واگذارى امر دين به پيغمبر * كافه للناس
بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ فِي أَمْرِ الدِّينِ
پس امر رسولخدا صلى اللّه عليه و آله با امر خداى عزوجل و نهى او با نهيش موافق و برابر است ، بر بندگان لازمست تسليم او باشند همچنانكه تسليم خداى تبارك و تعالى هستند.
• حنيفا مسلما) يعنى (خالصا مخلصا) كه چيزى از پرستش بتها در آن نباشد.
• انفاق كن و از فقر مترس ، و سلام را در جهان منتشر كن و بحث و جدل را رها كن.
• خوشا حال كسى كه عبادت و دعايش را براى خدا خالص كند و دلش را بآنچه چشمش مى بيند مشغول ندارد و بدانچه گوش مى شنود، ياد خدا را فراموش نكند، و براى آنچه بديگرى داده شده اندوهگين نشود.
• پايدارى بر عمل تا خالص ماند، سخت تر از خود عمل است و عمل خالص آنست كه : نخواهى هيچكس جز خداى عزّوجلّ ترا بر آن بستايد،
• دل سالم كسى دارد كه پروردگارش را ملاقات كند، در حالى كه جز خدا احدى در دلش نباشد، و هر دلى كه در آن شركى يا شكى باشد، ساقط است و (انبياء و اولياء خدا) زهد دنيا را اختيار كردند تا دلشان براى آخرت فارغ باشد.
• استعداد و قابليت اشخاص در پذيرش ايمان مختلف است و خدا هر كس را باندازه استعدادش تكليف كرده و بازخواست مى نمايد، شما هم در علوم و اعمال و اخلاق دينى ، از هر كس بقدر وسع و طاقت و استعداد و قابليتش متوقع باشيد كه تحميل بيش از استعداد و طاقت او را سنگين با رو خسته و وامانده كند.
• لباس اسلام حيا و زينتش وقار و سنگينى است و مردانگيش عمل صالح و ستون و پايه اش پرهيزكارى است ، و هر چيزى را اساس و پايه اى است و پايه اسلام محبت خدا است.
• پس به سبب ايمان بر اعمال صالح استدلال شود و با اعمال صالح فقه و دانش رونق گيرد و فقه و دانش موجب ترس از مرگ شود، و با مرگ دنيا خاتمه پذيرد و با دنيا قيامت بگذرد (با اعمال شايسته در دنيا گرفتاريهاى قيامت بگذرد) و با قيامت بهشت نزديك شود و بهشت مايه حسرت و افسوس اهل دوزخ و دوزخ مايه پند پرهيزگاران و پرهيزگارى پايه ايمانست .
• ايمان چند پايه دارد: توكل بر خدا…تلاش…. واگذار كردن امر بخدا، ….راضى بودن بقضاى خداى ، …تسليم بودن بامر خداى عزّوجلّ. • مؤ من را سزاوار است كه داراى چند خصلت باشد: هنگام شدائد باوقار باشد، هنگام بلا شكيبا باشد، در فراوانى نعمت سپاسگزار باشد، بآنچه خدا روزيش كرده قانع و خرسند باشد، بدشمنانش ستم نكند، بارش را بر دوستانش نيفكند ، بدنش از او در رنج و مشقت باشد (از بسيارى عبادت و قضاء حوائج مردم )، مردم از ناحيه او در آسايش باشند، همانا علم دوست مؤ من است و بردبارى و زيرش و عقل امير سپاهش (يعنى اعضاء و جوارحش بفرمان عقلش رفتار كنند) و مدارا برادرش و احسان پدرش باشد.
• ميدان اسلام قرآن است و نورش حكمت و حصارش نيكى و ياورانش نيكان.
• همواره كوشش كن ، مبادا خود را در عبادت و طاعت خداى عزوجل بى تقصير دانى ، زيرا خدا چنانكه شايسته است ، پرستش نشود.
• غلو كننده كدامست ؟ درباره ما گويند آنچه درباره خود نگوئيم .
• بر امتم از سه چيز ميترسم : گمراهى بعد از معرفت و فتنه هاى گمراه كننده و شهوت .
• هر كه بداند خداى عزوجل او را ميبيند و هر چه ميگويد و ميكند از خيرو شر ميشنود ،آگاهست و همين دانش او را از كارهاى زشت باز دارد، كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و خود را از هوس باز داشته است .
• سخن خدا:اى آدمى زاد! تنها بعبارت من پرداز تا دلت را از بى نياز پركنم و نسبت بخواستت ترا بخودت وانگذار، و بر من است كه نياز را از تو بردارم و دلت را از ترس خود پركنم ، و اگر براى عبادتم خود را فارغ نسازى : دلت را از گرفتارى دنيا پركنم ، سپس در نياز را برويت نبندم و ترا با خواستت واگذارم.
• عبادت كنندگان چند دسته اند: گروهى كه خداى عزوجل را از ترس عبادت كنند ، …. مردميكه خداى تبارك و تعالى را بطمع ثواب عبادت كنند ، …. دسته اى كه خداى عزوجل را براى دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادتست.
• صبر نسبت به ايمان مانند سر نسبت به تن و هر كه صبر ندارد ايمان ندارد.
• سپاسگزارى افزايش در پى دارد.
• خلق نيكو گناه را آب كند، چنانكه خورشيد يخ را آب ميكند.
• هر كه زبانش راست باشد كردارش پاك است .
• گناهان را بحسنات تبديل كند: راستگوئى و حيا و خوشخلقى و سپاسگزارى .
• گذشتن از كسى است كه بتوستم كرده و پيوستن با كسيكه از تو بريده و نيكى باكسيكه بتو بدى كرده و بخشيدن بكسيكه ترا محروم ساخته .
• انسان با تفكر بهر خيرى ميرسد.
• از محكمترين دست آويزهاى ايمان اينستكه : براى خدا دوست بدارى و براى خدا دشمن بدارى و براى خدا عطا كنى و براى خدا دريغ دارى .
• نزديكترين مردم بخدا متواضعانند، دورترين مردم از خدا هم متكبرانند.
• خدا ملايم است و ملايمت را دوست دارد و از ملايمتش نسبت بشما، بيرون بردن كينه ها و مخالفت دلهاى شماست.
• همانا ايمان برتر از اسلام و يقين برتر از ايمانست و چيزى گرامتر از يقين نيست .
• عبادت بنماز و روزه بسيار نيست ، همانا عبادت انديشيدن در امر خداى عزوجل است .
• با تفكر دل خود را بيدار ساز.
• هر مؤ منى در دلش دو نور است : نور ترس و نور اميد.
• عابدترين مردم كسى است كه نسبت بهمه خير خواه و پاكدل باشد.
• حق مسلمان بر مسلمان اينستكه او سير نباشد و بردارش گرسنه و او سيراب و برادرش تشنه و او پوشيده و برادرش برهنه ، پس چه بزرگست حق مسلمان بر برادر مسلمانش.
• اصحاب خود را بزرگ داريد و احترام كنيد و بيكديگر رو ترش نكنيد. زيان نزنيد و رشك نبريد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان مخلص خدا باشيد.
• با يكديگر پيوستگى و خوشرفتارى و مهرورزى و عطوفت داشته باشيد.
• سلامتى دين و صحت بدن بهتر از مالست و مال يكى از زينتهاى دنياست .
• لبخند شخص در روى برادر مؤ منش حسنه باشد.
• همانا اين دين محكم و متين است ، پس با ملايمت در آن در آئيد و عبادت خدا به بندگان خدا با كراهت تحميل نكنيد تا مانند سوار درمانده ئى باشيد كه نه مسافت را پيموده و نه مركبى بجا گذاشته.
• ازكاملترين مردم از لحاظ ايمان، خوشخلقترين آنهاست .
• روز خود را بكار خير آغاز كنيد، و در اول و آخر روز برفرشتگان گماشته خود نيكى املا كنيد (تا در اول و آخر روزنامه عمل شما نيكى نوشته شود) و در آن ميان براى شما آمرزش باشد.
• چون اراده كار خيرى كردى بشتاب ، زيرا نميدانى چه پيش ميآيد.
• خوشا حال كسى كه خلقش طيب و طبعش طاهر و باطنش شايسته و آشكارش نيكو باشد، و زيادى مالش را بدهد ،از خود انصاف دهد.
• از بهترين اعمال ، انصاف دادن مردم از خود و مواسات با برادر دينى و ياد خداى عزوجل در هر حال است .
• هرگونه دوست دارى مردم با تو رفتار كنند، تو با آنها رفتار كن ، و هر چه را ناخوش دارى مردم را با تو كنند، با آنها مكن.
• آنچه از آن خداست ، اينستكه اورا عبادت كنى و چيزى را شريكش نسازى ، و اما آنچه از آن توست اينستكه پاداش عمل ترا بدهد زمانيكه از همه وقت بدان نيازمندترى . و اما آنچه ميان خدا و تواست دعا كردن تو و اجابت او است . و اما آنچه ميان تو و مردم است ، اينستكه براى مردم بپسندى آنچه براى خود ميپسندى و براى آنها نخواهى آنچه براى خود نخواهى .
• روا ساختن حاجت مردم از افضل عباداتست.
• تقيه هنگام اضطراراست. و تقيه كننده خود داناتر بآنست زمانيكه برايش پيش ميآيد.
• چيزى بيشتر از گناه قلب را فاسد نكند، قلب مرتكب گناهى ميشود و بر آن اصرار ميورزد تا بالايش بپائين ميگرايد سرنگون و وارونه ميشود و سخن حق و موعظه در آن نميگنجد و تاءثير نميكند
• واى بر كسانيكه دين را دام بدست آوردن دنيا كنند، واى بر كسانيكه مردمى را كه بعدالت دستور دهند بكشند، واى بر كسانيكه مؤ من در ميان آنها با خوف و تقيه بسر برد.
• از مجادله و ستيزه بپرهيزيد كه دلهاى دوستان و برادران را بيمار كنند و نفاق رويانند.
• هر كس مالك غضب خود نباشد، مالك عقل خود نخواهد بود.
• حسد ايمان را ميخورد، چنانكه آتش هيزم را ميخورد.
• مؤ من غبطه برد و حسد نبرد.
• كسى كه تعصب برد ،رشته ايمانرا از گردن خويش باز كرده است .
• از بزرگترين تكبرها خوار شمردن مخلوق است.
• دشنام دادن و بدزبانى و هرزه گوئى از (نشانه هاى ) نفاق و دوروئى است .
• ستم بر سه گونه است : ستميكه خدا بيامرزد، و ستميكه خدا از آن صرفنظر كند، اما آنستميكه خداوند نيامرزد شرك است ، و اما آنستميكه خدا بيامرزد ستمى است كه انسانى بخويشتن كند ميان خود و خداى خود، و اما ستميكه خدا صرفنظر نكند حقوقى استكه مردم بيكديگر دارند.
• از هواهاى (نفسانى ) خود بر حذر باشيد و بترسيد چنانچه از دشمنان حذر ميكنيد.
• دروغ ويران كننده ايمان است .
• لغزشهاى مردم را جستجو نكنيد.
• ازدورترين بنده ها از خدا آن است كه با مردى برادرى كند و لغزشهاى او را بر او نگهدارى كند كه روزى بر آنها سرزنشش كند.
• از خداوند طلب آمرزش كن براى آنكه غيبتش كردى هر زمان بيادش افتادى .
• از غيبت ، تهمت ، بدانديشي، سخن چيني بپرهيزيد.
• سزاوار نيست كه با فاجر (هرزه ، تباهكار، نافرمان ) و نه با احمق و نه با دروغگو رفاقت كند.
• چون بنده توبه نصوح كند خداوند او را دوست دارد، و در دنيا و آخرت بر او پرده پوشى كند،
• آنكس كه بيايدش اندرزى از جانب پروردگارش پس باز ايستد، از آن اوست آنچه در پيش گذشته است.
• دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است.
• ترش روئى بمردم دشمنى ببار آرد.
• دوستى كردن با مردم نيمى از خرد است .
• پس هرگاه شخصي بشما سلام كرد باو بگوئيد: سلام
• از درون مردم كاوش و جستجو مكن كه بى رفيق و دوست بمانى .
• احترام كنيد كسى كه موى خود را مومن سفيد كرده.
• شوخى از خوش خلقى است ، و تو بدان وسيله برادرت را خوشحال و مسرور كنى. صورتيكه صورتيكه فحشى نباشد.(در جايي كه نبايد،شوخى مكن كه روى مردم بتو باز شود و بر تو دلير شوند.)
• ستيزه مكن كه شخصيت تو را ببرد.
• با كسى كه همراهي كنى اگر بتوانى دست خيرت را بر سر او نهى و باو سود رسانى و نيكى كنى ،بكن .
• همسايه اش از ازار او آسوده باشد. • براى هر كارى ، ((ان شاء الله ))
• دوست هر انسانى عقل او است و دشمن او جهلش.
• تنها صاحبان خرد اندرز مىگيرند.
• با مردم به اندازه عقل خودشان سخن گو.
• هيچ تهيدستى سختتر از نادانى و هيچ مالى سود بخشتر از عقل نيست.
• طلب علم بر هر مسلمانى(تسليم) واجب است . آموخت براى خدا، عمل كرد براى خدا، تعليم داد براى خدا.
• گفتگوى با عالم در خاكروبه بهتر از گفتگوى با جاهل است روى تشكها.
• زكاة علم اين است كه آن را به بندگان خدا بياموزى.
• هفتاد گناه جاهل آمرزيده شود پيش از آنكه يك گناه عالم آمرزيده شود. تشديد الامر
• دانا، سرش تواضع است، چشمش بىرشكى، گوشش فهميدن، زبانش راست گفتن حافظهاش كنجكاوى، دلش حسن نيت، خردش شناختن اشياء و امور، دستش رحمت، پايش ديدار علماء همتش سلامت، حكمتش پرهيزگارى قرارگاهش رستگارى، جلودارش عافيت و مركبش وفا، اسلحهاش نرم زبانى، شمشيرش رضا، كمانش مدارا، لشكرش گفتگوى با علماء، ثروتش ادب، پسندازش دورى از گناه، توشهاش نيكى، آشاميدنش سازگارى، رهبرش هدايت، رفيقش دوستى نيكان.
• آنچه پيغمبران آوردهاند و آنچه بر بندگان نازل شده، كافى است كه بر خردمندان راهنماى پروردگار باشد.
• همانا پايان و سرانجام سوى پروردگارت باشد. پس چون سخن به خدا رسيد باز ايستيد.
• اى پسر آدم: اگر دل ترا پرندهاى بخورد سيرش نكند و اگر بر چشمت سوراخ سوزنى نهند آنرا بپوشانيد، تو خواهى با اين دو (عضو كوچك) سلطه آسمانها و زمين را بشناسى، اگر راست مىگوئى اين خورشيد است كه مخلوقى از مخلوقات خداست، اگر توانستى چشمت را به آن بدوزى چنانست كه تو مىگويي… والاست خدا ، والاست خدا ، هر كه به آنچه آنجاست دست درازى كند هلاك گردد.
• هيچ قبض و بسطى (تنگى و فراخى، بستن و گشودنى) نباشد جز آنكه براى خدا نسبت به آن خواست و حكم و آزمايش است. و در حال تلاش واجب است.
• بر دنيا شكيبا باشيد كه آن ساعتى است ، زيرا آنچه كه از دنياى گذشته (اكنون ) نه دردى از آن احساس كنى و نه شادى ، و آنچه نيامده كه ندانى چيست . همانا دنياى تو آن ساعتى است كه در آنى پس در آن يكساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانى خداوند شكيبا باش.
• ازامت من برداشته شده : خطا، فراموشى ، آنچه بزور بآن وادار شوند، آنچه تاب آنرا ندارند،.
• دعا و درخواست از خدا، سلاح انسان است . هر گاه دعا كردى به دل توجه كن. و كار خود بخدا واگذار.
• اشكى كه در تاريكى شب از ترس خدا بريزد و جز خدا چيز ديگرى بآن منظور نباشد،گرامي است.
• خداى عزوجل به موسى فرمود: در شب و روز مرا بسيار ياد كن ، و به هنگام بلايم شكيبا باش ، و پيش ذكر من آسوده باش چون با ذكر من دل آسوده شود و مرا بپرست و چيزى را شريك من قرار مده. • أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ إِلَهاً وَاحِداً أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً.



