سكانس»ميخواهم تاثير بگذارم»
اليس دزد ميشود
تنهام.. كسي چيزي نميدونه…
همه چيرو تموم كردم…
هنوز به قاشق فروشي نيافتادم…
يه چيزي لازم دارم…
مامان پولاش را ميذاره تو گاز.
ميرم..
دو تومن..
بعدا ميذارم سرجاش…
…
اعلام ميشه..
دزد دستگيرشد…
خجالت ميكشم… توجيح ميكنم..نفهم…بفهم ديگه..
جودي ابوت مياد..
چند تاسكه براش اوردن..
ذوق ميكنه..
ميپره بالا…
چقدر خوشحالم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
………..
تاييد شد..
ديوي.. 90 درصد همان باباي سولومونه….
……
……
بي زن از كجا امد؟
هيچ كسي نيست…
همه رو امنحان كردم…
فايده نداشت..
اشناست..
خيلي اصرار ميكنه.. قبول نميكنم…
چند سال ميگذره…
نميخوام.
حالم خوب نيست.
فكر ميكنم.
قبول ميكنه؟ محرم شيم نه سيخ بسوزه نه كباب.
لااقل ساپورت ميكنه.. تا جا بيافته تو كار. بعد استارت ميزنم.
قبول ميكنه.
خيلي سخته برام.
اوكي.
باشرط.
بهش ميگم..
مواظب باش.. من يه كم مسئله دارم.. مديونت نشم..ميگه اوكي.
كاري نميكنه…
ولش ميكنم..
حالا ديگه «وسوسه» نميشم شايد اين كمك كنه.
به يه راه ديگه فكر ميكنم.
……
مجبور بودم «سنگ» بخرم.
با پول كوپن هرچي….
چيزي واسه خودم نميخرم.
بهشون نماز ميخونم.
جلوي چشمم تغيير ميكنن.
انگار تبديلن..
درست نميشناسم…
هنوز نميفهمم خريدار نداره..
ميبرم بازار.. نشون بدم.. مسخره ميكنن.. برو پايين تسبيح فروشها…
حالا غيب شدن..
دست بند نقره سبز را خيلي دوست داشتم.
علاقه خاصي به سنگ و ديوارهاي سنگي دارم.
……
دوره هاي انقلاب
دوسال حبس
بستري اول
تبعيد
بستري دوم
هجمه اول
انقلاب اول
انقلاب دوم
ادامه دارد…..
یه سخن از کوروش
ازکسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم
آنها مرا قویتر میکنند
از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم
آنان قلب مرا بزرگتر میکنند
ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم
آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست
از کسانیکه با من مـــــیمانند سپاسگزارم
آنان بمن معنای دوست واقعی را نشان میدهند
اينجا سرزمين عجايب است.
برداشت ازاد.