالْجَاهِلِ الْمُتَعَنِّتِ . براى فهميدن بپرس ، به براى آزار دادن ؛ كه نادان آموزش گيرنده، همانند داناست، و همانا داناى بى انصاف چون نادان بهانه جو است اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِى الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ . : از نافرمانى خدا در خلوت ها بپرهيزيد، زيرا همان كه گواه است، داورى مى كند. فِى صِفَةِ الْمُؤْمِنِ الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِى وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِى قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَيْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَيْ‏ءٍ نَفْساً يَكْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ يَشْنَأُ السُّمْعَةَ طَوِيلٌ غَمُّهُ بَعِيدٌ هَمُّهُ كَثِيرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ شَكُورٌ صَبُورٌ مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ ضَنِينٌ بِخَلَّتِهِ سَهْلُ الْخَلِيقَةِ لَيِّنُ الْعَرِيكَةِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ . (در توصيف مؤمن فرمود) شادى مؤمن در چهرة او ، و اندوه وى در دلش پنهان است، سينه اش از هر چيزى فراخ تر ، و نفس او از هر چيزى خوارتر است. برترى جويى را زشت ، و رياكارى را دشمن مى شمارد، اندوه او طولانى ، و همت او بلند است، سكوتش فراوان ، و وقت او با كار گرفته است، شكر گزار و شكيبا و ژرف انديش است. از كسى در خواست ندارد و نرم خو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در ديندارى از بنده خوارتر است. لِكُلِّ امْرِئٍ فِى مَالِهِ شَرِيكَانِ الْوَارِثُ وَ الْحَوَادِثُ . : براى هر كسى در مال او دو شريك است: وارث و حوادث. الدَّاعِى بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِى بِلَا وَتَرٍ . : دعوت كنندة بى عمل، چون تير انداز بدون كمان است. الْغِنَى الْأَكْبَرُ الْيَأْسُ عَمَّا فِى أَيْدِى النَّاسِ . : برترين بى نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است. مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤَالُ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ . : آبروى تو چون يخى جامد است كه در خواست آن را قطره قطره آب مى كند، پس بنگر كه آن را نزد چه كسى فرو مى ريزي؟. الثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصِيرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِيٌّ أَوْ حَسَدٌ . : ستودن بيش از آنچه كه سزاوار است نوعى چاپلوسى ، و كمتر از آن ، درماندگى يا حسادت است. عِنْدَ تَنَاهِى الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الرَّخَاءُ . : چون سختى ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام كه حلقه هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد. عَنْ مَيِّتٍ مَاتَ : إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَيْسَ لَكُمْ بَدَأَ وَ لَا إِلَيْكُمُ انْتَهَى وَ قَدْ كَانَ صَاحِبُكُمْ هَذَا يُسَافِرُ فَعُدُّوهُ فِى بَعْضِ أَسْفَارِهِ فَإِنْ قَدِمَ عَلَيْكُمْ وَ إِلَّا قَدِمْتُمْ عَلَيْهِ . در مرگ : مْردن از شما آغاز نشده ، و به شما نيز پايان نخواهد يافت. اين دوست شما به سفر مى رفت، اكنون پنداريد كه به يكى از سفرها رفته ؛ اگر او باز نگردد شما به سوى او خواهيد رفت. لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِى الْخَيْرِ مُحْتَمَلًا . : شايسته نيست به سخنى كه از دهان كسى خارج شد، گمان بد ببرى ، چرا كه براى آن برداشت نيكويى مى توان داشت. ……………………….

3—-

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:45 ب.ظ.

لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِى الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ . : اسلام : . اسلام همان تسليم در برابر خدا و تسليم همان يقين داشتن و يقين اعتقاد راستى ، و باور راستين همان اقرار درست و اقرار درست انجام مسئوليت ها ، و انجام مسؤوليت ها همان عمل كردن به احكام دين است . عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِى مِنْهُ هَرَبَ وَ يَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِى إِيَّاهُ طَلَبَ فَيَعِيشُ فِى الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ وَ يُحَاسَبُ فِى الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِيَاءِ وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِى كَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ يَكُونُ غَداً جِيفَةً وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِى اللَّهِ وَ هُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَى وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَ تَارِكٍ دَارَ الْبَقَاءِ . : در شگفتم از بخيل : به سوى فقرى مى شتابد كه از آن مى گريزد ، و سرمايه اى را از دست مى دهد كه براى آن تلاش مى كند در دنيا چون تهيدستان زندگى مى كند ، اما در آخرت چون سرمايه داران محاكمه مى شود . و در شگفتم از متكبرى كه ديروز نقطه اى بر ارزش ، و فردا مردارى گنديده خواهد بود ؛ و در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديده ها را مى نگرد و در وجود خدا ترديد دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را مى بيند و مرگ را از ياد برده است ، و در شگفتم از آن كس كه پيدايش دوباره را انكار مى كند در حالى كه پيدايش آغازين را مى نگرد و در شگفتم از آن كس كه خانه نابودشدنى ، را آباد مى كند اما جايگاه هميشگى را از ياد برده است. مَنْ قَصَّرَ فِى الْعَمَلِ ابْتُلِيَ بِالْهَمِّ وَ لَا حَاجَةَ لِلَّهِ فِيمَنْ لَيْسَ لِلَّهِ فِى مَالِهِ وَ نَفْسِهِ نَصِيبٌ . : آن كس كه در عمل كوتاهى كند ، دچار اندوه گردد ، و آن را كه از مال و جانش بهره اى در راه خدا نباشد خدا را به او نياز نيست. عِظَمُ الْخَالِقِ عِنْدَكَ يُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فِى عَيْنِكَ . : بزرگى پروردگار در جانت ، پديده ها را در چشمت كوچك مى نماياند . قَدْ سَمِعَ رَجُلًا يَذُمُّ الدُّنْيَا أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِيلِهَا أَ تَغْتَرُّ بِالدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَيْهَا أَمْ هِيَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ مَتَى اسْتَهْوَتْكَ أَمْ مَتَى غَرَّتْكَ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِكَ مِنَ الْبِلَى أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِكَ تَحْتَ الثَّرَى كَمْ عَلَّلْتَ بِكَفَّيْكَ وَ كَمْ مَرَّضْتَ بِيَدَيْكَ تَبْتَغِى لَهُمُ الشِّفَاءَ وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ غَدَاةَ لَا يُغْنِى عَنْهُمْ دَوَاؤُكَ وَ لَا يُجْدِى عَلَيْهِمْ بُكَاؤُكَ لَمْ يَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُكَ وَ لَمْ تُسْعَفْ فِيهِ بِطَلِبَتِكَ وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِكَ وَ قَدْ مَثَّلَتْ لَكَ بِهِ الدُّنْيَا نَفْسَكَ وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَكَ إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّةَ فَمَنْ ذَا يَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَيْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نَفْسَهَا وَ أَهْلَهَا فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلَائِهَا الْبَلَاءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى السُّرُورِ رَاحَتْ بِعَافِيَةٍ وَ ابْتَكَرَتْ بِفَجِيعَةٍ تَرْغِيباً وَ تَرْهِيباً وَ تَخْوِيفاً وَ تَحْذِيراً فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ النَّدَامَةِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذَكَّرَتْهُمُ الدُّنْيَا فَتَذَكَّرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا . : 1ـ توبيخ نكوهش كننده دنيا: اى نكوهش كنندة دنيا ، كه به غرور دنيا مغرورى و با باطل هاى ان فريب خوردي! خود فريفته دنيايى و آن را نكوهش مى كنى ؟ آيا تو در دنيا جرمى مرتكب شده اى ؟ يا دنيا به تو جرم كرده است ؟ كى دنيا تو را سرگردان كرد ؟ و در چه زمانى تو را فريب داد ؟ آيا با گورهاى پدرانت كه پوسيده اند ؟ (تو را فريب داد) يا آرامگاه مادرانت كه در زير خاك آرميده اند؟ آيا با دو دست خويش بيماران را درمان كرده اي؟ و آنان را پرستارى كرده در بسترشان خوابانده اى ؟ در خواست شفاى آنان را كدره و از طبيبان داروى آن را ها تقاضا كرده اى ؟ د ران صبحگاهان كه داروى تو به حال آنان سودى نداشت ، و گريه تو فايده نكرد ، و ترس تو آنان را سودى نرساند ، و آنچه مى خواستى به دست نياوردى ، و با نيروى خود نتوانستى مرگ را از آنان دور كنى . دنيا براى تو حال آنان را مثال زد ، و با گورهايشان ، گور خودت را به رْخ تو كشيد. 2ـ خوبيها و زيبائيهاى دنيا: همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان ، و خانة تندرستى براى دنيا شناسان ، و خانه بى نيازى براى توشه گيران ، و خانه پند ، براى پند آموزان است . دنيا سجده گاه دوستان خدا ، نماز گاه فرشتگان الهى ، فرودگاه وحى خدا ، و جايگاه تجارت دوستان خداست، كه در آن رحمت خدا را به دست آوردند. و بهشت را سود بردند. چه كسى دنيا را نكوهش مى كند ؟ و حال آن كه دنيا جدا شدنشرا اعلام داشته و فرياد زد كه ماندگار نيست، و از نابودى خود و اهلش خبر داده است ؟ با بلاى خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانى خود آنان را به شادمانى رساند . در آغاز شب به سلامت گذشت ، اما در صبحگاهان با مصيبتى جانكاه بازگشت ، تا مشتاق كند ، و تهديد نمايد، و بترساند ، و هشدار دهد . پس مردمى در بامداد با پشيمانى ، دنيا را نكوهش كنند، و مردمى ديگر در روز قيامت آن را مى ستايند ، دنيا حقائق را به يادشان آورد ، يادآور آن شدند ، از رويدادها برايشان حكايت كرد ، او را تصديق كردند و اندرزشان داد ، پند پذيرفتند. الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِيهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا. دنيا گذرگاه عبور است ، نه جاى ماندن ؛ و مردم در آن دو دسته اند : يكى آن كه خود را فروخت و به تباهى كشاند ، و ديگرى آن كه خود را خريد و آزاد كرد. لَا يَكُونُ الصَّدِيقُ صَدِيقاً حَتَّى يَحْفَظَ أَخَاهُ فِى ثَلَاثٍ فِى نَكْبَتِهِ وَ غَيْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ . : دوست ، دوست نيست مگر آن كه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد : در روزگار گرفتارى ، آن هنگام كه حضور ندارد ، و پس از مرگ. مَنْ أُعْطِيَ أَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ أَرْبَعاً مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَةَ .: كسى را كه چهار چيز دادند ، از چهار چيز محروم نباشد : با دعا از اجابت كردن ، با توبه از پذيرفته شدن ، با استغفار از آمرزش گناه ، با شكرگزارى از فزونى نعمت ها . الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ وَ الْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ الْبَدَنِ الصِّيَامُ. : نماز موجب نزديكى هر پارسايى به خداست ، و حج جهاد هر ناتوان است . هر چيزى زكاتى دارد ، و زكات تن ، روزه اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ . : آن كه پاداش الهى را باور دارد ، در بخشش سخاوتمند است. مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ . : آن كه پاداش الهى را باور دارد ، در بخشش سخاوتمند است. تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ . : كمك الهى به اندازه نياز فرود مى آيد. مَا عَالَ مَنِ اقْتَصَدَ . : آن كه ميانه روى كند تهيدست نخواهد شد. التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ . : دوستى كردن نيمى از خردمندى است. الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ . : اندوه خوردن ، نيمى از پيرى است. يَنْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْمُصِيبَةِ وَ مَنْ ضَرَبَ يَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصِيبَتِهِ حَبِطَ عَمَلُهُ . : صبر با اندازة مصيبت فرود آيد ، و آن كه در مصيبت بى تاب بر رانش زند ، اجرش نابود مى گردد. كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ . : بسا روزه دارى كه بهره اى جز گرسنگى و تشنگى از روزه دارى خود ندارد ، و بسا شب زنده دارى كه از شب زنده دارى چيزى جز رنج و بى خوابى به دست نياورد ! خوشا خواب زيركان، و افطارشان! سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ . : ايمان خود را با صدقه دادن ، و اموالتان را با زكات دادن نگاهداريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد. : إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ عَنِّى مَا أَقُولُ لَكَ النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُوا عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ بِهِ بِهِ يَكْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِى حَيَاتِهِ وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ هَلَكَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِى أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِى قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِى شَيْ‏ءٍ أَقْرَبُ شَيْ‏ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَ جَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ انْصَرِفْ إِذَا شِئْتَ . ! اين قلب ها بسان ظرفهايى هستند ، كه بهترين آن ها ، فراگيرترين آن هاست، پس آنچه را مى گويم نگاهدار: 1ـ اقسام مردم (مردم شناسى) مردم سه دسته اند ، دانشمند الهى ، و آموزنده اى بر راه رستگارى ، و پشه هاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان ، كه به دنبال هر سر و صدايى مى روند. و با وزش هر بادى حركت مى كنند؛ نه از روشنايى دانش نور گرفتند ، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند . 2ـ ارزش هاى والاى دانش: دانش بهتر از مال است . زيرا علم ، نگهبان تو است ، ولى تو بايد از مال خويش نگهدارى كني؛ مال با بخشيدن كم مى شود اما علم با بخشش فزونى گيرد ؛ و مقام و شخصيتى كه با مال به دست آمده با نابودى مال ، نابود مى گردد. شناخت علم راستين ( علم الهى آيينى است كه با آن پاداش داده مى شود و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مى كند ، و پس از مرگ ، نام نيكو به يادگار گذارد . دانش . فرمانروا؛ و مال، فرمانبر است. 3ـ ارزش دانشمندان ثروت اندوزانِ بى تقوا، مرده اى به ظاهر زنده اند ، اما دانشمندان تا دنيا بر قرار است زنده اند ، بدن هايشان گرچه در زمين پنهان اما ياد آنان در دل ها هميشه زنده است. 4ـ ويژگى هاى رهبران الهي آرى خداوندا زمين هيچ گاه از حجت الهى خالى نيست، كه براى خدا با برهان روشن قيام كند، يا آشكار و شناخته شده، يا بيمناك و پنهان ، تا حجت خدا باطل نشود ، و نشانه هايش از ميان نرود. تعدادشان چقدر؟ و در كجا هستند؟ به خدا سوگند ! كه تعدادشان اندك ولى نزد خدا بزرگ مقدارند ، كه خدا به وسيله آنان حجت ها و نشان هاى خود را نگاه مى دارد، تا به كسانى كه همانندشان هستند بسپارد ، و در دل هاى آن بكارد، آنان كه دانش ، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده ، و روح يقين را در يافته اند ، كه آنچه را خوشگذران ها دشوار مى شمارند ، آسان گرفتند، و آن چه كه ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند . در دنيا با بدن هايى زندگى مى كنند، كه ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در زمين، و دعوت كنندگان مردم به دين خدايند. هرگاه خواستى بازگرد. الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ . : انسان زير زبان خود پنهان است وهَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ . : نابود شد كسى كه ارزش خود را ندانست. لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ . : انسان شكيبا ، پيروزى را از دست نمى دهد ، هر چند زمان آن طولانى شود . الرَّاضِى بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِى بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَى بِهِ. : آن كس كه از كار مردمى خشنود باشد ، چونان كسى است كه همراه آنان بوده و هر كس كه به باطلى روى آورد ، دو گناه بر عهده او باشد: گناه كردار باطل ، و گناه خشنودى به كار باطل. اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِى أَوْتَادِهَا . : عهد و پيمان ها را پاس داريد به خصوص با وفاداران. عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لَا تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ . : خداى را اطاعت كنيد كه در نشناختن پروردگار عذرى نداريد. قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ أَبْصَرْتُمْ وَ قَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ وَ أُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ . : اگر چشم بينا داشته باشيد، حقيقت را نشانتان داده اند ، اگر هدايت مى طلبيد شما را هدايت كرده اند ، اگر گوش شنوا داريد ، حق را به گوشتان خواندند. عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَيْهِ . : برادرت را با احسانى كه در حق او مى كنى سرزنش كن ، و شر او را با بخشش بازگردان. مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِى عُقُولِهَا . و درود خدا بر او ، فرمود : هر كس خود رأى شد به هلاكت رسيد، و هر كس با ديگران مشورت كرد ، در عقل هاى آنان شريك شد. مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ . : آن كس كه راز خود را پنهان دارد ، اختيار آن در دست اوست. الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ . : فقر مرگ بزرگ است! لَا يُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِيرِ حَقِّهِ إِنَّمَا يُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَيْسَ لَهُ : مرد را سرزنش نكنند كه چرا حقّش را با تأخير مى گيرد، بلكه سرزنش در آنجاست كه آنچه حقش نيست بگيرد. الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ الِازْدِيَادَ . : خود پسندى مانع فزونى است. الْأَمْرُ قَرِيبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِيلٌ . : آخرت نزديك ، و زمانِ ماندن در دنيا اندك است. قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِى عَيْنَيْنِ . : صبحگاهان براى آن كه دو چشم بينا دارد روشن است. تَرْكُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ . : ترك گناه آسان تر از در خواست توبه است. النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا . : مردم دشمن چيزهايى هستند كه نمى دانند. مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ . : آن كس كه از افكار و آراء گوناگون استقبال كند، صحيح را از خطا خوب شناسد. مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِيَ عَلَى قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ . آن كس كه دندان خشم را در راه خدا برهم فشارد، بر كشتن باطل گرايان ، توانمند گردد. إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ . : هنگامى كه از چيزى مى ترسى ، خود را در آن بيفكن ، زيرا گاهى ترسيدن از چيزي، از خود آن سخت تر است. آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ . : بردبارى و تحمل سختى ها ، ابزار رياست است. ازْجُرِ الْمُسِي‏ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ . : بدكار را با پاداش دادن به نيكوكر آزار بده! احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ : بدى را از سينة ديگران ، با كندن آن از سينة خود ، ريشه كن نما!. اللَّجَاجَةُ تَسُلُّ الرَّأْيَ . : لجاجت تدبير را سْست مى كند. الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ . : طمع ورزى ، بردگيِ هميشگى است. ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ . : حاصل كوتاهى ، پشيمانى ؛ و حاصل دورانديشي، سلامت است. لَا خَيْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِى الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ : آنجا كه بايد سخنِ درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانكه در سخن ناآگاهانه نيز خيرى نخواهد بود. مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَةً . : دو دعوت به اختلاف نرسد جز اينكه يكى باطل باشد مَا شَكَكْتُ فِى الْحَقِّ مُذْ أُرِيتُهُ . : از روزى كه حق براى من نمايان شد، هرگز دچار ترديد نشدم لِلظَّالِمِ الْبَادِى غَداً بِكَفِّهِ عَضَّةٌ . : آغاز كنندة ستم ، در قيامت ، انگشت به دندان مى گزد. مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ . : هر كس كه با حق در آويزد نابود مى گردد مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ . : كسى را كه شكيبايى نجات ندهد ، بى تابى او را هلاك گرداند. يَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ . : اى فرزند آدم ، آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنى ، براى ديگران اندوخته اى . لَمْ يَذْهَبْ مِنْ مَالِكَ مَا وَعَظَكَ . : مالى كه نابودى آن تو را پند مى دهد ، از دست نرفته است. لَمْ يَذْهَبْ مِنْ مَالِكَ مَا وَعَظَكَ . : اين دلها همانند تن ها خسته مى شوند ، براى نشاط آن به سخنان تازة حكيمانه روى بياوريد. لَمَّا سَمِعَ قَوْلَ الْخَوَارِجِ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ . : (وقتى شنيد كه خوارج مى گويند حكومت فقط از آنِ خداست.) سخن حقّى است كه از آن اراده باطل دارند. لَا مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لَا تُرَى إِلَّا عِنْدَ كُلِّ سَوْأَةٍ . : مبارك مباد چهره هاى كه جز به هنگام زشتى ها ديده نمى شوند. إِنَّ مَعَ كُلِّ إِنْسَانٍ مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِ فَإِذَا جَاءَ الْقَدَرُ خَلَّيَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ وَ إِنَّ الْأَجَلَ جُنَّةٌ حَصِينَةٌ . و درود خدا بر او ، فرمود : با هر انسان دو فرشته است كه او را حفظ مى كنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش مى گذارند كه همانا زمان عمر انسان ، سپرى گشته است. أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى إِنْ قُلْتُمْ سَمِعَ وَ إِنْ أَضْمَرْتُمْ عَلِمَ وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ الَّذِى إِنْ هَرَبْتُمْ مِنْهُ أَدْرَكَكُمْ وَ إِنْ أَقَمْتُمْ أَخَذَكُمْ وَ إِنْ نَسِيتُمُوهُ ذَكَرَكُمْ . و درود خدا بر او ، فرمود : اى مردم ! از خدايى بترسيد كه اگر سخنى گوييد مى شنود ، و اگر پنهان داريد مى داند، و براى مرگى آماده باشيد كه اگر از آن فرار كنيد شما را مى يابد، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مى گيرد ، و اگر فراموشش كنيد شما را از ياد نبرد. لَا يُزَهِّدَنَّكَ فِى الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا يَشْكُرُهُ لَكَ فَقَدْ يَشْكُرُكَ عَلَيْهِ مَنْ لَا يَسْتَمْتِعُ بِشَيْ‏ءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِكُ مِنْ شُكْرِ الشَّاكِرِ أَكْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْكَافِرُ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ . : ناسپاسى مردم تو را از كار نيكو باز ندارد، زيرا هستند كسانى ، بى آن كه از تو سودى برند تو را مى ستايند، چه بسا ستايش اندك آنان براى تو ، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد (و خداوند نيكوكاران را دوست دارد). كُلُّ وِعَاءٍ يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِهِ . : هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مى شود جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاى دهى ، وسعتش بيشتر مى شود. أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِيمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ . : نخستين پاداش بردبار از بردبارى اش آن كه مردم در برابر نادان ، پشتيبان او خواهند بود. إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ . و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بردبار نيستي، خود را به بردبارى بنماى ، زيرا اندك است كه خود را همانند مردمى كند و از جملة آنان به حساب نيايد. مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ . : كسى كه از خود حساب كشد ، سودى مى برد، و آن كه از خود غفلت كند زيان مى بيند ، و كسى كه از خدا بترسد ايمن باشد، و كسى كه عبرت آموزد اگاهى يابد، و آن كه آگاهى يابد مى فهمد ، و آن كه بفهمد دانش آموخته است!. اتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِيداً وَ جَدَّ تَشْمِيراً وَ كَمَّشَ فِى مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ وَ نَظَرَ فِى كَرَّةِ الْمَوْئِلِ وَ عَاقِبَةِ الْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّةِ الْمَرْجِعِ . : از خدا بترسيد ، ترسيدن انسان وارسته اى كه دامن به كمر زده و خود را آماده كرده ، و در بهره بردن از فرصت ها كوشيده ، و هراسان در اطاعت خدا تلاش كرده ، و در دنياى زودگذر ، و پايان زندگى و عاقبت كار، به درستى انديشيده است!. الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ وَ الْحِلْمُ فِدَامُ السَّفِيهِ وَ الْعَفْوُ زَكَاةُ الظَّفَرِ وَ السُّلُوُّ عِوَضُكَ مِمَّنْ غَدَرَ وَ الِاسْتِشَارَةُ عَيْنُ الْهِدَايَةِ وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْيِهِ وَ الصَّبْرُ يُنَاضِلُ الْحِدْثَانَ وَ الْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ الزَّمَانِ وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى وَ كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِيرٍ وَ مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ وَ الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا . : بخشندگى ، نگاهدارندة آبروست ، و شكيبايى با مصيبت هاى شب و روز و آن كس كه با رأى خود احساس بى نيازى كند به كام خطرها افتد ، شكيبايى با مصيبت هاى شب و روز پيكار كند ، و بى تابي، زمان را در نابودى انسان يارى دهد ، و برترين بى نيازى ترك آروزهاست، و چه بسا عقل كه اسير فرمانروايى هوس است؛ حفظ و به كار گيرى تجربه رمز پيروزى است، و دوستى نوعى خويشاوندى به دست آمده است ، و به آن كس كه به ستوده آمده و توان تحمل ندارد اعتماد نكن. عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ . : خود پسندى يكى از حسودان عقل است. أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً . : چشم را از سختيِ خوار و خاشاك و رنج ها فروبند تا همواره خشنود باشي. مَنْ لَانَ عُودُهُ كَثُفَتْ أَغْصَانُهُ . : كسى كه درخت شخصيت او نرم و بى عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است. الْخِلَافُ يَهْدِمُ الرَّأْيَ . : اختلاف نابود كنندة انديشه است. فِى تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ . : در دگرگونى روزگار، گوهر شخصيت مردان شناخته مى شود. حَسَدُ الصَّدِيقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ . : حسادت بر دوست، از آفات دوستى است. بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ . : بدترين توشه براى قيامت ، ستم بر بندگان است. بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الْهَيْبَةُ وَ بِالنَّصَفَةِ يَكْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ وَ بِالْإِفْضَالِ تَعْظُمُ الْأَقْدَارُ وَ بِالتَّوَاضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَةُ وَ بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدُدُ وَ بِالسِّيرَةِ الْعَادِلَةِ يُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِيهِ تَكْثُرُ الْأَنْصَارُ عَلَيْهِ. : با سكوت بسيار ، وقار انسان بيشتر شود، و با انصاف بودن ، دوستان را فراوان و با بخشش ، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى ، نعمت كامل شود، و با پرداخت هزينه ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه ، مخالفان را در هم شكند ، و با شكيبايى در برابر بى خرد، ياران انسان زياد گردند. الطَّامِعُ فِى وِثَاقِ الذُّلِّ . : طمعكار همواره زبون و خوار است. الْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ . : ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان عمل با اعظاء و جوارح استوار است. مَنْ أَصْبَحَ عَلَى الدُّنْيَا حَزِيناً فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اللَّهِ سَاخِطاً وَ مَنْ أَصْبَحَ يَشْكُو مُصِيبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ أَصْبَحَ يَشْكُو رَبَّهُ وَ مَنْ أَتَى غَنِيّاً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ وَ مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَمَاتَ فَدَخَلَ النَّارَ فَهُوَ مِمَّنْ كَانَ يَتَّخِذُ آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْيَا الْتَاطَ قَلْبُهُ مِنْهَا بِثَلَاثٍ هَمٍّ لَا يُغِبُّهُ وَ حِرْصٍ لَا يَتْرُكُهُ وَ أَمَلٍ لَا يُدْرِكُهُ . : كسى كه از دنيا اندوهناك مى باشد، از قضاء الهى خشمناك است، و آن كس كه از مصيبت وارد شده شِكْوه كند از خدا شكايت كرده، و كسى كه نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمايه اش برابر او فروتنى كند ، دو سوم دين خود را از دست داده است، و آن كس كه قرآن بخواند و وارد آتش جهنم شود حتماً از كسانى است كه آيات الهى را بازيچه قرار داده است ، و آن كس كه قلب او با دنيا پرستى پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشكل است، اندوهى رها نشدنى ، و آرزوئى نايافتني. كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِيماً وَ سُئِلَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً فَقَالَ هِيَ الْقَنَاعَةُ . : آدمى را قناعت براى دولتمندى ، و خوش خلقى براى فراوانى نعمت ها كافى است

2——

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:44 ب.ظ.

فِى عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِى الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِى وَ الْأَقْدَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَ السَّرِيرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ
: خدا آنچه را كه از آن شكايت دارى ( بيمارى ) موجب كاستن گناهانت قرار داد ، در بيمارى پاداشى نيست اما گناهان را از بين مى برد ، آن ها را چونان برگ پاييزى مى ريزد و همانا پاداش در گفتار به زبان ، و كردار با دست ها و قدم هاست ، و خداى سبحان به خاطر نيت راست ، و درون پاك ، هركس از بندگانش را كه بخواهد وارد بهشت خواهد كرد ..

 

لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِى هَذَا عَلَى أَنْ يُبْغِضَنِى مَا أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ يُحِبَّنِى مَا أَحَبَّنِى وَ ذَلِكَ أَنَّهُ قُضِيَ فَانْقَضَى

: اگر با شمشير بر بينى مؤمن بزنم كه دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد كرد ، و اگر تمام دنيا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و اين بدان جهت است كه قضاى الهى جارى شد ،

 

سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ .

: گناهى كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكى است كه تو را به خود پسندى وا دارد.

 

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ .

: ارزش مرد به اندازة همت اوست ، و راستگويى او به ميزان جوانمردى اش ، و شجاعت او به قدر ننگى است كه احساس مى كند ، و پاكدامنى او به اندازة غيرت اوست .

 

الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْيِ وَ الرَّأْيُ بِتَحْصِينِ الْأَسْرَارِ .

: پيروزى در دور انديشى ، و دور انديشى در به كار گيرى صحيح انديشه ، و انديشه صحيح به راز دارى است.

 

احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِيمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِيمِ إِذَا شَبِعَ .

: از يورش بزرگوار به هنگام گرسنگى ، و تهاجم انسان پُست به هنگام سيرى ، بپرهيز.

 

قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ .

: دل هاى مردم گريزان است ، به كسى روى آورند كه خوشرويى كند .

 

أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ .

: سزاوار ترين مردم به عفو كردن ، تواناترينشان به هنگام كيفر دادن است .

 

السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ .

: سخاوت آن است كه تو آغاز كنى ، زيرا آنچه با درخواست داده مى شود يا از روى شرم و يا از بيم شنيدن سخن نا پسند است .

 

لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ .

: هيچ ثروتى چون عقل ، و هيچ فقرى چون نادانى نيست . هيچ ارثى چون ادب ، و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست .

 

 

الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ .

: شكيبايى دو گونه است : شكيبايى بر آنچه خوش نمى دارى و شكيبايى در آنچه دوست مى داري.

 

الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ .

: قناعت ، ثروتى است پايان نا پذير .

 

مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ .

: آن كه تو را هشدار داد ، چون كسى است كه مژده داد.

 

اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ .

: زبان تربيت نشده ، درنده اى است كه اگر رهايش كنى مى گزد.
 

إِذَا حُيِّيتَ بِتَحِيَّةٍ فَحَيِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِيَتْ إِلَيْكَ يَدٌ فَكَافِئْهَا بِمَا يُرْبِى عَلَيْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِكَ لِلْبَادِئِ .

: چون تو را ستودند ، بهتر از آنان ستايش كن ، و چون به تو احسان كردند ، بيشتر از آن ببخش ، به هر حال پاداشِ بيشتر از آنِ آغاز كننده است .

 

الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ .

: شفاعت كننده چونان بال و پُر در خواست كننده است.

 

أَهْلُ الدُّنْيَا كَرَكْبٍ يُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِيَامٌ .

: اهل دنيا سوارانى در خواب مانده اند كه آنان را مى رانند.

 

فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ .

: از دست دادن دوستان غربت است .

 

فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا .

: از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نا اهل است.

 

لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ .

: از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن ، از آن كمتر است.

 

الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى .

: عفّت ورزيدن زينت فقر ، و شكر گزارى زينت بى نيازى است.

 

إِذَا لَمْ يَكُنْ مَا تُرِيدُ فَلَا تُبَلْ مَا كُنْتَ .

: اگر به آن چه كه مى خواستى نرسيدى ، از آنچه هستى نگران مباش.

 

لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً .

: نادان را يا تُندرو و يا كُند رو مى بيني.

 إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ .

: چون عقل كامل گردد ، سخن اندك شود .

 

الدَّهْرُ يُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ يُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ يُقَرِّبُ الْمَنِيَّةَ وَ يُبَاعِدُ الْأُمْنِيَّةَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.

: دنيا بدن ها را فرسوده و آرزوها را تازه مى كند ، مرگ را نزديك و خواسته ها را دور و دراز مى سازد ، كسى كه به آن دست يافت خسته مى شود ، و آن كه به دنيا نرسيد رنج مى برد.

 

مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ .

: كسى كه خود را رهبر مردم قرار داد ،بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران پردازد ، خود را بسازد ، و پيش از آن كه به گفتار تربيت كند ، با كردار تعليم دهد ، زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند سزاوار تر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب بياموزد.

 

نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ .

: انسان با نَفَسى كه مى كشد ، قدمى به سوى مرگ مى رود .

 

كُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ كُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ .

: هر چيز كه شمردنى است پايان مى پذيرد ، و هر چه را كه انتظار مى كشيدى ، خواهد رسيد.

 

إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا .

: حوادث اگر همانند يكديگر بودند ، آخرين را با آغازين مقايسه و ارزيابى مى كنند

 

خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِى صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِى صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ

: حكمت را هر كجا كه باشد ، فراگير ، گاهى حكمت در سينه منافق است بى تابى كند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينة مؤمن آرام گيرد.

 

الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ .

: حكمت ،گمشدة مؤمن است ، حكمت را فراگير هر چند از منافقان باشد.

 قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ
: ارزش هر كس به مقدار دانايى و تخصّص اوست .
 

أُوصِيكُمْ بِخَمْسٍ : أَهْلًا لَا يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْ‏ءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَيْرَ فِى جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا فِى إِيمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ .

: شما را به پنج چيز سفارش مى كنم :كسى از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از يكى سؤال كردند و نمى داند ، شرم نكند و بگويد نمى دانم ، و كسى در آموختن آنچه نمى داند شرم نكند و بر شما باد به شكيبايى كه شكيبايى ، ايمان را چون سر است بر بدن و ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بى سر ، ارزشى ندارد.

 

أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا فِى نَفْسِكَ .

: من كمتر از آنم كه بر زبان آوردى ، و برتر از آنم كه در دل داري.

 

مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِى أُصِيبَتْ مَقَاتِلُهُ .

: كسى كه از گفتن «نمى دانم» روى گردان است ، به هلاكت و نابودى مى رسد.

 

رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ وَ رُوِيَ مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ .

: انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است .
(تجربة پيران از آمادگى رزمى جوانان برتر است .)

 

 

عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ .

: در شگفتم از كسى كه مى تواند استغفار كند و نا اميد است.

 

مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند ، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد، و كسى كه امور آخرت را اصلاح كند ، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد كرد ، و كسى كه از درون جان واعظى دارد ، خدا را بر او حافظى است .

 

الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ .

: فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس ، و از مهربانى او نوميد نكند و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.

 إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ .

: همانا اين دل ها همانند بدن ها افسرده مى شوند ، پس براى شادابى دل ها ، سخنان زيباى حكمت آميز را بجوييد.

 

أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِى الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَانِ .

: بى ارزش ترين دانش ، دانشى است كه بر سر زبان است ، و برترين علم ، علمى است كه در اعضا و جوارح آشكار است.

 

: وَ سُئِلَ عَنِ الْخَيْرِ مَا هُوَ :لَيْسَ الْخَيْرُ أَنْ يَكْثُرَ مَالُكَ وَ وَلَدُكَ وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ أَنْ يَعْظُمَ حِلْمُكَ وَ أَنْ تُبَاهِيَ النَّاسَ بِعِبَادَةِ رَبِّكَ فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ وَ لَا خَيْرَ فِى الدُّنْيَا إِلَّا لِرَجُلَيْنِ رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ يَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ وَ رَجُلٍ يُسَارِعُ فِى الْخَيْرَاتِ .

: («خير» چيست ؟: )
خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود ، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى ، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى ، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى . در دنيا جز براى دو كس خير نيست:
يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند ، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.

  

َ لَا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَ كَيْفَ يَقِلُّ مَا يُتَقَبَّلُ

: هيچ كارى با تقوا اندك نيست ، و چگونه اندك است آنچه كه پذيرفته شود؟

 

إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ ثُمَّ تَلَا إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا

: نزديك ترين مردم به پيامبران ، دانا ترين آنان است ، به آنچه كه آورده اند.
» همانا نزديك ترين مردم به ابراهيم آنانند كه پيرو او گرديدند ، و مؤمنانى كه به اين پيامبر خاتم پيوستند .

 

رَجُلًا مِنَ الْحَرُورِيَّةِ يَتَهَجَّدُ وَ يَقْرَأُ فَقَالَ نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلَاةٍ فِى شَكٍّ .

: (صداى مردى : كه نماز شب مى خواند و قرآن تلاوت مى كرد.)
: خوابيدن همراه با يقين ، برتر از نمازگزاردن با شك و ترديد است.

 

اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ .

: چون روايتى را شنيديد ، آن را بفهميد عمل كنيد ، نه فقط بشنويد و نقل كنيد ، زيرا راويان علم فراوان و عمل كنندگان آن اندكند.

   

اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِى مِنْ نَفْسِى وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْهُمْ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَيْراً مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا يَعْلَمُونَ .

بار خدايا تو مرا از خودم بهتر مى شناسى ، و من خود را بيشتر از آنان مى شناسم ، خدايا مرا از آنچه اينان مى پندارند ، نيكوتر قرار ده ، و آنچه را نمى دانند بيامرز.

 لَا يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنُؤَ .

: بر آوردن نيازهاى مردم : به سه چيز ، كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد ، پنهان داشتن آن تا خود آشكار شود ، و شتاب در بر آوردن آن ، تا گوارا باشد.

  

إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ فَرَائِضَ فَلَا تُضَيِّعُوهَا وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ نَهَاكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ فَلَا تَنْتَهِكُوهَا وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً فَلَا تَتَكَلَّفُوهَا .

: همانا خدا واجباتى را بر شما لازم شمرده ، آن ها را تباه نكنيد و حدودى براى شما معين فرموده ، اما از آن ها تجاوز نكنيد و از چيزهايى نهى فرمود ، حركت آن را نگاه داريد و نسبت به چيزهايى سكوت فرمود نه از روى فراموشى . پس خود را دربارة آنها به رنج و زحمت دچار نسازيد.

 

لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ .

: مردم براى اصلاح دنيا چيزى از دين را ترك نمى گويند ، جز آن كه خدا آنان را به چيزى زيانبارتر از آن دچار خواهد ساخت .

 

رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا يَنْفَعُهُ .

: چه بسا دانشمندى كه جهلش او را از پاى در آرد و دانش او همراهش باشد اما سودى به حال او نداشته باشد.

 

نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطَى بِهَا يَلْحَقُ التَّالِى وَ إِلَيْهَا يَرْجِعُ الْغَالِى .

: ما تكيه گاه ميانه ايم ، عقب ماندگان به ما مى رسند ، و تندروان غلو كننده به سوى ما باز مى گردند.

 

لَا يُقِيمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا يُصَانِعُ وَ لَا يُضَارِعُ وَ لَا يَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ .

: فرمان خدا را بر پا ندارد ، جز آن كس كه در اجراى حق مدارا نكند . و به روش اهل باطل عمل نكند و پيرو فرمان طمع نگردد.

 

لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ وَ لَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى وَ لَا قَرِينَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا قَائِدَ كَالتَّوْفِيقِ وَ لَا تِجَارَةَ كَالْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ لَا رِبْحَ كَالثَّوَابِ وَ لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ وَ لَا زُهْدَ كَالزُّهْدِ فِى الْحَرَامِ وَ لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ وَ لَا عِبَادَةَ كَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ لَا إِيمَانَ كَالْحَيَاءِ وَ الصَّبْرِ وَ لَا حَسَبَ كَالتَّوَاضُعِ وَ لَا شَرَفَ كَالْعِلْمِ وَ لَا عِزَّ كَالْحِلْمِ وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ .

: سرمايه اى از عقل سودمندتر نيست ، و هيچ تنهايى ترسناك تر از خودبينى ، و عقلى چون دورانديشى ، و هيچ بزرگوارى چون تقوى ، و همنشينى چون اخلاقى خوش ، و ميراثى چون ادب ، و رهبرى چون توفيق الهى ، و تجارتى چون عمل صالح ، و سودى چون پاداش الهى ، و هيچ پارسايى چون پرهيز از شُبهات ، و زُهدى همچون بى اعتنايى به دنياى حرام ، و دانشى چون انديشيدن ، و عبادتى چون انجام واجبات ، و ايمانى چون حياء و صبر . و خويشاوندى چون فروتنى ، و شرافتى چون دانش ، و عزّتى چون بردبارى ، و پشتيبانى مطمئن تر از مشورت كردن نيست.

 

إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ وَ إِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ .

: هرگاه نيكوكارى بر روزگار و مردم آن غالب آيد ، اگر كسى ديگرى گمان بد برد ، در حالى كه از او عمل زشتى آشكار نشده ستمكار است ، و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود و كسى به ديگرى خوش گمان باشد ، خود را فريب داد.

   

كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ .

: چه بسا كسى كه با نعمت هايى كه به او رسيده ، به دام افتد ، و با پرده پوشى بر گناه ، فريب خورد ، و با ستايش شدن ، آزمايش گردد ؛ و خدا هيچ كس را به چيزى همانند مهلت دادن ، نيامرزد.

 

هَلَكَ فِيَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ .

: دو تن به خاطر من به هلاكت رسيدند : دوست افراط كننده ، و دشمن دشنام دهنده.

 

إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ .

: از دست دادن فرصت ها ، اندوهبار است .

َ

شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَى أَجْرُهُ .

: چقدر فاصلة بين دو عمل دور است : عملى كه لذتش مى رود و كيفر آن مى ماند ، و عملى كه رنج آن مى گذرد و پاداش آن ماندگار است!

 

طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِى نَفْسِهِ وَ طَابَ كَسْبُهُ وَ صَلَحَتْ سَرِيرَتُهُ وَ حَسُنَتْ خَلِيقَتُهُ وَ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ وَ عَزَلَ عَنِ النَّاسِ شَرَّهُ وَ وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ وَ لَمْ يُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ .

: خوشا به حال آن كس كه خود را كوچك مى شمارد ، و كسب و كار او پاكيزه است ، و جانش پاك ، و اخلاقش نيكوست ، مازاد بر مصرف زندگى را در راه خدا بخشش مى كند ، و زبان را از زياده گويى باز مى دارد و آزار او به مردم نمى رسد و سنّت پيامبر (ص) او را كفايت كرده ، بدعتى در دين خدا نمى گذارد

احاديث The words

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 5:42 ب.ظ.

حکمت كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ

در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.

 

 

وأَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ.

آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده

 

الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ .

بْخل ننگ و ترس نقصان است .

 

الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى .

ناتوانى ، آفت و شكيبايى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و خرسندى .

 

الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ.

دانش، ميراثى گرانبها ، و آداب ، زيورهاى هميشه تازه ، و انديشه ، آيينه اى شفاف است.

 

وَ قَالَ [عليه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ .

سينه خردمند صندوق راز اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى ، و شكيبايى ، گورستان پوشاننده عيب هاست .: پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.

 

الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِى عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِى آجَالِهِمْ .

: صدقه دادن دارويى ثمر بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.

 

 

إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ .

: چون دنيا به كسى روى آورد ، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند.

 

خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ .

: با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى شما آيند.

وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بر دشمنت دست يافتى ، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.

 

أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ .

: ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد.

 

إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ .

: چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازيد.

 

مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ .

: هر فريب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.

 

أَقِيلُوا ذَوِى الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ .

: از لغزش جوانمردان در گذريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد.

الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ .  

فرصت ها چون ابرها مى گذرند ، پس فرصت هاى نيك را غنيمت شماريد.

 

مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه كردارش او را به جايى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.

 

مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ .

: از كفّاره گناهان بزرگ ، به فرياد مردم رسيدن ، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.

 

يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ .

: اى فرزند آدم ! زمانى كه خدا را مى بينى كه انواع نعمت ها را به تو مى رساند تو در حالى كه معصيت كارى ، بترس.

 

الْحَذَرَ الْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ .

: هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ، چنان پرده پوشى كرده كه پندارى تو را بخشيده است !

معرفة اقسام الايمان 

وَ سُئِلَ [عليه السلام] عَنِ الْإِيمَانِ : الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ وَ الْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِى الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِى الْأَوَّلِينَ وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِى أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِى النَّاسِ حَمِيداً وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِى الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِى الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ الْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى التَّعَمُّقِ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّيْغِ وَ الشِّقَاقِ فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى الْحَقِّ وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلَالَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ وَ الشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى التَّمَارِى وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ
فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَيْدَناً لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَيْنَ يَدَيْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِى الرَّيْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّيَاطِينِ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ هَلَكَ فِيهِمَا
قال الرضى و بعد هذا كلام تركنا ذكره خوف الإطالة و الخروج عن الغرض المقصود فى هذا الكتاب.

و درود خدا بر او ، فرمود : (از ايمان پرسيدند ، جواب داد)
1ـ شناخت پايه هاى ايمان : ايمان بر چهار پايه استوار است : صبر ، يقين ، عدل و جهاد . صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد . شوق ، هراس ، زهد و انتظار. آن كس كه اشتياق بهشت دارد ، شهوت هايش كاستى گيرد ، و آن كس كه از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورى مى گزيند ، و آن كس كه در دنيا زهد مى ورزد ، مصيبت را ساده پندارد ، و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد در نيكى ها شتاب مى كند . يقين نيز بر چهار پايه استوار است : بينش زيركانه ، دريافت حكيمانة واقعيت ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پيمودن راه درست پيشينيان . پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيت ها نگريست ، حكمت را آشكارا بيند ، و آن كه حكمت را آشكارا ديد ، عبرت آموزى را شناسد ، و آن كه عبرت آموزى شناخت گويا چنان است كه با گذشتگان مى زيسته است . و عدل نيز بر چهار پايه بر قرار است : فكرى ژرف انديش ، دانشى عميق و به حقيقت رسيده ، نيكو داورى كردن و استوار بودن در شكيبايى . پس كسى كه درست انديشد به ژرفاى دانش رسيد و آن كس كه به حقيقت دانش رسيد ، از چشمة زلال شريعت نوشيد ، پس كسى كه شكيبا شد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد . و جهاد نيز بر چهار پايه استوار است : امر به معروف ، نهى از منكر ، راستگويى در هر حال ، و دشمنى با فاسقان . پس هر كس به معروف امر كرد ، پشتوانه نيرومند مؤمنان است ، و آن كس كه از زشتى ها نهى كرد ، بينى منافقان را به خاك ماليد ، و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است ، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قيامت او را خشنود سازد .
2ـ شناخت اقسام كفر و ترديد : و كفر بر چهار ستون پايدار است : كنجكاوى دروغين ستيزه جويى و جُدُل ، انحراف از حق و دشمنى كردن . پس آن كس كه دنبال توهم و كنجكاوى دروغين رفت به حق نرسيد .  و آن كس كه به ستيزه جويى و نزاع پرداخت از ديدن حق نابينا شد ، و آن كس كه از راه حق منحرف گرديد ، نيكويى را زش ، و زشتى را نيكويى پنداشت و سر مست گمراهى ها گشت ، و آن كس كه دشمنى ورزيد پيمودن راه حق بر او دشوار و كارش سخت ، و نجات او از مشكلات دشوار است . و شك چهار بخش دارد : جدال در گفتار ، ترسيدن ، دو دل بودن ، و تسليم حوادث روزگار شدن . پس آن كس كه جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاريكى شُبهات بيرون نخواهد آمد و آن كس كه از هر چيزى ترسيد همواره در حال عقب نشينى است ، و آن كس كه در ترديد و دودلى باشد زير پاى شيطان كوبيده خواهد شد ، و آن كس كه تسليم حوادث گردد و به تباهى دنيا و آخرت گردن نهد ، و هر دو جهان را از كف خواهد داد است

 

كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً .

: بخشنده باش اما زياده روى نكن ، در زندگى حسابگر باش اما سخت گير مباش.

 

احْفَظْ عَنِّى أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ .

چهار چيز يادگير (در خوبى ها ) ، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آن ها عمل مى كنى زيان نبيني:
الف ـ خوبى ها
1 ـ همانا ارزشمند ترين بى نيازى عقل است . 2 ـ و بزرگ ترين فقر بى خردى است . 3 ـ و ترسناك ترين تنهايى خود پسندى است . 4 ـ و گرامى ترين ارزش خانوادگى ، اخلاق نيكوست.
ب ـ هشدار ها
1 ـ از دوستى با احمق بپرهيز ، چرا كه مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيانت مى كند.
2 ـ از دوستى با بخيل بپرهيز ، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مى دارد.
3 ـ و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد.
4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهيز كه به سراب ماند: دور را به تو نزديك ، و نزديك را دور مى نماياند.

 

لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ .

: عمل مستحب، انسان را به خدا نزديك نمى گرداند، اگر به واجب زيان رساند.

 

لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ

: زبان عاقل در پْشت قلب اوست ، و قلب احمق در پْشت زبانش قرار دارد.
……….

حاجت

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 8:14 ق.ظ.

يَا فَارِجَ الْهَمّ، وَ كَاشِفَ الْغَمّ، يَا رَحْمَانَ الدّنْيَا وَ الْ‏آخِرَةِ وَ رَحِيمَهُمَا،  افْرُجْ هَمّي، وَ اكْشِفْ غَمّي.
يَا وَاحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، اعْصِمْنِي وَ طَهّرْنِي، وَ اذْهَبْ بِبَلِيّتِي. وَ اقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيّ وَ الْمُعَوّذَتَيْنِ وَ قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ، وَ قُلْ‏
اللّهُمّ إِنّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوّتُهُ، وَ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤَالَ مَنْ لَا يَجِدُ لِفَاقَتِهِ مُغِيثاً، وَ لَا لِضَعْفِهِ مُقَوّياً، وَ لَا لِذَنْبِهِ غَافِراً غَيْرَكَ، يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ أَسْأَلُكَ عَمَلًا تُحِبّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَ يَقِيناً تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَيْقَنَ بِهِ حَقّ الْيَقِينَ فِي نَفَاذِ أَمْرِكَ.
وَ اقْبِضْ عَلَى الصّدْقِ نَفْسِي، وَ اقْطَعْ مِنَ الدّنْيَا حَاجَتِي، وَ اجْعَلْ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتِي شَوْقاً إِلَى لِقَائِكَ، وَ هَبْ لِي صِدْقَ التّوَكّلِ عَلَيْكَ.
أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ كِتَابٍ قَدْ خَلَا، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرّ كِتَابٍ قَدْ خَلَا، أَسْأَلُكَ خَوْفَ الْعَابِدِينَ لَكَ، وَ عِبَادَةَ الْخَاشِعِينَ لَكَ، وَ يَقِينَ الْمُتَوَكّلِينَ عَلَيْكَ، وَ تَوَكّلَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْكَ.
اللّهُمّ اجْعَلْ رَغْبَتِي فِي مَسْأَلَتِي مِثْلَ رَغْبَةِ أَوْلِيَائِكَ فِي مَسَائِلِهِمْ، وَ رَهْبَتِي مِثْلَ رَهْبَةِ أَوْلِيَائِكَ، وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي مَرْضَاتِكَ عَمَلًا لَا أَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئاً مِنْ دِينِكَ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ.
اللّهُمّ هَذِهِ حَاجَتِي فَأَعْظِمْ فِيهَا رَغْبَتِي، وَ أَظْهِرْ فِيهَا عُذْرِي، وَ لَقّنّي فِيهَا حُجّتِي، وَ عَافِ فِيهَا جَسَدِي.
اللّهُمّ مَنْ أَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ أَوْ رَجَاءٌ غَيْرُكَ، فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِي وَ رَجَائِي فِي الْأُمُورِ كُلّهَا، فَاقْضِ لِي بِخَيْرِهَا عَاقِبَةً، وَ نَجّنِي مِنْ مَضَلّاتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ.

 

امين

ترجمه :
اى زداينده اندوه، و اى زايل كننده غم، اى بخشنده در دنيا و آخرت، و مهربان در هر دو سراى،اندوه مرا بر طرف كن، و غمم را بزداى. اى يگانه، اى يكتا، اى بى‏نياز، اى كسى كه نزاده و زائيده نشده، و هيچ همتائى نداشته، مرا نگاه دار و پاك ساز، و گرفتاريم را بر طرف كن .
و آية الكرسى و معوذتين و قل هو الله احد را بخوان و بگو:
خدايا من از تو مسئلت مى‏كنم، همچون سؤال كسى كه احتياجش سخت، و نيرويش سست، و گناهانش انبوه شده همچون سؤال كسى كه براى حاجت خود فرياد رسى، و براى ناتوانيش نيرو دهنده‏اى، و براى گناهش آمرزنده‏اى جز تو نمى‏يابد. اى صاحب جلال و اكرام. توفيق عملى را از تو مى‏خواهم كه بوسيله آن هر كه آن را بجا آورد او را دوست دارى.
و يقينى را كه هر كس در جريان قضاى تو به آن متيقن شود او را بدان وسيله سود دهى.
خدايا،  دلم را بسوى راستى فرا كش، و حاجتم را از دنيا بگسل و رغبتم را از سر شوق به لقايت در آنچه نزد تو است. قرار ده، و صدق توكل بر خويش را بر من ارزانى دار. ترا از خير سرنوشت گذشته مسئلت مى‏كنم، و از شر آن بتو پناه مى‏برم. ترس عبادتكاران ترا. و عبادت خاشعان در پيشگاه ترا، و يقين توكل كنندگان بر ترا، و توكل مؤمنان بتو را، از تو مسئلت دارم.
خدايا رغبت مرا در مسئلتم مانند رغبت دوستانم در مسئلتهاشان، و ترسم را مانند ترس اوليائت قرار ده، و مرا در خشنودى خود چنان بكار دار كه با وجود آن چيزى از دين تو را به علت ترس از آفريده‏اى ترك نكنم.
خدايا اين حاجت من است، پس رغبتم را در آن عظيم ساز، و عذر مرا در آن، آشكار گردان. و حجتم را در آن بر زبانم گذار و بدنم را در آن عافيت بخش.
خدايا هر كه صبح كند در حالى كه به غير از تو اعتماد و اميدى داشته باشد، پس من صبح كردم. در حالى كه اعتماد و اميدم در همه كارها توئى. پس به نيك فرجام‏ترين آنها برايم حكم كن، و مرا به رحمت خود از فتنه‏هاى گمراه كننده نجات بخش. اى مهربانترين مهابانان.

دعا ..حمد . ثنا… حاجت

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 8:12 ق.ظ.

الْحَمْدُ لِلّهِ الْأَوّلِ بِلَا أَوّلٍ كَانَ قَبْلَهُ، وَ الْ‏آخِرِ بِلَا آخِرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ‏
الّذِي قَصُرَتْ عَنْ رُؤْيَتِهِ أَبْصَارُ النّاظِرِينَ، وَ عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أَوْهَامُ الْوَاصِفِينَ.
ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدَاعاً، وَ اخْتَرَعَهُمْ عَلَى مَشِيّتِهِ اخْتِرَاعاً.
ثُمّ سَلَكَ بِهِمْ طَرِيقَ إِرَادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فِي سَبِيلِ مَحَبّتِهِ، لَا يَمْلِكُونَ تَأْخِيراً عَمّا قَدّمَهُمْ إِلَيْهِ، وَ لَا يَسْتَطِيعُونَ تَقَدّماً إِلَى مَا أَخّرَهُمْ عَنْهُ.
وَ جَعَلَ لِكُلّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلُوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لَا يَنْقُصُ مَنْ زَادَهُ نَاقِصٌ، وَ لَا يَزِيدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زَائِدٌ.
ثُمّ ضَرَبَ لَهُ فِي الْحَيَاةِ أَجَلًا مَوْقُوتاً، وَ نَصَبَ لَهُ أَمَداً مَحْدُوداً، يَتَخَطّى إِلَيْهِ بِأَيّامِ عُمُرِهِ، وَ يَرْهَقُهُ بِأَعْوَامِ دَهْرِهِ، حَتّى إِذَا بَلَغَ أَقْصَى أَثَرِهِ، وَ اسْتَوْعَبَ حِسَابَ عُمُرِهِ، قَبَضَهُ إِلَى مَا نَدَبَهُ إِلَيْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوَابِهِ، أَوْ مَحْذُورِ عِقَابِهِ، لِيَجْزِيَ الّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى.
عَدْلًا مِنْهُ، تَقَدّسَتْ أَسْمَاؤُهُ، وَ تَظاَهَرَتْ آلَاؤُهُ، لَا يُسْأَلُ عَمّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْأَلُونَ.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَةَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلَاهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَةِ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَةِ، لَتَصَرّفُوا فِي مِنَنِهِ فَلَمْ يَحْمَدُوهُ، وَ تَوَسّعُوا فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَشْكُرُوهُ.
وَ لَوْ كَانُوا كَذَلِكَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيّةِ إِلَى حَدّ الْبَهِيمِيّةِ فَكَانُوا كَمَا وَصَفَ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ «إِنْ هُمْ إِلّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلّ سَبِيلًا.»
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى مَا عَرّفَنَا مِنْ نَفْسِهِ، وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُكْرِهِ، وَ فَتَحَ لَنَا مِنْ أَبْوَابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيّتِهِ، وَ دَلّنَا عَلَيْهِ مِنَ الْإِخْلَاصِ لَهُ فِي تَوْحِيدِهِ، وَ جَنّبَنَا مِنَ الْإِلْحَادِ وَ الشّكّ فِي أَمْرِهِ.
حَمْداً نُعَمّرُ بِهِ فِيمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَى رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ.
حَمْداً يُضِي‏ءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ، وَ يُسَهّلُ عَلَيْنَا بِهِ سَبِيلَ الْمَبْعَثِ، وَ يُشَرّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ، يَوْمَ تُجْزَى كُلّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ، يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لَا هُمْ يُنْصَرُونَ.
حَمْداً يَرْتَفِعُ مِنّا إِلَى أَعْلَى عِلّيّينَ فِي كِتَابٍ مَرْقُومٍ يَشْهَدُهُ الْمُقَرّبُونَ.
حَمْداً تَقَرّ بِهِ عُيُونُنَا إِذَا بَرِقَتِ الْأَبْصَارُ، وَ تَبْيَضّ بِهِ وُجُوهُنَا إِذَا اسْوَدّتِ الْأَبْشَارُ.
حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِيمِ نَارِ اللّهِ إِلَى كَرِيمِ جِوَارِ اللّهِ.
حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرّبِينَ، وَ نُضَامّ بِهِ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ الّتِي لَا تَزُولُ، وَ مَحَلّ كَرَامَتِهِ الّتِي لَا تَحُولُ.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ، وَ أَجْرَى عَلَيْنَا طَيّبَاتِ الرّزْقِ.
وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضِيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلَى جَمِيعِ الْخَلْقِ، فَكُلّ خَلِيقَتِهِ مُنْقَادَةٌ لَنَا بِقُدْرَتِهِ، وَ صَائِرَةٌ إِلَى طَاعَتِنَا بِعِزّتِهِ.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي أَغْلَقَ عَنّا بَابَ الْحَاجَةِ إِلّا إِلَيْهِ، فَكَيْفَ نُطِيقُ حَمْدَهُ أَمْ مَتَى نُؤَدّي شُكْرَهُ لَا، مَتَى.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي رَكّبَ فِينَا آلَاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ، وَ مَتّعَنَا بِأَرْوَاحِ الْحَيَاةِ، وَ أَثْبَتَ فِينَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ، وَ غَذّانَا بِطَيّبَاتِ الرّزْقِ، وَ أَغْنَانَا بِفَضْلِهِ، وَ أَقْنَانَا بِمَنّهِ.
ثُمّ أَمَرَنَا لِيَخْتَبِرَ طَاعَتَنَا، وَ نَهَانَا لِيَبْتَلِيَ شُكْرَنَا، فَخَالَفْنَا عَنْ طَرِيقِ أَمْرِهِ، وَ رَكِبْنَا مُتُونَ زَجْرِهِ، فَلَمْ يَبْتَدِرْنَا بِعُقُوبَتِهِ، وَ لَمْ يُعَاجِلْنَا بِنِقْمَتِهِ، بَلْ تَأَنّانَا بِرَحْمَتِهِ تَكَرّماً، وَ انْتَظَرَ مُرَاجَعَتَنَا بِرَأْفَتِهِ حِلْماً.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الّذِي دَلّنَا عَلَى التّوْبَةِ الّتِي لَمْ نُفِدْهَا إِلّا مِنْ فَضْلِهِ، فَلَوْ لَمْ نَعْتَدِدْ مِنْ فَضْلِهِ إِلّا بِهَا لَقَدْ حَسُنَ بَلَاؤُهُ عِنْدَنَا، وَ جَلّ إِحْسَانُهُ إِلَيْنَا وَ جَسُمَ فَضْلُهُ عَلَيْنَا
فَمَا هَكَذَا كَانَتْ سُنّتُهُ فِي التّوْبَةِ لِمَنْ كَانَ قَبْلَنَا، لَقَدْ وَضَعَ عَنّا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ، وَ لَمْ يُكَلّفْنَا إِلّا وُسْعاً، وَ لَمْ يُجَشّمْنَا إِلّا يُسْراً، وَ لَمْ يَدَعْ لِأَحَدٍ مِنّا حُجّةً وَ لَا عُذْراً.
فَالْهَالِكُ مِنّا مَنْ هَلَكَ عَلَيْهِ، وَ السّعِيدُ مِنّا مَنْ رَغِبَ إِلَيْهِ‏
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ بِكُلّ مَا حَمِدَهُ بِهِ أَدْنَى مَلَائِكَتِهِ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمُ خَلِيقَتِهِ عَلَيْهِ وَ أَرْضَى حَامِدِيهِ لَدَيْهِ‏
حَمْداً يَفْضُلُ سَائِرَ الْحَمْدِ كَفَضْلِ رَبّنَا عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ.
ثُمّ لَهُ الْحَمْدُ مَكَانَ كُلّ نِعْمَةٍ لَهُ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ عِبَادِهِ الْمَاضِينَ وَ الْبَاقِينَ عَدَدَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ، وَ مَكَانَ كُلّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا عَدَدُهَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَةً أَبَداً سَرْمَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
حَمْداً لَا مُنْتَهَى لِحَدّهِ، وَ لَا حِسَابَ لِعَدَدِهِ، وَ لَا مَبْلَغَ لِغَايَتِهِ، وَ لَا انْقِطَاعَ لِأَمَدِهِ‏
حَمْداً يَكُونُ وُصْلَةً إِلَى طَاعَتِهِ وَ عَفْوِهِ، وَ سَبَباً إِلَى رِضْوَانِهِ، وَ ذَرِيعَةً إِلَى مَغْفِرَتِهِ، وَ طَرِيقاً إِلَى جَنّتِهِ، وَ خَفِيراً مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ أَمْناً مِنْ غَضَبِهِ، وَ ظَهِيراً عَلَى طَاعَتِهِ، وَ حَاجِزاً عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ عَوْناً عَلَى تَأْدِيَةِ حَقّهِ وَ وَظَائِفِهِ.
حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِي السّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِيَائِهِ، وَ نَصِيرُ بِهِ فِي نَظْمِ الشّهَدَاءِ بِسُيُوفِ أَعْدَائِهِ، إِنّهُ وَلِيّ‏ٌ حَمِيدٌ

 

ترجمه :
سپاس خدائى را كه اول است بى آنكه پيش از او اولى باشد، و آخر است بى آنكه پس از او آخرى باشد خدائى كه ديده‏هاى بينندگان از ديدنش فرو مانده و انديشه‏هاى توصيف كنندگان از وصفش عاجز شده‏اند. آفريدگان را به قدرت خود پديده آورده، و ايشان را بر وفق خواست خود اختراع فرموده، آنگاه در طريق اراده خود روان ساخته و در راه محبت خود برانگيخته، در حالى كه از حدى كه بر ايشان تعيين نموده قدمى پيش و پس نتوانند نهاد، و براى هر يك از ايشان روزى معلوم مقسومى قرار داده: هر كه را فزونى داده، كاهنده‏اى را نيروى كاستن آن نه. و هر كه را كه را كاستى داده افزاينده‏اى را قدرت افزون بر آن نيست سپس براى او در زندگى مدت معلومى تعيين كرده و پايان معينى قرار داده كه با روزهاى عمر خود بسوى آن گام بر مى‏دارد و با سالهاى زندگيش به آن نزديك مى‏شود، تا چون به پايان مدتش رسيد و پيمانه عمرش را پر كرد او را به طرف ثواب سرشار يا عقاب وحشتبار خود فرا كشد، و به آئين عدالت كسانى را كه بدى كرده‏اند به عمل خود و آنان را كه نيكوئى كرده‏اند به نيكى جزا دهد.
منزه است نامهاى او و پياپى است نعمتهاى او، از كرده خود مسئول نيست و ديگران مسئولند.
و سپاس خدائى را كه اگر بندگانش را از شناختن آئين سپاسگزاريش بر عطاياى متواترى كه به ايشان داده و نعمتهاى پيوسته‏اى كه بر ايشان كامل ساخته محروم مى‏ساخت، در نعمتهايش تصرف مى‏كردند و سپاس نمى‏گزاردند و در روزيش دست مى‏گشودند و شكر نمى‏كردند، و اگر چنين مى‏بودند از حدود انسانيت به مرز بهيميت مى‏رفتند، و چنان مى‏بودند كه در كتاب محكم خود وصف كرده است «ايشان جز مانند چار پايان نيستند بلكه خود گمراه‏ترند».
و سپاس خداى را بر آنچه از خدائى خود بما شناسانده، و بر آنچه از شكر خود بما الهام كرده، و بر آن درها كه از علم ربوبيتش بر ما گشوده و بر اخلاص در توحيدش كه ما را به آن رهبرى كرده و ما را از كجروى و شك در كار خودش دور ساخته، چنان سپاسى كه به آن در زمره سپاسگزاران خلقش زندگى كنيم، و بر هر كه به خشنودى و عفوش پيشى جسته سبقت گيريم.
سپاسى كه تاريكى‏هاى برزخ در پرتوش بر ما روشن شود و راه رستاخيز را بر ما هموار سازد و منازل ما را در پيشگاه گواهان از فرشتگان و پيغمبران و امامان بلند گرداند. در آن روزى كه هر كسى به سزاى عمل خود مى‏رسد، و به مردم ستم نمى‏شود. روزى كه به هيچ وجه دوستى به كار دوستى نمى‏خورد و كسى ايشان را يارى نمى‏كند.
سپاسى كه در نامه نوشته شده‏اى كه مقربين آن را مشاهده مى‏كنند از جانب ما با على عليين بالا رود.
سپاسى كه چون از هول رستاخيز چشمها خيره شود ديده‏هاى ما به آن روشن گردد و چون روى‏ها سياه شود چهره‏هاى ما به آن سفيد گردد. سپاسى كه در پرتوش از آتش دردناك خدا آزاد شويم و به جوار كرمش در آئيم.
سپاسى كه به يمن تأييد آن شانه بر شانه فرشتگان مقرب او زنيم، و در اقامتگاه جاودانى و سراى عزت سرمديش در سلك پيغمبران مرسل در آئيم.
سپاس خدائى را كه زيبائيهاى آفرينش را براى ما برگزيد و روزيهاى پاكيزه را بر ما روان ساخت، و ما را به تسلط بر همه آفريدگان برترى داد و از اين جهت همه مخلوقاتش ما را به قدرت او فرمانبردار، و به نيرويش از اطاعت ما ناچارند و سپاس خدائى را كه در احتياج ما را از غير خود فرو بست. پس در برابر اين همه نعمت چگونه بر سپاس او طاقت داريم؟ يا كى توانيم شكرش را بجا آريم؟ چنين كار محال است، نه جاى استفهام و سؤال است! سپاس خدائى را كه براى قبض و بسط اعضاء آلات و عضلاتى در بدن ما تركيب كرد، و ما را از آسايشهاى زندگى بهره‏مند گردانيد، و اعضائى براى كار در پيكر ما برقرار كرد و ما را از روزى‏هاى پاكيزه اطعام فرمود، و به فضل خود توانگر ساخت، و به نعمت خود سرمايه بخشيد، سپس ما را به پيروى اوامر خود فرمان داد تا طاعتمان را بسنجد، و از ارتكاب نواهى خود نهى فرمود تا شكرمان را بيازمايد، پس از راه امرش منحرف شديم و بر مركب نهيش برآمديم با اين حال به عقوبت ما شتاب نكرد، و در انتقام ما تعجيل نفرمود، بلكه به رحمت خود از روى كرم با ما مدارا كرد، و به مهربانى خويش از روى حلم بازگشتن ما را انتظار كشيد و سپاس خدائى را كه ما را به توبه رهبرى كرد و آن را جز از فضل او نيافته‏ايم. پس اگر جز اين يك نعمت از فضل او را به شما نياوريم هر آينه عطاى او در حق ما بزرگ و احسانش درباره ما جليل و فضلش بر ما عظيم خواهد بود. زيرا سنت او در باب توبه نسبت به اقوام قبل از ما چنين نبود او به حقيقت آنچه را كه تاب تحمل آن را نداشتيم از ذمه ما برداشته و بيرون از حد طاقتمان تكليف نفرموده و جز به كار آسانمان نگماشته و براى هيچ يك از ما حجتى و عذرى باقى نگذاشته .
پس بدبخت از ميان ما كسى است كه بر خلاف رضاى خدا خود را به هلاك افكند، و نيكبخت كسى است كه روى دل بسوى او آورد.
سپاس خداى را بهر آن آئين كه نزديكترين فرشتگان به او و گرامى‏ترين آفريدگان او و پسنديده‏ترين ستايش كنندگان در پيشگاه او وى را سپاس گذارده‏اند، سپاسى كه از ديگر سپاسها برتر باشد مانند برترى پروردگار ما بر همه آفريدگانش .
سپس حمد او را بجاى هر نعمتى كه بر ذمه ما و همه بندگان گذشته و بازمانده خود دارد، به شماره هر چيزى كه از همگى آنها علم او بر آن احاطه كرده و بجاى هر يك از آنها چندين برابر آن هميشه و جاويد تا روز رستاخيز.
سپاسى كه كشش آن پايان نپذيرد و شماره‏اش به احصا در نيايد، و به نهايتش دسترسى و براى مدتش انقطاعى نباشد.
سپاسى كه موجب رسيدن به طاعت و عفو او، و سبب خشنودى، و وسيله آمرزش، و راه بسوى بهشت، و پناه از انتقام، و ايمنى از خشم، و پشتيبان طاعت، و مانع از نافرمانى، و مددكار بر اداء حق و وظائف او باشد. سپاسى كه به آن در ميان نيكبختان از دوستانش نيكبخت شويم و بوسيله آن در سلك شهيدان شمشيرهاى دشمنانش درآئيم. همانا كه خدا يارى دهنده و ستوده است.

دسامبر 25, 2009

يا ايهاالمومنون

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 3:28 ب.ظ.

بسم الله الرحمن الرحيم يا ايهاالمومنون  لا تعبدون الا الله و بالوالدين احسانا» و ذي القربي و اليتامي و المساكين و قولو اللناس حسنا» و اقيمو الصلوه و اتو الزكوه  لا تسفكون دماء كم و لاتخرجون انفسكم من دياركم.  انما حرم عليكم الميته و الدم و لحم الخنزير و ما اهل به لغيرالله  كتب عليكم القصاص في القتلي الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثي بالانثي  كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون.اياما» معدودات.  ما انفقتم من خير فللوالدين و الاقربين و اليتامي و المساكين و ابن السبيل.  الخمر والميسر .فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما.  عن اليتامي .اصلاح لهم خير. وان تخالطوهم فاخوانكم.  عن المحيض . هو اذي .فاعتزلو النساء في المحيض و لا تقربوهن حتي يطهرن.  اطلاق مرتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان.  فان طلقها فلاتحل له من بعد حتي تنكح زوجا» غيره.  لا تضار والده بولدها و لا مولود له بولده.  يمحق الله الربوا ويربي الصدقات.  امنو و عملو الصالحات و اقامو الصلوه واتو الزكوه.  و لتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر.  واتو اليتامي اموالهم.  فانكحو من النساء فواحده (الا تعدلو.) (الا ما قد سلف)  يوصيكم الله في اولادكم فلكل النصف.  احل لكم ان تبتغوا باموالكم محصنين غير المسافحين و لا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضه.  و لا تقتلوا انفسكم.  واعبدوالله و لا تشركو به شيا»و بالوالدين احسانا» و بذي القربي و اليتامي و المساكين و الجار ذي القربي و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابن السبيل.  لاتقربوا الصلوه و انتم سكاري حتي تعلمون ما تقولون.  ولا جنبا» حتي تغسلوا .فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا» طيبا» فامسحوا بوجوهكم و ايديكم.  ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء.  ان الله يامركم ان تودو الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل.  فان تنازعتم في شي فردوه الي الله والرسول.  و ماكان لمومن ان يقتل مومنا» الا خطا» و من قتل مومنا» خطا» فتحرير رقبه و ديه المسلمه.  احل لكم الطيبات و اذكرو اسم الله عليه.  وكتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفسوالعين بالعين و الانف بالانف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهو كفاره له.  لا اجد في ما اوحي الي محرما» علي طاعم يطعمه الا ان يكون ميته او دما» مسفوحا» او لحم الخنزير فانه الرجس او فسقا» اهل لغيرالله به فمن اضطر غير باغ ولا عاد فان ربك غفور رحيم.  تعالو اتل ما حرم ربكم عليكم الا تشركو به شيا» وبالوالدين احسانا» ولاتقتلوا اولادكم و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها وما بطن ولا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق.  ولا تقربوا مال اليتيم الا بالتي هي احسن حتي تبلغ اشده و افو الكيل و الميزان بالقسط واذ قلتم فاعدلو و لو كان ذاقربي و بعهدالله اوفو.  من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسئته فلا يجزي الا مثلها.  لا تخونوا لله والرسول وتخونوا اماناتكم.  ليس علي الضعفاء ولا علي المرضي و لا علي الذين لا يجدون ما ينفقون حرج.  يقيمواالصلوه و ينفقوا مما رزقناهم سرا» و علانيه.  ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاي ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنكر و البغي .  و افو بالعهدالله اذا عاهدتم و لا تنقضوا الايمان بعد توكيدها و قد جعلتم الله عليكم كفيلا».  ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها.  و لاتزر وازره وزر اخري.  و لا تقربوا الزني.  و لا تقتلوا اولادكم.  و لا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق.  و جعلنا هم ائمه يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوه واتيا الزكوه و كانوا لنا عابدين.  و لوطا»اتيناه حكما» و علما» و نجيناه من القريه التي كانت تعمل الخبائث.و ادخلناه في رحمتنا.  و اذن في الناس باحج ياتوك رجالا» و علي كل ضامر ياتين من كل فج عميق و يذكرو اسم الله في ايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام و البدن جعلناها لكم من شعائر الله لكم فيها الخير.  الزاني لا ينكح الا زانيه والزانيه لا ينحكها الا زان و حرم ذلك علي المومنين الا الذين تابو من بعد ذلك و اصلحو .فصيام شهرين متتابعين وتلك حدود الله.  ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه.

  قل لنساالمومنين.يدنيم عليهن من جلابيهن.(وامر بالعرف)  خذالعفو وامر بالعرف. اعرض عن الجاهلين.  و الحمدالله رب العالمين.

بسم الله مجريها و مرسها

دسته‌بندی شده در: Uncategorized — godforalways @ 8:17 ق.ظ.

بسم الله مجريها و مرسها خدا با موسي سخن گفت • ترا خدايان ديگري جز من نباشد. • هيچ بتي بهيچ شكلي براي خود درست نكن.در برابر آنها زانو نزن. و آنها راپرستش نكن. • از نام من كه خداوند ، خداي تو هستم سوء استفاده نكن . با بي احترامي به زبان نياور .به آن قسم دروغ نخور. • پدر ومادرت را احترام كن. • قتل نكن . زنا نكن .دزدي نكن .دروغ نگو. • چشم طمع به مال و ناموس ديگران نداشته باش. • مقدس باشيد ، زيرا خداوند ، خداوند شما مقدس است. • بت نسازيد وبتها را پرستش نكنيد. • هنگام قضاوت از فقير طرفداري بيجا نكنيد . و از ثروتمند ترسي نداشته باشيد. قضاوت منصفانه داشته باشيد. • سخن چيني نكنيد. • با غريباني كه در سرزمين شما زندگي ميكنند بد رفتاري نكنيد. • لعنت خدا بر • – كسي كه بتي بسازد و پرستش كند. • – كسي كه شخص نابينا را از راه منحرف كند. • – كسي كه نسبت به غريبان ،يتيمان ، وبيوه زنان بي عدالتي كند. • – با مادر و خواهر خود نا پاكي كند. • – با حيوان رابطه جنسي برقرار كند. • – مرتكب قتل به ناحق شود. • -كسي كه قوانين و دستورات خدا را اطاعت نكند. • سرود موسي: • تعاليم من مثل باران خواهد باريد. • و مانند شبنم بر زمين خواهد نشست. • مثل قطره اي باران ، بر سبزه تازه و ماند نم نم باران بر گياهان فرو خواهد ريخت. • نام خداوند را ستايش خواهند كرد. • خداوند قلب مارا از شادي لبريز خواهد ساخت. • او به ما قدرت بخشيده و مارا تقويت خواهد نمود. • بر دشمنان بخنديد و خوشحال باشيد. • چون خداوند شما را ياري خواهد كرد. • خداوند فقير ميكند و غني ميسازد. • خداوند پست ميكند و بلند ميگرداند. • فقير را از خاك بر مي افرازد. • محتاج را از بدبختي نجات ميدهد. • ستونهاي زمين از آن خداوند است. • خدا مقدسين خود را حفظ ميكند. • خداوند بر تمام دنيا داوري خواهد كرد. • و برگزيده خود را پيروز ميگرداند. • خداوند قلعه ماست. او صخره ماست و مارا نجات مي بخشد. او همچون سپر از ما مراقبت ميكند. خداوند صخره محكمي است كه به ان پناه ميبريم. به ما پناه ميدهد و با قدرتش مارا مي رهاند. نجات دهنده ما ، مارا از ظلم مي رهاند. اورا به كمك خواهيم طلبيد و از دشمنان رهايي خواهيم يافت. تنها خداوند شايسته پرستش است. • خدايا ، تو نسبت به كساني كه به تو وفادارند ، امين هستي. • و كساني كه با ايمانند محبت ميكني. • اشخاص پاك را بركت ميدهي. • افتادگان را نجات مي دهي. • خداوند از كساني كه به او پناه ميبرند ، محافظت ميكند. • بگوييد: • اي خداي نجات دهنده ، مارا نجات بده تا نام مقدس ترا سپاس گوييم. نجات از جانب خدا وند مي آيد و اوست كه به ما بركت مي دهد. خدايا در گرفتاري ، نورت را برما بتابان . و قلب مارا از شادي لبريز كن. خدايا ، راه درست را ه ما نشان بده و هدايتمان كن. تا دشمنان بر ما چيره نشوند. از كساني كه ترا دوست دارند محافظت كن تا در پناه تو شادمان باشند. و انها را با محبت خود محافظت كن. • در دردها ، اي خداوند ، بيا و مارا برهان .و به رحمت خود نجاتمان بده . • خداوند، شكوه نام تو سراسر زمين را فراگرفته است. • خدواندا بدي را محاكمه كن .آنها را به وحشت انداز تا فاني پيروز نگردد. • دعاي درماندگان را اجابت فرما. به آنها نيرو ببخش. از يتيمان و مظلومان دفاع كن تا هيچ چيز نتواند انها را بترساند. • درستكاران در حضور تو خواهند زيست. • وعده هاي خداوند ، پاك و قابل اعتماد است تا هميشه. • چه كسي در خدا مي ماند: • – كسي كه بي عيب و ريا باشد. • هر كاري را با صداقت انجام دهد. • او هميشه پايدار خواهد ماند. • خدايا ، از ما محافظت كن كه به تو پناه آورده ايم. • خداوند را خواهيم ستود و در وصف او خواهيم سرود. • اي خداوند مارا پيروز گردان و هنگامي كه كمك مي طلبيم مارا اجابت فرما. • كمك كن سخنان و افكارمان آنچه باشد تو ميخواهي. اي خداوند ، بخاطر قدرتت ترا ستايش ميكنيم و عظمت ترا مي ستاييم. خدا با ماست . محتاج به هيچ چيز نخواهيم بود. و به راه راست رهبري ميكند. حتي اگر از دره تاريك مرگ عبور كنيم نخواهيم ترسيد چون خدا با ماست. و تا ابد در خانه او ، ساكن خواهيم بود. -به خداوند اميدوار باش و بر او توكل كن . ايمان داشته باش و هرگز نااميد مشو. خداوند ماتم مارا به شادي تبديل مي كند . بنابراين سكوت نخواهيم كرد و با تمام وجود در وصف او سرود خواهيم خواند. اميد ما به خداوند است .او مددكار و مدافع ماست .او مايه شادماني دل ماست. ما به نام مقدس او توكل ميكنيم. • خداوندا، مارا تنها مگذار. و از ما دور نباش. مارا پناه ده.و شاد گردان. • تو از ما قرباني حيواني نخواستي. • قرباني ما اين قلب شكسته و اين روح توبه كار ماست. • كه به تو تقديم ميكنيم. • و از انواع قرباني هايي كه بتو تقديم مي شود خشنود خواهي گرديد. • رحمت و راستي باهم ملاقات خواهد كرد. • عدالت وصلح يكديگر را ميبوسند. • راستي از زمين خواهد روييد. و عدا لت از آسمان به زمين خواهد باريد. • خداوند به ما چيزهاي نيكو خواهد بخشيد. • و سرزمين هاي ما محصول فراوان خواهد داد. • عدالت پيشاپيش او حركت خواهد كردو راه را براي او آماده خواهد ساخت. • خداوند را ستايش كنيد .زيرا او نيكوست و رحمتش بي پايان. خداوند از اينها دور است: نگاه متكبرانه زبان دروغگو دستهاي ريزنده خون بي گناه فكر ي كه نقشه هاي پليد مي كشد. پاهايي كه براي بدي كردن مي شتابند. شاهدي كه دروغ ميگويد. تفرقه انداز • درباره فرداي خود با غرور صحبت نكن زيرا نميداني چه پيش خواهد آمد. • براي هر چيزي زماني است. • براي هر چيزي كه زير آسمان انجام ميگيرد زمان معيني وجود دارد. • آفريننده خود را به ياد آور. • بدن به خاك زمين كه از آن سرشته شده بر ميگردد. • و روح بسوي خداوندي كه آنرا عظا كرده پرواز ميكند. • بذر نيكوي عدالت را بكاريد تا محصولي از محبت درو كنيد. زمين سخت دلهاي خود را شخم بزنيد تا خداوند بيايد و بر شما باران بركات بباراند. • وقتي كه تمام اميد خود را از دست داده ايد ، خداوند را به ياد آوريد. نجات فقط ازجانب خداوند است. • خداوند را بي جهت آزمايش نكن. • خوشا بحال انانكه براي برقراري صلح در ميان مردم كوشش ميكنند. • اگر در زندگي به خدا بيش از هر چيز ديگر اهميت دهيد و دل ببنديد ، خدا همه نيازهاي شما را بر آورده خواهد ساخت. • بخواهيد تا به شما داده شود. • بجوييد تا بيابيد. • انچه ميخواهيد ديگران براي شما انجام دهند ، همان را براي آنها بكنيد. • هر كه مرا پذيرفت در واقع خدايي كه مرا فرستاده پذيرفته است. • رسوم بشري را بجاي احكام الهي به مردم تعليم ندهيد. • شما هر چه در دعا بخواهيد خواهيد يافت .بشرطي كه ايمان داشته باشيد. • آسمان و زمين از بين خواهد رفت ، اما كلام خداوند تا ابد باقي خواهد ماند. • مطمئن باشيد هر جا كه برويد خدوند هميشه همراه شماست. • هر كه خواست خدا را بجا اورد او برادر و خواهر ومادر من است. • كلام خدا: • در دل سخت دلان ، ميشنوند ولي شيطان انرا مي ربايد و مي برد و نميگذارد ايمان بياورند. • تاثير نمبكند و ريشه نميكند . ميدانند كه حقيقت دارد ولي با هر باد آزاري ،ايمان خود را از دست ميدهند. • اما در خاك خوب ، با قلبي آماده و پذيرا به آن گوش ميدهند .اطاعت ميكنند و ثمر به بار مياورد. • – خداوند را، با تمام دل ، با تمام جان ، با تمام قوت و با تمام فكرت دوست بدار. • نان حقيقي خداست. هر كه نزد او بيايد ديگر گرسنه نخواهد شد.و هرگز تشنه نخواهند شد. • خداوند نور جهان است . هر كه اورا پيروي كند در تاريكي نخواهد ماند. نور راهش را روشن ميكند. • من هديه اي نزد شما ميگذارم. ايم هديه آرامش فكر ودل است. آرامشي كه مثل آرامش ههاي دنيا بي دوام و زود گذر نيست. • خداوند هميشه با ماست. • ماراكمك ميكند .قدرت پر توان خدا پشتيبان ماست. • از اين جهت دلمان از خوشي لبريز است. و زبانمان دائما اورا سپاس ميگويد. • زيرا آسوده خاطر هستيم كه در مرگ نيز در امان خدا هستيم. • اجازه ندهيد كهگناه بر بدن فاني شما حكمراني كند و تسليم خواهشهاي گناه آلود نشويد. خود را كاملا» به خدا بسپاريد. و سراسر وجود خود را به او تقديم كنيد. • اجازه ندهيد هيچ عضوي از بدن شما وسيله اي باشد براي گناه كردن. • تظاهر به محبت نكنيد.محبتتان صادقانه باشد. • از هربدي اجتناب كنيد. • يكديگر را دوست بداريد. • در خدمت به خداوند سستي و تنبلي به خود راه ندهيد. با علاقه و با شور و شوق اورا خدمت كنيد. • بسبب آنچه خدا براي زندگيتان طرح ريزي كرده است شاد باشيد .زحمات راتحمل كنيد. • اگر كسي شاد باشد با او شادي كنيد و اگر كسي غمگين است در غم او شريك باشيد. • با مردم در صلح و صفا بسر بريد. • هر ايمانداري كه مايل است به جمع شما بپيوندد به گرمي بپذيريد. • دعايم اينست كه خدا كه سرچشمه آرامش است با همه شما باشد. • هشيار باشيد كه چيزي به ايمانتان صدمه نزند. • به خداوند وفادار بمانيد. قوي وشجاع باشيد. • همه كارهاي شما با محبت . مهرباني توام باشد. • اين كلمات را بدست خود مينويسم. محبت هاي قلبي مرا پذيرا باشيد. • هيچكس نمي تواند خدا را بفريبد.هيچكس از مكافات الهي در امان نخواهد بود. • تا جايي كه ميتوانيد در حق مردم نيكي كنيد. • هيچگاه مانع كار روح خدا نشويد. • نبوتها ،پيغامهايي كه خدا به مومنين ميدهد كوچك و حقير نشماريد. • بلكه گوش كنيد و اگر تشخيص داديد از جانب خدا هستند ، بپذيريد. • خود را از هر بدي دور نگه داريد.. • دعا ميكنم كه خود خداي آرامش شمارا تماما» مقدس سازد. • خود خداوند كه سرچشمه آرامش است به شما در وضعي كه هستيد پيوسته آرامش عطا كند.خداوند با همه شما باشد. • براي همه مردم دعا كنيد. • از خدا درخواست كنيد بر آنان رحم كند. • و بسبب آنچه براي ايشان انجام خواهد داد او را شكر كنيد. • اين پيغامي است كه خدا در زمان مناسب به جهانيان داد. • مي خواهم كه همه در هر جا، آزاد از گناه وخشم ونفرت ، دستهاي پاك خود رابلند كرده به درگاه خدا دعا كنند. • سالخورده را هرگز با خشونت سرزنش نكنيد. • افكارتان درباره ديگران هميشه پاك باشد. • اگر در دنيا ثروتي داريد به آن اميد نبنديد چون دير يا زود از بين خواهد رفت .به خدا اميد ببينديد. • بر سر مسائلي كه جوابي ندارند بحث نكنيد. • اگر كسي باعث تفرقه است هشدار و بعد رهايش كنيد. • از جر وبحث بر ير عقايد و قوانين و احكام مذهبي خودداري كنيد. • خدمتگزار خدا ، به مسلمانان مسيحي يهودي نژاد ، كه در سراسر جهان پراكنده اند سلام و درود مي فرستد. • خرد وحكمتي كه آز آسمان مي باشد ، پاك ونجيب است. صلج جو و مودب و ملايم. • حاضر به گفتگو با ديگران و پذيرش نظرات. • لبريز از دلسوزي ، واعمال نيك ، صميمي و بي ريا وبي پرده. • آناني كه صلح جو هستند ، بذر صلح مي كارند و نيكي و خير درو ميكنند. • خود را با فروتني به خدا بسپاريد.در برابر شيطان ايستادگي كنيد تا از شما دور شود. • به خدا نزديك شويد.تا به شما نزديك شود. • دستهاي گناه آلود خود را بشوييد و دل خود را فقط با عشق الهي لبريز سازيد تا پاك گردد و نسبت به خدا وفادار بمانيد. • زماني كه به ناچيزي و كوچكي خود در مقابل خدا پي برديد آنگاه خدا شمارا سرافرازوسربلند خواهد ساخت. • صبر و بردباري را از انبياي الهي خداوند بياموزيد. همه انها كه در زندگي صبر و تحمل داشتند خوشبخت شدند. -كسي كه گرفتار درد ورنج است دعا كند و كسي كه نيست شكر گذاري. پاك باشيد زيرا خداوند پاك است – اينست پيغامي كه خدا داده است تا اعلام كنيم. خدا نور است و ذره اي تاريكي در او وجود ندارد. خدا محبت است. -خداوند پيامي بهمه فرستاده: تا آنچه شيطان با ادعاي تقوي وسيله گمراه كردن عده بسياري كرده را دوباره تعليم دهد. • فرخنده باد خدايي كه شريعت پاك خود را بر بنده اش موسي ، عطا فرمود تا شيطا ن مارا نفريبد. • نميشود هم دوستي خدا هم دنيا را در دل داشته باشيد.در يك لحظه نميشود هم به آسمان هم به زمين نگريست. • – خداوند موجودي است كه بدون او چيزي نيست. • درهمه جا هست. • نه پدري نه مادري براي اوست. • در زمين نميتوانيد آنطور كه بايد و شايد اورا ببينيد وبشناسيد. • يك برگ بدون اراده او نمي افتد. • و چون بگورها نگاه كنيد در ميابيد كه جسد چيست. • هر كس كه خدا براي او باشد هم چيز براي او خواهد بود. • كساني را كه موجب لغزش شما در خدمت به خدا ميشوند چنان واگذاريد كه گويا دشمنانند. خداوند گفت: من خداي يگانه ام. خدايي جز من نيست. از پاي در مياورم و شفا ميدهم. ميميرانم و زنده ميكنم. به آتش فرو ميبرم و از آن برمي آورم. كسي نميتواند خودش را از من برهاند. خدايا ، بزرگي و احترام تراست. • خدايت را به تمام دل و تمام خرد ، برتر از هر چيز ، دوست بدار. • هر چه انسان دوست بدارد ، او خدايش است. و بهمين قياس كنيد هر خطايي و هر بتي. • پيوسته دعا كنيد تا بشما داده شود. • و بايد كلامتان اين باشد: • پاك باد نام مقدس خداوند – كه مشيت او هميشه نافذ است –در آسمان ودر زمين –روزي مارا بده .لغزش ها را ببخش. • ما را در آزمايش پيروز گردان –و از شر حفظ فرما – • خداييكه مجد و عظمتش تا هميشه بايد. • خداوند به قلب شما مينگرد. • ببخشيد وببخشاييد. • براي هم امتهاي روي زمين، خدا ، آورنده اخلاص و رحمت است. • تنها دو كلمه براي بازگشت:خداوندا خطا كردم ، بمن رحم آور. • زندگي ومرگ هر دو زيرقدرت زبانند. • از ستايشگران بپرهيزيد. ستايش تناه مخصوص خداست. • دلت را كاملا» نگه دار. • واي بر روزگاري كه ميخواهند بدني را خشنود كنند گه جز گل نيست و فراموش ميكنند خداوندي را كه همه چيز را آفريده. • هر كس دوستي بيابد ، يكي از خوشيهاي بهشت را پيداكرده. • اگر برادرت خطاكار است ، اصلاحش كن ، و اگر نپذيريت پايت را جاي پاي او نگذار. • توبه : • بجاي خوشگذراني ، روزه • بجاي خواب ،بيداري • بجاي تنبلب ، كار وكوشش • بجاي شهوت ، پاكدامني • به نماز برگرد و بخشش. • انسان جز بر گناه خود بر هر چه بگريد خطاست. • توبه كننده بداند: شيطان در كمينست ، • با زياده روي • با رنج وافر جسمي • تا پيوسته در گناه بماند. گريه و روزه و شب زنده داري ، بايد بفراخور ساختمان افراد باشد. در هر كار نيكي بگوييد : پروردگار كرده در هركار بد وپستي يبگوييد: لغزييديم. شيطان را نه با زبان نه با دوگوش ، نپذيريد. كسيكه به خدا ايمان آورد هرگز نخواهد مرد. از اين رهگذر به كمال نجات خود ميرسد. و بواسطه ،خدا را در وجود خود مي شناسد. خداوند با زبان من ، شمارا مياموزاند. ستايش مخصوص خداست كه پاك است و ابدي. • والحمدالله رب العالمين • • • • • •

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.