تنها خداست که می ماند…ن والقلم وما یسطرون… وهذا ذکر

سپتامبر 30, 2011

فلاش بك براي انها كه «كم» ميدانند.

دسته‌بندی شده در: دانستنی ها — godforalways @ 9:42 ق.ظ.

فلاش بك
بازار مسگرها.. خانم.. برو پشت.. اهن رو كيلويي ميخرن.. وزن كن..
ميرم سيني رو بيارم.. انگار كرومه.
قاليچه دستمه.. براقه.. كيفيت داره.. بازار فرش فروشها..
داد ميزنن… اسم ميارن(يعني ما بي تقصيريم).. همه بازار فرش را ميگردم.
كسي نميخره.. خانم خودتو خسته نكن..
من هزارتومن ميخرم اگه تعداده… خنده ام ميگيره..
مدتها بعد ..سيد اسماعيل.. خانم اين جاش عباس اباده نه اينجا.. فردا بيار.
ميرم.. نيست.. غيب شده.

هديه ميدمش به ندا….گانگستر بزرگ وقاشق هايش


…..
تولد ديويه…
رفتم كرجستان.. شلوغه.. خودشون شروع كردن دوباره..
بريم بيرون.. سه تايي..
جايي تو ارتفاعات كرج.. موقع امدن مرغي ذبح كردم.. مولوي.. اقا اروم دردش نياد…
زير لب تكرار ميكنه.. نه عزيزم.. دردت نمياد..(تو ارتفاعات)..
ميريم بالا.. روبروم چند نفر نشستن.. هي بلند ميخندن..
بلند ميشيم برگرديم.. داد ميزنن.. ميخندن.. ديدي چند قدم ميره به سمتشون.. برميگرده.. به چي ميخندن؟
ديگه سعي ميكنه نياد بيرون..
اراذل اوباشن.
……
ندا زنگ ميزنه.. تازه از تهران رفته.. تو هتل اينجا اذيت شد و تحقير…انقدر عصبي هست كه ارتباط نگيره..
هر روز..
ميره…خواب ميبينم موجها رفتم وسط دريا…
تماس ميگيره.. بهار.. خواب ديدم وسط دريايي .. عروس شدي..
خوشحاله..
نميدونه خوابش چه تعبيري داره…

نيل گريه مي كنه.. ميخوام باهات صحبت كنم…
نميخواد..
زنگ ميزنن.. پشت در.. ماموران «اورژانس»…
خاتمه سكانس دوم بستري.

……
كارهاي خونگي ميكنم.. برگ سازي.. طرح خست ميده.. تازه اين شده..
معلومه نميشه..
كار نقاشي رو كاشي…
بازم هم..
همش هزينه..
خدايا.
……..
ميرم.. جلو وجلوتر..
اهنگ ميخونه..
من همونم كه يه روز.. امدم دريا بشم.. امدم بزرگترين.. درياي دنيا بشم..
حالا يه مرداب شدم… يه طرف به ..اسمون….

گريه ام ميگيره…
ماهي صفت ميخونه.. به مسخره..
من همونم كه يه روز…
و همه ميخندن.
به چي مي خندن؟
……
قوها هستن.. روبنده توري زدم.. لباس وشلوار و پيرهن.. چادر وروسري..
از شدت روپا وايستادن گاهي بيهوش ميشم..بدون غذا.
وعظ ميكنه..
فاسق.
تو فاسقي.

……..

شكمم نبض ميزنه.. انگارراسته..
ميپيچه بهم… شديد… چند قطره خون دفع ميكنم….الزايمر.
………..

گوينده داد ميزنه..
سكانس فعلي..
بچه اش رو توخيابون دنيا بياره.
خنده ام ميگيره.
اوكي.

……
ياد برنادت ميافتم…
چي ميشه كسي مقدس ميشه؟
بعدش چه زندگي پيدا ميكنه؟

به اليس فكر مي كنم..
دريا بود؟ به اسمون رسيد؟ اين مرداب چيه.. دوطرفش كجاس؟
مرد ميگه.. مصائب مسيح انقدر هم نبوده..
ما وسطي بازي كرديم..
كسي چيزي درك ميكنه؟
بهتره با ماهي صفت بخندين.

……
دارم اسمون رو نگاه ميكنم.. علاقه خاصي دارم..
ابر ميره.. نورخاصي برق ميزنه..فرشته اش انگار
چشمام مي بندم..
باز ميكنم..
همه جا سبزه..سبز خاص تيره…
زميني نيست..
همه چي..
خوشم مياد.. تموم نشه..
نميدونم رنگ بهشته؟

…….
خوابم… نوريگردباد مانند كوچك.. وارد ميشه.. تمام وجودم گز گز ميشه.. حس عجيبيه..
انگار .. يار دارد سر شكار من…. شاهبازي به شكار مگسي ميايد…
ميره.. به نيل ميزنه.. ضربه.. ميترسه..چي بود اين؟…. از در خارج ميشه.

طنز روز:
همه سايتها مثل سايت كلوب از» نقاشي امنيتي «براي ورود استفاده كنند.
از» شمع امنيتي» هم ميتوانيد تو تولدها استفاده كنيد.
مخابرات اول پول
شكايت: لطفا سازمان ملل شكايت عضو ناظر را براي عدم استرداد وجه شمع در اتهامات مربوطه قرار دهد.4 ميليون.
مخابرات اول پول ميگيره بعد وي پي ان را قطع ميكنه.
اينجا سرزمين عجايب است.
برداشت ازاد.
https://www.facebook.com/photo.php?v=10150309422931027اليس وجود داشت.

نوشتن دیدگاه »

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

خوراک آراِس‌اِس دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناساگر دنبالک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.